سال بعدالفهرستسال قبل

السيد علي القاضي الطباطبائي(1285 - 1366 هـ = 1869 - 1947 م)

السيد علي القاضي الطباطبائي(1285 - 1366 هـ = 1869 - 1947 م)




علم النسب-الأنساب

علما و مفاخر-علما و بزرگان دینی-قرن پانزدهم-سید مهدی قاضی طباطبائی-سایت حوزه
نسب و خاندان
تعداد بازدید : 7250 تاریخ درج : 1390/10/04

عالم ربّانی سید مهدی قاضی طباطبایی، از عالمانی است که علی رغم زهد و تقوا و تبحّرش در علوم مختلف، چهره مشهوری به شمار نمی رود؛ در حالی که وی علاوه بر ویژگی های اخلاقی و علمی اش، فرزند یکی از بزرگ ترین عارفان و استاد جمعی از نام آوران عرصه سلوک الی الله است.

نسب سید مهدی قاضی به شرح ذیل است:

سید مهدی، فرزند سید علی، فرزند حاج میرزا حسین، فرزند میرزا احمد قاضی (م 1267 ق. در شیراز)، فرزند میرزا محمدتقی قاضی (م 1222 ق.) - نسب وی در این شخص، با شهید قاضی طباطبایی و علامه طباطبایی مشترک است - فرزند میرزا محمد قاضی فرزند میرزا محمدعلی قاضی (شهید)، فرزند میرزا صدرالدّین محمد (معروف به میرزا صدرا قاضی)، فرزند میرزا یوسف (نقیب الاشراف)، فرزند میرزا صدرالدّین محمد کبیر قاضی، فرزند مجدالدّین، فرزند امیراسماعیل، فرزند سید محمد کبر (مشهور به میرشاه میرقاضی)، فرزند امیرنورالدّین (سراج الدین)، فرزند امیر عبدالوهّاب (شیخ الاسلام شهید در سال 922ق)، فرزند امیرعبدالغفّار، فرزند سید عمادالدّین، (امیر حاج)، فرزند فخرالدّین حسن، فرزند کمال الدّین محمد، فرزند سید حسن، فرزند شهاب الدّین علی، فرزند عمادالدّین علی، فرزند سید احمد، فرزند سید عماد، فرزند ابی الحسن علی، فرزند ابی الحسن محمد، فرزند ابی عبدالله احمد، فرزند محمد اصغر (معروف به ابن خُزاعیه)، فرزند ابی عبدالله احمد، فرزند ابراهیم طباطبا، فرزند اسماعیل دیباج، فرزند ابراهیم غمر، فرزند حسن مثنّی، فرزند امام حسن مجتبی علیه السلام.[1]

از دیرباز خاندان بزرگی که سید مهدی قاضی از آن برخاسته است، چه در افواه و چه در منابع تاریخی که شرح حال رجال این سلسله را به نگارش در آورده اند، به دو نام «قاضی طباطبایی» و «شیخ الاسلامی» مشهور بوده اند. کثر مردان این دودمان از عالمان بزرگ و مشاهیر عرصه های علمی، سیاسی و فرهنگی بوده و سالیان متمادی به صیانت از فرهنگ اسلامی، مقاومت در برابر استبداد، قضاوت و حلّ و فصل مشکلات اجتماعی مردم اشتغال داشته اند.

این خاندان به عنوان سادات «عبدالوهّابیه» نیز شهرت دارند. مرحوم آیةالله قاضی در انتهای شرح که بر کتاب «ارشاد» شیخ مفید نوشته همه اجدادش را ذکر کرده و خاطرنشان نموده است نیکان ما همه از سادات زواره هستند.[2]

نخستین فرد از این طایفه، که به خطّه آذربایجان مهاجرت نمود و ریشه این شجره طیّبه را در آن سامان کاشت، عالم ربّانی و فقیه متبحّر شیخ الاسلام امیر عبدالغفّار طباطبایی می باشد که علاوه بر مهارت در علوم دینی، در فنون غریبه نیز تبحّری به سزا داشت. وی تا قبل از مهاجرت به مناطق شمال غربی ایران، در شهر زواره به سر می برد.[3] امیر عبدالغفّار طباطبایی پس از آنکه مدت ها در برخی شهرهای ایران به سیاحت مشغول گردید و نزد بزرگان این بلاد به کسب علوم و معارف متداول مبادرت نمود، به دعوت سلطان حسن بیک آق قویونلو، معروف به اُوزون حسن، به آذربایجان رفت و در تبریز رحل اقامت افکند و به امور منصب بزرگ شیخ الاسلامی قیام کرد و از این رهگذر به ترویج ارزش های قرآنی و روایی پرداخت.

وی در سال 877 ق. به دار بقا شتافت. فرزند بزرگوارش علامه امیر سراج الدین عبدالوهاب، که تا این زمان در سمرقند به سر می برد، عازم تبریز گردید و بنا بر وصیت پدر، منصب شیخ الاسلامی را تصدّی نمود. آوازه جلالت و عظمت و ریاست این سید عالی مقام در شهرها پیچید؛ به نحوی که بعد از سر آمدن زمانش، اولاد وی به عنوان خاندان عبدالوهّاب معروف گردیدند.[4]

بعد از جنگ چالدران، که در سال 920 ق. روی داد، شاه اسماعیل صفوی وی را جهت پاره ای مذکرات و اثبات برخی ادعاها به رسم ایلچیگری به دربار سلطان عثمانی فرستاد؛ اما سلطان سلیم عثمانی او را به زندان افکند و سپس به شهادت رسانید. پیکر پکش در جوار مرقد ابوایّوب انصاری (صحابی رسول کرم صلی الله وعلیه وآله وسلم) در شهر استانبول (بندری در ترکیه کنونی) دفن گشت.[5]

در اواخر دوران زندیه و اوایل روی کار آمدن قاجاریه میرزا محمدتقی قاضی (جدّ پنجم سید مهدی قاضی)، زعامت این خاندان را عهده دار گردید. میرزا مهدی قاضی - از فرزندان او - در زلزله تبریز (سال 1193ق.)زیر آوار ماند و در حالی که اندک رمقی داشت، نذر کرد که اگر جان سالم به دربَرد، آثار خیری از خویش به یاد گار نهد. به همین دلیل بود که پس از رهایی از چنگال مرگ، مسجدی را که امروز به نام «مسجد مقبره» معروف است، بازسازی نمود و مسجد، مدرسه، سرای و یخچال میرزا مهدی از آثار خیر اوست.

حاج میرزا مهدی مردی فاضل، بزرگوار و دارای وجهه اجتماعی مهمّی بود و از شاگردان وحید بهبهانی به شمار می رفت. در سال 1241ق. به دار بقا شتافت و بنا بر وصیتش، جسد او در مسجد مقبره دفن شد.[6]

پی نوشت ها:

[1] تعلیقه آیةالله سید علی قاضی بر ارشاد شیخ مفید؛ دریای عرفان، هادی هاشمیان، ص 16؛ زندگی و مبارزات شهید آیةالله قاضی طباطبایی، رحیم نیکبخت، صمد اسماعیل زاده، ص 86 و 87.

[2] مصاحبه کیهان فرهنگی با سید محمدحسین قاضی (برادر سید مهدی)، ش 206، ص 7.

[3] تطوّر حکومت در ایران بعد از اسلام، محیط طباطبایی، ص 142؛ تاریخ اردستان، ج 1، ص 174؛ مجلّه مکتب اسلام، س 42، آبان 1381، ص 36.

[4] زندگی و مبارزات شهید آیةالله قاضی طباطبایی به نقل از رساله خطّی خاندان آل امیر عبدالوهّاب به قلم شهید قاضی طباطبایی.

[5] معجم الالقاب فی معرفة الا اسروالانساب، سید مهدی وردی کاظمی، (مخطوط)؛ اللوامع الالهیه فی مباحث الکلامیة، جمال الدین مقداد، تحقیق و تعلیق شهید سید محمدعلی قاضی طباطبایی، ص 565 - 570؛ روضات الجنات و خبات الجنان، ابن کربلایی تبریزی، تصحیح جعفر سلطان القرائی، ج 1، ص 216 و 217؛ روضه اطهار، ملامحمد امین حشری تبریزی، ص 104.

[6] تاریخ و جغرافیای دارالسلطنه تبریز، نادر میرزا، به کوشش غلامرضا طباطبایی مجد، ص 32 - 311؛ آثار باستانی آذربایجان، عبدالعلی کارنگ، ج 1، ص 282 و 283.
کلمات کلیدی
سید مهدی قاضی طباطبائی | نسب | خاندان | 






سید علی قاضی
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
سید علی قاضی Ayatollah Ghazi Near 80 Year Old.jpg
شناسنامه
نام کامل سید علی اقا قاضی طباطبایی تبریزی
لقب علامه، آیت الله العظمی، عارف بالله، سید الاولیا
تاریخ تولد

۱۳ ذی الحجه ۱۲۸۵
۷ فروردین ۱۲۴۸
زادگاه تبریز ایران
محل تحصیل تبریز - نجف
تاریخ مرگ

۶ ربیع‌الاول ۱۳۶۶
۸ بهمن ۱۳۲۵
شهر مرگ نجف
مدفن وادی‌السلام
اطلاعات آموزشی
شاگردان شیخ عباس قوچانی
سید هاشم حداد
علامه طباطبایی
محمدتقی بهجت
محمدتقی آملی
سید عبدالحسین دستغیب
سید ابوالقاسم خویی
سید محمد حسن الهی طباطبایی
با سید محمدعلی قاضی طباطبایی اشتباه نشود.
سید علی قاضی در حدود ۵۰ سالگی

سید علی قاضی طباطبایی (۱۳۲۵–۱۲۴۸ خورشیدی/ ۱۳۶۶–۱۲۸۵ قمری)، فقیه، حکیم و عارف شیعه سده سیزده و چهارده خورشیدی بود.
محتویات

۱ زندگی‌نامه
۱.۱ تحصیلات
۱.۲ سلسله استادان
۱.۳ وفات
۱.۴ سالم ماندن جسد سید علی قاضی
۲ شاگردان
۲.۱ سید علی قاضی در بیان شاگردان
۳ فرزندان
۴ وصیت‌نامه
۵ منابع
۶ پیوند به بیرون

زندگی‌نامه

وی در ۷ فروردین سال ۱۲۴۸ خورشیدی (۱۳ ذی‌الحجه سال ۱۲۸۵ قمری) در تبریز زاده شد. وی فرزند میرزا حسین (درگذشته ۱۳۱۲ ق) طباطبایی بود. سلسله نسب آن‌ها به علی بن ابیطالب می‌رسد.[۱]

میرزا حسین قاضی خود اهل معرفت و از شاگردان میرزا محمدحسن شیرازی بوده و کتابی در تفسیر سوره حمد و انعام نوشته است.[نیازمند منبع]
تحصیلات

سید علی قاضی علوم مقدماتی را در تبریز در نزد پدرش، سید حسین قاضی و میرزا موسی تبریزی و میرزا محمدعلی قراچه داغی آموخت. دروس ادبیات عرب و ادبیات فارسی را در نزد میرزا محمدتقی تبریزی متخلص به «نیر» خواند. سید علی قاضی در سال ۱۳۰۵ قمری در سن ۲۳ سالگی عازم نجف شد. او پس از اقامت در نجف، تحصیلات خود را در نزد اساتیدی از جمله فاضل شربیانی، شیخ محمد ممقانی، شیخ فتح‌الله شریعت و آخوند خراسانی ادامه داد، و در سن ۲۷ سالگی به درجه اجتهاد رسید. او همچنین در نزد شیخ محمد بهاری و سید احمد کربلایی که هر دو از شاگردان ملا حسینقلی همدانی بودند، مکارم اخلاق و علوم عرفانی آموخت. سید علی قاضی در لغت عرب بی‌نظیر بوده‌است، گفته شده که او چهل هزار لغت از حفظ داشت و شعر عربی را چنان می‌سرود که اعراب تشخیص نمی‌دادند سراینده این شعر غیرعرب است.[۲]
سلسله استادان

سید علی قاضی از نوجوانی تحت تربیت پدرش، سید حسین قاضی بود و جوهره حرکت و سلوک وی از پدرش است. وی پس از آن که به نجف رفت، نزد شیخ محمد بهاری و سید احمد کربلایی معروف به واحدالعین به یادگیری مکارم اخلاقی و عرفانی پرداخت و این دو نیز از شاگردان ملا حسین قلی همدانی بودند. سلسله استادان ملا حسینقلی همدانی به سید علی شوشتری و سپس به شخصی گمنام به نام ملای جولا می‌رسد. [نیازمند منبع]
وفات

سید علی قاضی در ۸ بهمن ۱۳۲۵ خورشیدی (۶ ربیع‌الاول ۱۳۶۶ قمری) در سن ۷۷ سالگی وفات نمود و در قبرستان وادی السلام نجف، نزد پدر خود، به خاک سپرده شد.[۳].پدرشان البته در تبریز فوت نمودند
سالم ماندن جسد سید علی قاضی

در حدود سال ۱۳۵۶ خورشیدی هنگام دفن دختر سید علی قاضی در کنار قبر پدرش مشخص می‌گردد که بدن پدرش پس از حدود چهل سال هنوز تازه است و متلاشی نشده است.[۴]
شاگردان

بسیاری از استادان بزرگ فلسفه و عرفان اسلامی از شاگردان سید علی قاضی بودند. از میان شاگردان مشهور وی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

سید عبدالاعلی سبزواری
محمدتقی بهجت[۵]
حسنعلی نجابت شیرازی[۶]
سید عبدالحسین دستغیب[۶]
سید محمدحسین طباطبایی[۶]
سید هاشم حداد[۶]
شیخ عباس قوچانی[۶]
محمدتقی آملی[۶]
سید هاشم رضوی کشمیری[۶]
سید حسن مسقطی[۶]
علی‌محمد بروجردی[۶]
حسن مصطفوی[۶]
سید احمد رضوی کشمیری[۷]
سید محمدحسن الهی طباطبایی
سید ابوالقاسم خویی
سید عبدالکریم رضوی کشمیری
سید عباس کاشانی
سید عبدالاعلی سبزواری
سید حسن شالی
علی اکبر برهان
محمدتقی لاری
محمدجواد مظفر
میرزا علی اکبر مرندی

سید علی قاضی در بیان شاگردان

سید علی قاضی در تفسیر قرآن و معانی آن مهارت داشت و علامه طهرانی از قول علامه طباطبائی (از شاگردان سید علی قاضی) می‌گوید:

«ما هر چه داریم از قاضی داریم.[۸] … قاضی در تفسیر قرآن کریم ید طولایی داشت و این سبک تفسیر آیه به آیه را قاضی به ما تعلیم دادند و ما در تفسیرالمیزان، از مسیر و روش ایشان پیروی می‌کنیم. ایشان در فهم معانی روایات وارده از ائمه معصومین علیهم السلام ذهن بسیار باز و روشنی داشتند و ما طریقه فهم احادیث را که فقه الحدیث گویند از ایشان آموخته‌ایم.[۹]»

سید هاشم حداد، از عرفای معاصر و شاگرد سید علی قاضی، دربارهٔ او می‌گوید:[۳]

«از صدر اسلام تاکنون عارفی به جامعیت قاضی نیامده‌است. … آقای قاضی یک عالمی بود که از جهت فقاهت بی‌نظیر بود. از جهت فهم روایت و حدیث بی‌نظیر بود. از جهت تفسیر و علوم قرآنی بی‌نظیر بود، حتی، از جهت تجوید و قرائت قرآن؛ و در مجالس فاتحه‌ای که احیاناً حضور پیدا می‌نمود، کمتر قاری قرآن بود که جرات خواندن در حضور وی را داشته باشد، چرا که، اشکال‌های تجویدی و نحوهٔ قرائتشان را می‌گفت.»

سید ابراهیم خسروشاهی از علامه طباطبائی نقل می‌کردند که:[نیازمند منبع]

«کتابهای معقول را خواندم ولی وقتی خدمت سید علی آقا قاضی رسیدم فهمیدم که یک کلمه هم نفهمیدم!»

فرزندان

قاضی فرزندان دختر و پسر بسیاری داشته‌است. از جمله آنان سید مهدی قاضی که استاد حسن‌زاده آملی است ، یکی از فرزندان اوست. سید محمدحسن قاضی ساکن تهران نیز از فرزندان او بود. استاد قاضی نیا مدرس در دانشگاه آزاد کرج از دیگر فرزندان اوست [نیازمند منبع]. سید محمدحسین که داماد آیت الله آملی است آخرین فرزند سید علی قاضی است . و از جمله دختران وی نیز یکی ساکن زابل ، دیگر دخترشان ساکن لاهیجان بود. [نیازمند منبع]
وصیت‌نامه

وی در وصیت‌نامه خود تأکید بر نماز، ذکر مصائب اهل بیت و نرنجاندن مردم دارد:[نیازمند منبع]

«اما وصیتهای دیگر، عمده آن‌ها نماز است. نماز را بازاری نکنید، اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع! اگر نماز را تحفظ کردید، همه چیزتان محفوظ می‌ماند و تسبیحه صدیقه کبری سلام الله علیها و آیة الکرسی در تعقیب نماز ترک نشود؛ واجبات است و در مستحبات تعزیه داری و زیارت سیدالشهداء مسامحه ننمایید و روضه هفتگی ولو دو سه نفر باشد، اسباب گشایش امور است و اگر از اول عمر تا آخرش در خدمات آن بزرگوار از تعزیت و زیارت و غیرهما به جا بیاورید، هرگز حق آن بزرگوار ادا نمی‌شود و اگر هفتگی ممکن نشد، دهه اول محرم ترک نشود.

دیگر آنکه، اگر چه این حرفها آهن سرد کوبیدن است، ولی بنده لازم است بگویم، اطاعت والدین، حسن خلق، ملازمت صدق، موافقت ظاهر با باطن و ترک خدعه و حیله و تقدم در سلام و نیکویی کردن با هر بر و فاجر، مگر در جایی که خدا نهی کرده. اینها را که عرض کردم و امثال اینها را مواظبت نمایید! الله اللّه الله که دل هیچ‌کس را نرنجانید!

تا توانی دلی به دست‌آور دل شکستن هنر نمی‌باشد.»

منابع

مصاحبه با آقای سید محمد حسن قاضی فرزند سید علی آقا قاضی، کنگره بزرگداشت سید علی قاضی (ره
آیت‌الله سید علی قاضی (ره
عطش، مؤسسه فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس دانشجویان دانشگاه تهران، ۱۳۸۳.
سالم ماندن بدن عارف معاصر سید علی قاضی(۱۲۸۵-۱۳۶۶ق) چهل سال پس از رحلت، آکادمی مطالعات ایرانی لندن
http://bahjat.ir/fa/content/10461
نحوه آشنایی شاگردان با آیت‌الله قاضی وبگاه آوینی
عطش ص 272
مهرتابان، ص ۲۶. علامه طهرانی. انتشارات علامه طباطبایی.

مهرتابان، ص ۲۷. علامه طهرانی. انتشارات علامه طباطبایی.

پیوند به بیرون

زندگی‌نامهٔ سید علی قاضی
زندگی‌نامه سید علی قاضی طباطبایی
احوال سید علی قاضی، کتاب مهر تابان
توصیه سید علی قاضی برای ماه‌های رجب، شعبان و رمضان

رده‌ها:

اسلام‌شناسان مسلمان شیعهاهالی تبریزایرانی‌های مهاجرت‌کرده به عراقخاندان قاضی طباطباییخاندان طباطبائیدرگذشتگان ۱۹۴۷ (میلادی)روحانیان شیعهروحانیان شیعه اهل ایرانزادگان ۱۸۶۶ (میلادی)شاگردان آخوند خراسانیعارفان اهل ایرانعارفان مسلمانعالمان شیعهخاک‌سپاری‌ها در قبرستان وادی السلام (نجف)مراجع تقلید و روحانیون اهل آذربایجان ایران









سالم ماندن بدن عارف معاصر آیت الله سید علی قاضی(۱۲۸۵-۱۳۶۶ق) چهل سال پس از رحلت
Submitted by admin on خرداد ۲۶, ۱۳۹۱ – ۷:۵۵ ب.ظNo Comment
سالم ماندن بدن عارف معاصر آیت الله سید علی قاضی(۱۲۸۵-۱۳۶۶ق) چهل سال پس از رحلت

دکتر سید سلمان صفوی

آکادمی مطالعات ایرانی لندن



صبح جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۹۱ جلسه ای با حاج سید احمد قاضی فرزند آیت الله سید محمد تقی قاضی فرزند عارف جلیل القدر حضرت آیت الله سید علی قاضی استاد عرفان علامه طباطبایی و آیت الله العظمی بهجت در دفترم در لندن داشتم.

وی به این فقیر سراپا تقصیر گفت: در حدود سی وپنج سال پیش که دختر آیت الله سید علی قاضی فوت کرد برای دفن وی همراه پدر به قبرستان وادی السلام در نجف اشرف رفتیم، موقعی که قبرکن می خواست بدن متوفا را در قبر کنار حضرت آیت الله قاضی قرار دهد، گفت: اینجا بدن تازه ای هست که حدودا چند روز پیش باید فوت کرده باشد، پدرم در جواب گفت: کسی از ما جدیدا مرحوم نشده است و علاوه بر این کسی جدیدا در اینجا دفن نشده است. در این موقع بود که بر ما مکشوف شد که بدن ملکوتی ایشان پس از حدود چهل سال هنوز تازه است و متلاشی نشده است. وی گفت که: شخصا این گفت وگو بین قبر کن و مرحوم والدش را شنیده است و بدون واسطه و اغراق برای این فقیر نقل میکند.

حاج سید احمد قاضی در عراق و لندن در بین مومنین شیعه مشهور به تدین است.

لازم به ذکر است که سالم ماندن جسم مومن پس از رحلت بر اساس احادیث و تجربیات بر اثر دائم الوضو بودن و اقامه نماز شب حاصل میشود.

عارف جلیل القدر آیت الله سید علی قاضی در ۱۳ ذی الحجه سال ۱۲۸۵ قمری در تبریز متولد شد. پدر ایشان آیت الله سید حسین قاضی که مشهور به تقوا بودند از شاگردان برجسته آیت الله العظمی میرزا محمد حسن شیرازی بود.

عارف صمدانی سید علی قاضی از نوجوانی مشغول فراگیری ادبیات فارسی و عربی علوم دینی در ایران شد. اما در بیست وسه سالگی در سال ۱۳۰۸ قمری عازم نجف شد و تا آخر عمر شریف در آنجا ماندند.

ایشان علوم متداول حوزوی را در نجف نزد اساتید بزرگی نظیر آیات فاضل شربیانی، شیخ محمد ممقانی، شیخ فتح الله شریعت و آخوند خراسانی تلمذ کردند. اخلاق را در محضر عالم ربانی میرزا حسین خلیلی مشق کردند.

سلوک عرفانی را در وهله اول زیر نظر پدر بزرگوارشان شروع کردند و در نجف اشرف در محضر دو عارف ربانی آیت الله شیخ محمد بهاری و آیت الله سید احمد کربلایی ادامه دادند. آن دو عارف برجسته خود از شاگردان ملا حسینقلی همدانی بوده اند.

حضرت سید علی قاضی پس از وصول به مقامات عالی عرفانی به دستگیری فقرا و تشنگان عرفان پرداختند. برخی از خوشه چینان معروف عرفان آیت الله قاضی عبارتند از: حضرات آیات شیخ عباس قوچانی، شیخ محمد تقی آملی، علامه سید محمد حسین طباطبایی، سید محمد حسن الهی، سید علی محمد بروجردی، شیخ محمد تقی بهجت، کشمیری و حاج سید هاشم حداد.

ذکر دائم ایشان “لا هو الا هو” بوده است. حضرت قاضی تاکید داشت بر شهادت دان به: “انه لا هو الا هو” و “لا اله الا الله” و “لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم”. ایشان در هشتاد و سه سالگی پس از یک عمر سلوک معنوی و معاشقه با حضرت محبوب به دیار باقی عروج کردند. آثار مکتوب حتمی ایشان حاشیه بر ارشاد شیخ مفید است که هنوز منتشر نشده است، تفسیر خطی ایشان بر صد آیه اول سوره انعام که امیدواریم انشاء الله بزودی طی سال جاری منتشر گردد و شرح دعای سمات که در هشاد صفحه در تهران در سال ۱۳۸۵ از سوی موسسه فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس منتشر شده است.

ایشان معتقدند: “که تکرار لفظ “العظیم الاعظم الاعظم الاعظم” برای سالکان الی الله چیزهایی را آشکار میسازد. اول چیزی که که از این عظمت برای ایشان ظاهر میشود، عظمت توحید افعال است، سپس عظمت توحید صفات و آن گاه عظمت توحید ذات”[i].

ایشان معتقدند که: “آسمان های معنوی بسیارند و بزرگترین آنها دل اولیاء مخلص حضرت حق تعالی است که امر الهی بر قلوب ایشان نازل میشود و از آن ها به عالم منتشر میگردد. همان طور که ستارگان و خورشید و ماه بر اهل دنیا که گرفتار زنجیرهای حس هستند می تابد، قلوب مخلصین و خواص نیز برای اهل آسمان های معنوی نور افشانی می کند”[ii].

حضرت قاضی به شاگردان خود دستور می دادند این دعای قنوت مولی الموحدین(ع) را در قنوت نماز هایشان بخوانند: “اللهم ارزقنی حبّک و حبّ ما تحبه، و حبّ من یحبّک، والعمل الذی یبلغنی إلی حبّک واجعل حبّک اَحبّ الاشیاء إلی”.



عارف معاصر آیت الله قاضی راههای معرفت الهی را برهان، ذوق، وجدان، وحی و تجلی میدانند. وحی مخصوص پیامبران است اما چهار راه دیگر برای همگان میسور است. تجلی که پس از وحی مهمترین راه معرقت حقایق الهی است از راههای مشترک انبیاء و اولیاء الله است. “تجلی عبارت است از آشکار شدن حقیقت به مقدار قابلیت کسی که تجلی برای او بدست میدهد”[iii]. ایشان خود را “الفانی الجانی” می خواند.

“مرحوم قاضی قرائت دعای زیر( دعای سریع الاجابه، مفاتیح الجنان ) را به مدت چهل شب، هر شب یک تا صد بار برای برآورده شدن حاجت سالکان درگاه الهی مفید می دانستند: إلهی کیف أدعوک و أنا أنا و کیف أقطع رجایی منک و أنت أنت؟ إلهی أذا لم أسئلک فتعطین فمن ذاالذی أدعوه فیعطینی؟ ألهی إذا لم أدعک فستجیب لی، فمن ذاالذی أدعوه فیستجیب لی؟ إلهی إذا لم أتضرع إلیک فترحمنی فمن ذا الذی أتضرع إلیه فیرحمنی؟ إلهی فکما فلقت البحر لموسی و نجیته أسئلک أن تصلی علی محمد و آل محمد و إن تنجینی مما أنا فیه و تفرج عنی فرجا عاجلا غیر أجل بفضلک و رحمتک یا أرحم الراحمین”[iv].



[i] قاضی، سید علی، شرح دعای سمات، تهران، ۱۳۸۵، ص ۳۰٫

[ii] همان ص ۳۳٫

[iii] همان ص۴۷٫

[iv] http://www.aviny.com/Bozorgan/ghazi/Tosieha/Tosieha.aspx