بسم الله الرحمن الرحیم

قطع کردن هارون درخت سدر قبر مطهر

آب بستن متوکل
كربلاء




الأمالي (للطوسي) ؛ النص ؛ ص325
651- 98- أخبرنا ابن خشيش، عن محمد بن عبد الله، قال: حدثنا محمد بن علي بن هاشم الأبلي، قال: حدثنا الحسن بن أحمد بن النعمان الوجيهي الجوزجاني نزيل قومس و كان قاضيها، قال: حدثني يحيى بن المغيرة الرازي، قال: كنت عند جرير بن عبد الحميد إذ جاءه رجل من أهل العراق، فسأله جرير عن خبر الناس، فقال:
تركت الرشيد و قد كرب قبر الحسين (عليه السلام) و أمر أن تقطع السدرة التي فيه فقطعت.
قال: فرفع جرير يديه، فقال: الله أكبر، جاءنا فيه حديث عن رسول الله (صلى الله عليه و آله) أنه قال: لعن الله قاطع السدرة، ثلاثا، فلم نقف على معناه حتى الآن، لأن القصد بقطعه تغيير مصرع الحسين (عليه السلام) حتى لا يقف الناس على قبره.




شرح إحقاق الحق وإزهاق الباطل (ص: 1)
مستدرك
لعن الله من قطع السدر ( 1 )
تقدم ما يدل عليه عن العامة في ج 27 ص 365 ومواضع أخرى ، ونستدرك هيهنا
عن الكتب التي لم نرو عنها فيما سبق . رواه جماعة :
فمنهم عدة من الفضلاء المعاصرين في ( فهرس أحاديث وآثار المصنف - للشيخ
عبد الرزاق الصنعاني ) ( ج 3 ص 681 ط عالم الكتب بيروت ) قالوا :
لعن الله من قطع السدر . محمد بن علي أبو جعفر الجامع 19757 . 11 / 11 .
---------------
( 1 ) كانت سدرة عند قبر الحسين الشهيد عليه السلام وكانت علامة قبره الشريف فقطعها بعض
الخلفاء ليعمى أثر القبر الشريف فالملعون قاطع هذه السدرة . وهي من معجزات رسول الله صلى
الله عليه وآله . وقد ذكرنا رواية يحيى بن المغيرة الرازي في ج 27 ص 365 فراجع هناك .





هارون الرشید با درخت سدر مزارالحسین(ع) چه کرد؟
بارگاه مطهر امام حسین(ع) که به دست مختار بن ابوعبید ثقفی بنا نهاده شد، بارها و در سال‌های متمادی با حملات تخریبی دشمنان اهل بیت(ع) مواجه شده است.
کد خبر: ۲۹۵۱۱۱
۱۴:۱۱ - ۱۸ تير ۱۴۰۳

شیعه نیوز | نقل شده است که به ‌دستور هارون الرشید، درخت سدری که بر مزار مطهر امام حسین(ع) سایه افکنده بود، از ریشه کنده شد و بنای قبر تخریب و زمین آن شخم زده شد تا نشانی از قبر شریف امام حسین(ع) برای شیعیان باقی نماند.

به گزارش «شیعه نیوز»، بارگاه مطهر امام حسین(ع) که به دست مختار بن ابوعبید ثقفی بنا نهاده شد، بارها و در سال‌های متمادی با حملات تخریبی دشمنان اهل بیت(ع) مواجه شده است.

خلفای عباسی از جمله منصور، هارون و متوکل هر یک در دوره‌های مختلف به تخریب بارگاه اقدام کرده‌اند. مهم‌ترین و معروف‌ترین تخریب به‌ دستور متوکل صورت گرفت. وهابیان در سال ۱۲۱۶ هجری قمری نیز به بارگاه حمله کرده و به آن آسیب جدی وارد ساختند و آخرین تخریب، با حمله بعثی‌‎ها در زمان صدام و در جریان انتفاضه شعبانیه مردم عراق روی داد.
بخوانید ...

آرشیو موجود در تارنمای آستان حسینی طی سلسله مقالاتی به تاریخچه حرم مطهر امام حسین(ع) و رخدادهایی که پس از شهادت آن امام همام تا دوران عباسی برای آن روی داده، پرداخته است.

روایات متعدد حاکی از این است که اولین کسانی که مرقد امام حسین(ع) را بنا نهادند، قبیله بنی‌اسد بودند که پس از دفن آن حضرت و اصحابشان در سال ۶۱ هجری قمری برای ایشان بارگاهی بنا کردند. (نزهة اهل الحرمین، ص ۱۴)
شاهد بر این روایات آن است که توابین زمانی که به زیارت مزار امام حسین(ع) آمدند، آنجا قبری که دارای بارگاه مشخصی بود وجود داشت. ابن طاووس در کتاب خود (الاقبال) می‌نویسد: «آنها ـ یعنی توابین ـ به‌طور رسمی قبر امام حسین(ع) را در سرزمین بطحاء بنا کردند که نشانه اهل حق باشد. در روایات آمده است که رسیدن توابین به قبر شریف امام حسین(ع) در سال هلاکت یزید یعنی سال ۶۳ یا ۶۴ هجری قمری اتفاق افتاده که ظاهر آن مشخص بوده و فقط باید بارگاهی بر روی آن ساخته می‌شد.»

بنای ساخته شده بر روی قبر امام حسین(ع) تا سال ۶۶ هجری قمری (۶۸۰ میلادی) باقی ماند تا اینکه مختار بن ابی عبیده ثقفی در آن سال دستور داد که بنای بزرگتر و وسیع‌تری را بر روی قبر شریف آن حضرت برپا کنند. همچنین یک روستای کوچک در اطراف قبر شریف امام حسین(ع) از گِل و شاخه‌های درخت خرما ساخته شد.
منابع روایی این بارگاه را اینگونه توصیف کرده‌اند که تشکیل شده از یک قبه ساخته شده از آجر بود که بر روی قبر حضرت قرار داشت و در کنار آن مسجدی با دو در ساخته شده بود. (تاریخ کربلای معلی، ص ۱۰)

هارون الرشید با درخت سدر مزارالحسین(ع) چه کرد؟

بارگاه دوم تا پایان حکومت امویان و برپایی حکومت بنی عباس برقرار بود اما در دوران عباسیان، مرقد مطهر امام حسین(ع) دچار تحولات بسیاری شد و برخی حاکمان عباسی سعی کردند آثار قبر ایشان را محو کرده و نشانه‌های آن را از بین ببرند. اما خداوند متعال اراده کرد که با وجود همه این تلاش‌ها بر عظمت و شوکت این قبر شریف افزوده شود. چنانکه حضرت زینب(س) می‌فرمایند: «و بر اين سرزمين نشانه‌ای برای قبر سيدالشهداء(ع) نصب می‌كنند كه اثر آن محو نخواهد شد و گذشت زمان آن را كهنه نخواهد ساخت. هر قدر جباران و پيروان ضلالت برای نابودی آن كوشش كنند بر عظمت و شوكت آن افزوده خواهد شد و خداوند تبارك و تعالی بر مقام آن بيفزايد.» (بحار الانوار، ج ۲۸، ص ۵۷)

عبدالجواد الکلیدار، مورخ معاصر عراقی در کتاب خود به دوران آرامش نسبی قبر شریف امام حسین(ع) در عهد اموی اشاره می‌کند و می‌گوید: «شاید دورانی که پس از واقعه کربلا تا اواخر حکومت اموی بر قبر حضرت گذشته است، آرام‌ترین دوران باشد زیرا آنها ظاهراً به جرم و جنایات و گناهان شنیعی که نسبت به صاحب این قبر، یعنی امام حسین(ع) مرتکب شده بودند، اکتفا کردند. (تاریخ کربلای معلی، ص ۱۷۳)

شاید نظر دکتر الکلیدار تا حدودی منطقی به نظر برسد، زیرا امویان نه به خاطر ترس از خدا بلکه از ترس قیام افکار عمومی علیه آنان، از قبر امام(ع) دست کشیدند، به‌ویژه که آنها مشغول خاموش کردن قیام‌ علویان و دیگر قیام‌ها بودند که علیه آنان برپا شده بود مانند قیام زید بن علی و فرزندش یحیی که پیش از اعلام قیام خود به زیارت قبر امام حسین(ع) آمده بود.

هارون الرشید با درخت سدر مزارالحسین(ع) چه کرد؟

تخریب بارگاه امام حسین(ع) به دست منصور عباسی

بارگاه امام حسین(ع) تا برپایی حکومت عباسی باقی ماند و منابع روایی اشاره می‌کنند که منصور عباسی اولین کسی بود که قبر امام حسین(ع) را تخریب کرد. عبدالجواد الکلیدار، شیخ محمد السماوی و سید صالح شهرستانی به این واقعه اشاره می‌کنند. اما آنها سالی را که این تخریب در آن اتفاق افتاده است مشخص نکرده‌اند. ولی یعقوب نعوم سرکیس، پژوهشگر این حوزه می‌گوید: «منصور قبر امام حسین(ع) را در سال ۱۴۶ هجری قمری تخریب کرد.»

اما قبر شریف آن حضرت به سرعت بار دیگر در زمان حکومت مهدی عباسی ساخته شد و او به شیعیان اجازه داد که آن بارگاه را بنا کنند و به زیارت آن حضرت مشرف شوند. این واقعه در سال ۱۵۸ هجری قمری رخ داد. بارگاه مذکور تا عهد هارون الرشید باقی بود.

تخریب بارگاه مطهر امام حسین(ع) در دوران هارون الرشید

دوران حکومت هارون الرشید به شدت بر شیعیان سخت گذشت. در این دوران انواع شکنجه‌ها، آزارها و آوارگی‌ها علیه شیعیان اتفاق افتاد و دست ناپاک هارونیان به مقدسات شیعیان یازیده شد تا اینکه بارگاه امام حسین(ع) و خانه‌های مجاور تخریب شد. همین امر موجب خشم شدید شیعیان شد. نقل شده است که به ‌دستور هارون الرشید، درخت سدری که بر مرقد سایه افکنده بود، از ریشه کنده شد و بنای قبر تخریب و زمین آن شخم زده شد. (تاریخ کربلا، ص ۱۴۳)

این واقعه تخریب در منابع روایی با عنوان داستان درخت سدر نقل شده است. شیخ طوسی از یحیی بن مغیره رازی روایت می‌کند که گفت: «نزد جریر بن عبدالحمید بودم که مردی از اهل عراق به نزد او آمد؛ جریر درباره خبرهایی که بین مردم است از او سؤال کرد. وی گفت:‌ وقتی از نزد هارون الرشید خارج شدم او در مورد قبر امام حسین(ع)‌ بسیار مضطرب بود و دستور داد آن درخت را قطع کنند. لذا آن درخت قطع شد. جریر دست خود را بلند کرد و گفت: الله اکبر، حدیثی از رسول خدا(ص) به ما رسیده است که سه بار فرمود: خداوند قطع کننده درخت سدر را لعنت کند. ما تا الان به معنای این حدیث واقف نبودیم، اکنون متوجه می‌شویم که هدف هارون از قطع درخت سدر تغییر محل شهادت امام حسین(ع) است تا مردم نتوانند به زیارت قبر آن حضرت بیایند. (امالی، ص ۲۰۶)

این درخت سدر از زمان حکومت امویان در کنار مرقد مطهر امام حسین(ع) وجود داشت و راهنمایی برای زائران به شمار می‌رفت. این اسم ـ یعنی سدره ـ همچنان همراه مرقد شریف آن حضرت است به طوری که درب شمال غربی حرم مطهر و خیابان مقابل آن به این اسم نامگذاری شده است.

دکتر جان هولیستر،‌ شرق‌شناس مشهور، در کتاب خود «شیعیان هند» بر وجود این درخت تأکید کرده اما آن را به نام درخت «عنجاص» یا اجاص به معنای گلابی نام برده است. او می‌گوید:‌ «یکی از روایات شیعی تصریح دارد که برخی مؤمنین و محبین اهل بیت(ع) به وجود درخت «عنجاص» در نزدیکی حرم مطهر اشاره کرده‌اند، اما این درخت کمی بعد به دستور خلیفه هارون الرشید ریشه‌کن شد و زمین اطراف آن شخم زده شد. پس از آن برخی زائران در نزدیکی محل آن درخت نشانه‌ای مخفی قرار دادند.» (Hollister, gohn Norman- the Shi A of India، ص۶۴)

شاید هولیستر درخت سدر را نمی‌شناخته است یا شاید در زبان او دو کلمه سدر و گلابی به هم نزدیک بوده است، اما مهم این است که این درخت در نزدیکی مرقد مطهر امام حسین(ع) قرار داشت و هارون الرشید دستور ریشه‌کن کردن آن را داد و قبر شریف حضرت و اطراف آن تخریب شد.

هارون الرشید با درخت سدر مزارالحسین(ع) چه کرد؟

دوران حکومت هارون الرشید پس از تخریب بارگاه مطهر امام حسین(ع) چندان طولانی نشد و در همان سال یعنی سال ۱۹۳ هجری قمری مرگ او فرا رسید. پس از مرگ هارون بارگاه مطهر امام حسین(ع) به سرعت بار دیگر برپا شد و بارگاه جدید ۴۰ سال پابرجا بود تا اینکه متوکل عباسی در زمان خلافت خود که یکی از دشوارترین دوران‌ها برای شیعیان بود، بار دیگر این بارگاه را تخریب کرد.

انتهای پیام | https://www.shia-news.com/
لینک کوتاه: shia-news.com/001Elr





قطع سدرة در روایات عامه!

الحاوی للفتاوی / السيوطي - جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر السيوطي / جزء 2 صفحة 65
51 - رفع الخدر عن قطع السدر
بسم الله الرحمن الرحيم
قال أبو داود في سننه : باب في قطع السدر ، ثنا نصر بن علي ، ثنا أبو أسامة ، عن ابن جريج ، عن عثمان بن أبي سليمان ، عن سعيد بن محمد بن جبير بن مطعم ، عن عبد الله بن حبشي قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : " من قطع سدرة صوب الله رأسه في النار " أخرجه أبو مسلم الكجي في سننه ، ثنا أبو عاصم عن ابن جريج به ، وأخرجه البيهقي في سننه ، وقال : لا أدري هل سمع سعيد من عبد الله بن حبشي أم لا ويحتمل أن يكون سمعه ، وأخرجه [ ص: 65 ] الضياء المقدسي في المختارة . وقال الطبراني في الأوسط : ثنا أبو مسلم ، ثنا أبو عاصم ، عن ابن جريج ، عن عثمان بن أبي سليمان ، عن سعيد بن محمد ، عن عبد الله بن حبشي قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : " من قطع سدرة صوب الله عز وجل رأسه في النار " - يعني من سدر الحرم - .

وقال البيهقي في سننه : أنا أبو عبد الله الحافظ ، أنا محمد بن يحيى الصلحي بفم الصلح ، ثنا أبو الأحوص محمد بن الهيثم ، ثنا يزيد بن موهب الرملي ، ثنا مسعدة بن اليسع عن ابن جريج ، عن عمرو بن دينار ، عن جابر بن عبد الله قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : " من قطع سدرة صوب الله رأسه في النار " قال أبو عبد الله : قال أبو علي الحافظ : هكذا كتبناه من حديث مسعدة ، وهو خطأ ، وإنما رواه ابن جريج عن عمرو بن دينار ، عن عروة - قوله : قال البيهقي : أخبرناه أبو عبد الله ، أنا أبو علي ، أنا علي بن الحسن بن سلمة ، ثنا موسى بن عبد الرحمن المسروقي ، ثنا أبو أسامة عن ابن جريج ، فصارت رواية نصر بن علي ، عن أبي أسامة بهذا معلولة .

قال البيهقي : ويحتمل أن يكون أبو أسامة رواه على الوجهين ، قال : وقد رواه معمر ، كما أنا أبو الحسين بن بشران ، أنا إسماعيل بن محمد الصفار ، أنا أحمد بن منصور ، ثنا عبد الرزاق ، أنا معمر عن عثمان بن أبي سليم ، عن رجل من ثقيف ، عن عروة بن الزبير ، يرفع الحديث في الذي يقطع السدر ، قال : يصب عليه العذاب ، وقال : يصوب رأسه في النار ، قال : فسألت بني عروة عن ذلك فأخبروني أن عروة قطع سدرة كانت في حائط فجعل بابا لحائط .

قال البيهقي : يشبه أن يكون الرجل من ثقيف عمرو بن أوس ، فقد أخبرنا أبو عبد الله الحافظ ، أنا أبو العباس محمد بن يعقوب ، ثنا أحمد بن عبد الجبار ، ثنا أبو معاوية عن أبي عثمان عن عمرو بن دينار ، عن عمرو بن أوس ، عن عروة قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : " إن الذين يقطعون السدر يصبهم الله على رؤوسهم في النار صبا " ، قال البيهقي : هذا هو محمد بن شريك المكي ، هذا هو المحفوظ عنه مرسلا ، وقد رواه القاسم بن أبي شيبة عن وكيع ، عن محمد بن شريك العامري ، عن عمرو بن دينار ، عن عمرو بن أوس ، عن عروة ، عن عائشة قالت : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : " إن الذين يقطعون السدر يصبون في النار على رؤوسهم صبا " .

أخبرنا أبو عبد الله الحافظ ، أنا أبو علي الحافظ ، أنا الحسين بن إدريس الأنصاري ، ثنا القاسم بن أبي شيبة فذكره ، قال أبو علي : ما أراه حفظه عن وكيع ، وقد تكلموا فيه - يعني القاسم - والمحفوظ رواية أبي أحمد الزبيري ومن تابعه [ ص: 66 ] على روايته عن محمد بن شريك ، عن عمرو بن دينار ، عن عمرو بن أوس ، عن عروة أن رسول الله صلى الله عليه وسلم ، مرسلا . انتهى .

قلت : قد توبع القاسم عن وكيع على وصله ، قال الطبراني في الأوسط : ثنا محمد بن عبد الله الحضرمي ، ثنا مليح بن وكيع بن الجراح ، ثنا أبي عن محمد بن شريك عن عمرو بن دينار ، عن عمرو بن أوس ، عن عروة ، عن عائشة قالت : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : " إن الذين يقطعون السدر يصبون في النار على وجوههم صبا " قال الطبراني : لم يروه عن عمرو إلا محمد ، تفرد به مليح بن وكيع عن أبيه ، هكذا قال ، وقد علمت أنه لم ينفرد به ، بل تابعه القاسم بن أبي شيبة .

قال البيهقي : وأنا أبو الحسين بن بشران ، أنا إسماعيل الصفار ، أنا أحمد بن منصور ، أنا عبد الرزاق ، أنا إبراهيم بن يزيد ، ثنا عمرو بن دينار عن عمرو بن أوس قال : أدركت شيخا من ثقيف قد أفسد السدر زرعه ، فقلت : ألا تقطعه ؟ فإن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال : " إلا من زرع " فقال : أنا سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول : " من قطع السدر إلا من زرع صب عليه العذاب صبا " فأنا أكره أن أقطعه من الزرع ومن غيره .

قال البيهقي : فهذا إسناد آخر لعمرو بن أوس سوى روايته عن عروة ، إن كان حفظه إبراهيم بن يزيد قال : وقد روى عن إبراهيم بن يزيد ، كما أخبرنا أبو عبد الله الحافظ : حدثني أبو يزيد أحمد بن محمد بن وكيع ، ثنا إبراهيم بن نضر الضبي ، ثنا صالح بن مسمار ، ثنا هشام بن سليمان ، حدثني إبراهيم بن يزيد عن عمرو بن دينار ، عن جعفر بن محمد بن علي ، عن أبيه ، عن جده ، عن علي قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : " اخرج فأذن في الناس ، من الله لا من رسوله : لعن الله قاطع السدر " .

قال : وأنا أبو عبد الله الحافظ ، أنا أبو علي الحسين بن علي الحافظ ، أنا محمد بن عمران بن خزيمة الدينوري أبو بكر ، ثنا أبو عبد الله المخزومي سعيد بن عبد الرحمن ، ثنا هشام بن سليمان عن ابن جريج ، حدثني إبراهيم بن يزيد المكي عن عمرو بن دينار ، عن الحسن بن محمد بن علي ، عن أبيه ، عن علي فذكره ، قال أبو علي : هكذا قال لنا هذا الشيخ ، وابن جريج في إسناده وهم ، ورواه إبراهيم بن المنذر عن هشام بن سليمان ، عن إبراهيم بن يزيد ولم يذكر ابن جريج في إسناده وهو الصواب .

قلت : وكذا رواه غيره عن هشام ، قال الطبراني في الأوسط : ثنا علي بن سعيد الرازي ، ثنا صالح بن مسمار ، ثنا هشام بن سليمان عن إبراهيم بن يزيد ، عن عمرو بن دينار ، عن الحسن بن محمد بن علي ، عن أبيه ، عن علي قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : " اخرج فناد في [ ص: 67 ] الناس لعن الله قاطع السدر " قال الطبراني : لم يروه عن الحسن إلا عمرو ولا عنه [ إلا ] إبراهيم ، ولا عنه إلا هشام ، ثم قال البيهقي : ورواه علي بن ثابت عن إبراهيم بن يزيد ، عن عمرو بن دينار ، عن محمد بن علي مرسلا ، قال البيهقي : ورواه علي بن هاشم بن البريد عن إبراهيم الخوزي ، عن عمرو بن دينار . وسليمان الأحول عن عمرو بن شعيب ، عن أبيه ، عن جده ، عن عمرو بن أوس الثقفي ، عن النبي صلى الله عليه وسلم ، وقال : " إلا من زرع " قال أبو علي الحافظ : حديث إبراهيم بن يزيد مضطرب وإبراهيم ضعيف .

قلت : هذا الطريق أخرجه ، قال البيهقي : ورواه المثنى بن الصباح عن عمرو ، عن أبي جعفر ، كما أخبرنا علي بن بشران : أنا إسماعيل الصفار ، ثنا أحمد بن منصور ، ثنا عبد الرزاق قال : سمعت المثنى بن الصباح يحدث عن عمرو بن دينار ، عن أبي جعفر ، قال : قال النبي صلى الله عليه وسلم لعلي في مرضه الذي مات فيه : " اخرج يا علي ، فقل عن الله لا عن رسول الله : لعن الله من يقطع السدر " .

وقال البيهقي : أنا عبد الله الحافظ ، حدثني الزبير بن عبد الواحد الحافظ ، ثنا محمد بن نوح الجنديسابوري ، ثنا عبد القدوس بن عبد الكبير بن شعيب بن الحجاب ، ثنا عبد القاهر بن شعيب عن بهز بن حكيم ، عن أبيه ، عن جده قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : " قاطع السدر يصوب الله رأسه في النار " .

وقال : أنا أبو عبد الله ، ثنا الزبير بن عبد الواحد الحافظ ، أنا أبو علي محمد بن سليمان المالكي ، ثنا زيد بن أخزم ، أنا يحيى بن الحارث عن أخيه مخارق بن الحارث ، عن بهز بن حكيم ، عن أبيه ، عن جده ، عن النبي صلى الله عليه وسلم قال : " من الله لا من رسوله لعن الله عاضد السدر " .

وقال أبو داود : ثنا عبيد الله بن عمر بن ميسرة ، وحميد بن مسعدة قالا : ثنا حسان بن إبراهيم قال : سألت هشام بن عروة عن قطع السدر - وهو مستند إلى قصر عروة - فقال : ترى هذه الأبواب والمصاريع إنما هي من سدر عروة - كان عروة يقطعه من أرضه - وقال : لا بأس به ، زاد حميد : وقال : يا عراقي ، جئتني ببدعة ، قال : قلت : إنما البدعة من قبلكم ، سمعت من يقول هذا : لعن رسول الله صلى الله عليه وسلم من قطع السدر ، قال أبو داود : يعني من قطع السدر في فلاة يستظل بها ابن السبيل والبهائم ، عبثا وظلما بغير حق يكون له فيها .

قال البيهقي : وقد قرأت في كتاب أبي الحسن العاصمي روايته عن أبي عبد الله محمد بن يوسف ، عن محمد بن يعقوب بن الفرج ، عن أبي ثور أنه قال : سألت أبا عبد الله [ ص: 68 ] الشافعي عن قطع السدر ، فقال : لا بأس به ، قد روي عن النبي صلى الله عليه وسلم أنه قال : " اغسله بماء وسدر " فيكون محمولا على ما حمله عليه أبو داود ، وروينا عن عروة بن الزبير أنه كان يقطعه من أرضه ، وهو أحد رواة النهي ، فيشبه أن يكون النهي خاصا ، كما قال أبو داود .

وقرأت في كتاب أبي سليمان الخطابي أن إسماعيل بن يحيى المزني سئل عن هذا ، فقال : وجهه أن يكون صلى الله عليه وسلم سئل عمن هجم على قطع السدر لقوم أو ليتيم أو لمن حرم الله أن يقطع عليه ، فتحامل عليه بقطعه ، فاستحق ما قاله ، فتكون المسألة سبقت السامع فسمع الجواب ولم يسمع المسألة ، وجعل نظيره حديث أسامة بن زيد أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال : " إنما الربا في النسيئة " ، فسمع الجواب ، ولم يسمع المسألة ، وقد قال : " لا تبيعوا الذهب بالذهب إلا مثلا بمثل يدا بيد " .

واحتج المزني بما احتج به الشافعي من إجازة النبي صلى الله عليه وسلم أن يغسل الميت بالسدر ، ولو كان حراما لم يجز الانتفاع به . قال : والورق من السدر كالغصن ، وقد سوى رسول الله صلى الله عليه وسلم فيما حرم قطعه من شجر الحرم بين ورقه وغيره ، فلما لم يمنع من ورق السدر دل على جواز قطع السدر . انتهى .

قلت : والأولى عندي في تأويل الحديث أنه محمول على سدر الحرم ، كما وقع في رواية الطبراني . وقال ابن الأثير في النهاية : قيل : أراد به سدر مكة ; لأنها حرم . وقيل : سدر المدينة نهى عن قطعه ; ليكون أنسا وظلا لمن يهاجر إليها ، وقيل : أراد السدر الذي يكون في الفلاة ، يستظل به أبناء السبيل والحيوان . أو في ملك إنسان فيتحامل عليه ظالم فيقطعه بغير حق ، قال : ومع هذا فالحديث مضطرب الرواية ، فإن أكثر ما يروى عن عروة بن الزبير - وكان هو يقطع السدر ، ويتخذ منه أبوابا - وأهل العلم مجمعون على إباحة قطعه . انتهى .



وبقي للحديث طرق فاتت البيهقي ، قال أبو مسلم الكجي في سننه : ثنا الرمادي ، ثنا سفيان عن عثمان بن أبي سليمان ، عن ابن عم له يقال له حسين ، عن رجل من أهل الطائف ، عن عبد الله بن شديد ، وعن أبي إسحاق الدوسي ، رفعه أحدهما قال : قال النبي صلى الله عليه وسلم : " الذين يقطعون السدر يصب الله عليهم العذاب صبا " وقال الآخر ، ولم يرفعه : " من قطع سدرة صوب الله رأسه في نار جهنم " .