بسم الله الرحمن الرحیم

سال ۱۳۸۸-جلسات مباحثه خلاصة الحساب

جلسه بعدمتن خلاصة الحساب--فهرست جلسات مباحثه خلاصة الحساب--فهرست همه بحث‌ها--فهرست جلسات مباحثه ریاضيجلسه قبل

بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصة الحساب، جلسه 13: 29/٠7/١٣88 ش.

عنوان: اعمال اصلی در حساب ٢

خلاصه اجمالی

در این جلسه استاد به تشریح چهار عمل اصلی (جمع، تفریق، ضرب، و تقسیم) و اعمال مرتبط (تنصیف، تضعیف، و تجذیر) می‌پردازند و تعاریف آن‌ها را بررسی می‌کنند. بخش قابل توجهی از گفتگو به تطبیق اصطلاحات حساب قدیم (مانند "حساب صحاح" به معنای اعداد طبیعی) با اصطلاحات ریاضی مدرن اختصاص دارد. همچنین، به طور مفصل به نظریه مجموعه‌ها و دسته‌بندی اعداد توسط کانتور (شامل اعداد طبیعی، گویا، و حقیقی) پرداخته می‌شود، که تمایز میان مجموعه‌های شمارا و ناشمارا و مفهوم اعداد چگال را روشن می‌سازد. در انتها، بحث به ریشه تاریخی نمادگذاری‌ها در هندسه تحلیلی (مانند مختصات دکارتی) و تمایز میان مفاهیم حسابی و جبری (مانند جذر حسابی و جبری) کشیده می‌شود.

خلاصه تفصیلی

حساب صحاح _ چهار عمل اصلی _ عاد _ معدود _ اعداد طبیعی _ اعداد صحیح _ اعداد گویا _ اعداد حقیقی _ اعداد کسری _ نظریه مجموعه ها _ بی نهایت چگال _ اعداد اصلی _ اعداد ترتیبی _ جبر _ هندسه _ جذر حسابی _ جذر جبری _‌ تصاعد حسابی _ تصاعد هندسی _ میانگین حسابی _ میانگین هندسی _ مختصات کارتزین

مفهوم «حساب صحاح» و اعداد طبیعی

هدف اولیه، توضیح باب اول در حساب صحاح است.

عملیات اصلی و ملحقات آن

در این بخش به معرفی چهار عمل اصلی و ملحقات آن‌ها مانند تنصیف و تضعیف پرداخته می‌شود. شیخ بهایی این تعاریف را به صورت بسیار موجز ارائه داده است.

الف. جمع و تفریق

  1. جمع: «زیادة عددٍ علی آخر جمعٌ». جمع عبارت است از زیاد کردن عددی بر عدد دیگر. منظور از زیاد کردن، نه صرفاً افزایش لغوی است، بلکه کنار هم گذاشتن است.

  2. تفریق: «و نقصه منه تفریق». کم کردن عددی از عدد دیگر تفریق است.

ب. تضعیف و ضرب

  1. تضعیف: «و تکریره مرّةً تضعیف» . تکرار یک عدد تنها یک بار (یعنی به اضافه‌ی خودش یا ضرب در دو) را تضعیف می‌نامند.

  2. ضرب: «و مراراً بِعِدَّةِ آحادِ آخر، ضربٌ» . تکرار یک عدد چندین بار (بیش از یک بار تکرار) به شماره‌ی آحاد یک عدد دیگر، ضرب نامیده می‌شود .

ج. تنصیف و تقسیم

  1. تنصیف: «تجزیته بمتساویین تنصیف». تجزیه کردن (جدا کردن) یک عدد به دو قسمت مساوی، تنصیف است.

  2. تقسیم: «بمتساویاته بعدة آحاد آخر قسمة». تجزیه یک عدد به قسمت‌های مساوی، به عدد آحاد عدد دیگر، تقسیم است.

د. تجذیر

  1. تجذیر: «و تحصیل ما تألف من تربیعه تجذیر». تجذیر عبارت است از به دست آوردن عددی (جذر/ریشه) که از مربع کردن آن عدد، عدد معلوم (مجذور/مربع) به دست آمده است.

نظریه اعداد و خواص مجموعه

  1. شمردنی (مانند یک، دو، سه) که در آن ترتیب لحاظ نمی‌شود.

  2. ترتیبی (مانند اول، دوم، سوم) که ترتیب در آن مهم است.

  3. اصلی یا کاردینال یا مجموعی (مانند تعداد بیست نفر دانش‌آموز).

تقابل «حساب» با «جبر» و «هندسه»

۱. حساب در مقابل جبر: این دو مفهوم به ویژه در تعریف ریشه (جذر) مطرح می‌شوند.

۲. حساب در مقابل هندسه: این تقابل در تعریف تصاعدها و میانگین‌ها دیده می‌شود.

۳. هندسه و مفاهیم مثبت: هندسه ذاتاً با مفاهیم مثبت سر و کار دارد (طول، عرض، سطح و حجم همواره مثبت هستند)، بنابراین در هندسه، عدد منفی معنا ندارد. این موضوع در طراحی سیستم مختصات دکارتی (کارتزین) نقش داشته است؛ محورهای مثبت به سمت راست (جهت عادت به شمارش از چپ به راست) و بالا (زیرا مساحت و ارتفاع مثبت است) قرار داده شده‌اند.

تشبیه برای بستگی: می‌توان بستگی مجموعه اعداد را به یک جعبه ابزار تشبیه کرد. اگر جعبه ابزار (مجموعه اعداد طبیعی) نسبت به عملیات (مثل تفریق) بسته باشد، یعنی هرگز برای انجام آن عملیات نیازی به استفاده از ابزاری (عددی) خارج از آن جعبه نخواهید داشت. اما چون در تفریق اعداد طبیعی ممکن است به اعداد منفی نیاز پیدا شود، این مجموعه نسبت به تفریق بسته نیست و باید «از بیرون» (مجموعه بزرگ‌تر، یعنی اعداد صحیح) ابزار بیاوریم.




























جلسه بعدمتن خلاصة الحساب--فهرست جلسات مباحثه خلاصة الحساب--فهرست همه بحث‌ها--فهرست جلسات مباحثه ریاضيجلسه قبل