سال بعدالفهرستسال قبل

بسم الله الرحمن الرحیم

أبو أحمد موسي المبرقع بن الامام الجواد علیه السلام(214 - 296 هـ = 829 - 909 م)

الامام الجواد علیه السلام

أبو أحمد موسي المبرقع بن الامام الجواد علیه السلام(214 - 296 هـ = 829 - 909 م)
فهرست نمودارهای انساب و تبارنامه موجود در سایت ويکي شیعه-معصومین علیهم السلام
فهرست نمودارهای انساب و تبارنامه موجود در سایت ويکي شیعه-سادات
فهرست نمودارهای انساب و تبارنامه موجود در سایت ويکي شیعه-سلاسل






موسی مبرقع

بقعه و بارگاه امام زاده موسی مبرقع
نام موسی بن محمد الجواد(ع)
کنیه ابو جعفر، ابو احمد
زادگاه مدینه
درگذشت ۲۲ ربیع‌الثانی سال ۲۹۶ ق
مدفن قم
محل زندگی مدینه (تا شهادت پدر)، کوفه، کاشان، قم
لقب(ها) مبرقع
پدر امام جواد(ع)
مادر سمانه مغربیه
مختصات مدفن ۳۴٫۶۳۸۷۰۳°شمالی ۵۰٫۸۹۹۹۷۶°شرقی
امامزادگان مشهور
عباس بن علی • زینب کبری • فاطمه معصومه • سید محمد • شاهچراغ • سیده نفیسه
سایر امامزادگان


موسی مُبَرْقَعْ (متوفای ۲۹۶ق) فرزند امام جواد(ع) و برادر کوچک‌تر امام هادی(ع) است. وی اهل علم بوده و روایاتی را از امام جواد(ع) نقل کرده است. مدفن وی در قم است. او را به جهت پوشاندن چهره‌اش با نقاب، مُبَرقَع می‌نامیده‌اند. موسی مبرقع، جد سادات رضوی است. معروف است که خاندان سادات بُرقعی قم و اطراف ری به او منسوب‌اند. مزار وی در محله چهل اختران قم مورد زیارت و تکریم شیعیان است.
نام، لقب و کنیه

نام او موسی است که به موسی مُبَرقَع شهرت دارد. گفته شده که وی برای شناخته نشدن، صورت خود را با نقاب (بُرقَع) می‌پوشاند به‌همین جهت به او مُبَرقَع گفته‌اند.[۱]برخی نیز او را همچون حضرت یوسف(ع) دارای چهره زیبایی دانسته‌اند تا جایی که هنگام عبور از بازار مردم دست از کسب و کار خود برداشته و به آن حضرت خیره می‌شدند به همین دلیل، روی بند به صورت می‌زد تا مبادا باعث گناه کسی شود و به همین دلیل به موسی مبرقع (ع) [برقع پوش] معروف شدند. [۲] از کنیه‌های ذکر شده برای وی، می‌توان به ابواحمد و ابوجعفر اشاره نمود.
زندگینامه

موسی فرزند امام جواد(ع) و مادرش سمانه مغربیه همان مادر امام هادی(ع) است. میان مورخان در تعداد و اسامی فرزندان امام جواد(ع) اختلافاتی وجود دارد؛ با این وجود همه آنها موسی مبرقع را جزء فرزندان ایشان برشمرده‌اند.[۳] وی دو سال بعد از امام هادی(ع) در سال ۲۱۴ [۴] در مدینه به دنیا آمد. موسی در خُلق و خو به مادرش شباهت داشت.[۵] موسی تا زمان شهادت امام جواد(ع) در آنجا اقامت داشت و بعد از آن به کوفه رفت و مدتی را در این شهر سپری کرد و در سال ۲۵۶ق برای سکونت، قم را برگزید[۶] و به آنجا مهاجرت کرد؛ البته برخی از اهالی شهر به جهت عدم شناخت، او را اخراج کردند[یادداشت ۱] و او به کاشان رفت، و در آنجا مورد تکریم عبدالعزیز بن ابی دلف قرار گرفته و به وی خلعت و مَرکَب بخشید و حقوق سالیانه برای وی مشخص نمود.[۸] بعد از مدتی مردم قم از این عمل خود پشیمان گشته و خواستار بازگشت موسی به قم شدند.[۹]. وی در ۲۲ ربیع‌الثانی سال ۲۹۶ هجری در قم رحلت کرد.[۱۰] در محله چهل اختران به خاک سپرده شد.[۱۱][یادداشت ۲]

جایگاه حدیثی موسی

موسی با علم حدیث و درایه آشنا بود[نیازمند منبع] و همچنین راوی حدیث بوده است. علمای شیعه به عدالت، وثاقت و دیانت موسی مبرقع اعتراف کرده و برخی از راویان حدیث که هیچگاه از افراد ضعیف و غیر ثقه روایت نمی‌کنند از او روایت کرده‌اند.[۱۲] شیخ کلینی در کتاب کافی[۱۳]، شیخ طوسی در کتاب تهذیب الاحکام،[۱۴]الاختصاص،[۱۵] و ابن شعبه حرانی در کتاب تحف العقول از وی حدیث نقل کرده‌اند.[۱۶] هم چنین موسی مبرقع نقل کرده که یحیی بن اکثم نامه‌ای به امام هادی(ع) نگاشته و از وی در مورد مسائلی مانند تشخیص خنثی نظر خواسته است.[۱۷]
جد سادات رضوی

موسی مبرقع جد سادات رضوی به شمار می‌آید و نسب آنها به موسی می‌رسد، سادات رضوی در کشورهای مختلف از جمله ایران، هند، پاکستان، افغانستان، عراق، شام و غیره زندگی می‌کنند.[نیازمند منبع]

مهاجرت خواهران موسی به قم
ضریح امام زاده موسی مبرقع

گفته شده وقتی موسی به قم آمد خواهرانش زینب، ام محمد و میمونه نیز به نزد او در قم آمده و ساکن شدند و در همانجا رحلت کردند و در کنار حضرت معصومه(س) به خاک سپرده شدند.[۱۸]
بقعه و بارگاه

تاریخ بنای بارگاه موسی مبرقع سال ۹۵۰ق و بانی آن شاه طهماسب صفوی است. معمار این بنا "استاد سلطان قمی" از مشاهیر معماری دوره صفویه است که نام وی در زیارتگاه ضبط شده است. در سال ۹۵۳ق به دستور شاه طهماسب صفوی سقفی بسیار مرتفع از آجر بر این بقعه زده شد.
چهل اختران

تعدادی از فرزندان و نوادگان موسی مبرقع در بقعه خانوادگی وی در کنار مرقدش معروف به چهل اختران مدفون می‌باشند.[۱۹] اسامی ۱۴ نفر آنها در تاریخ قم آمده است.[۲۰] مشهور است که در این بقعه چهل زن، چهل مرد و بیست و پنج کودک (در مجموع صد و پنج نفر) دفن شده‌اند.
امامزاده زید

در نزدیکی مقبره موسی مبرقع امامزاده‌ای از نوادگان امام سجاد(ع) به نام زید بن علی نیز مدفون است.[۲۱] بنای این امامزاده عمارتی است که گنبدی کوچک از آجر به شکل کلاه خود بر فراز آن به چشم می‌خورد و به سده نهم تعلق دارد.[نیازمند منبع] فیض قمی نسب او را با ۹ واسطه به امام سجاد(ع) رسانده است.[۲۲] به نظر برخی امامزاده علی‌اکبر چیذر جد وی است.[۲۳]
آثار درباره او

البدر المشعشع در احوال ذریة موسی المبرقع، نوشته: حسین نوری طبرسی[۲۴]
ترجمه موسی المبرقع (کتاب)|ترجمه موسی المبرقع، تألیف محمد کجوری طهرانی.
اضواء علی حیات موسی المبرقع و ذریته، تألیف فرزند مرحوم حاج سید علینقی کشمیری.
ستاره درخشان آسمان امامت و ولایت، تألیف سید مصطفی برقعی.

نگارخانه

ورودی آستانه امام زاده موسی مبرقع
ورودی آستانه امام زاده موسی مبرقع
نمایی از ضریح و آینه کاری زیر گنبد امامزاده موسی مبرقع
نمایی از ضریح و آینه کاری زیر گنبد امامزاده موسی مبرقع
بخشی از آینه کاری امامزاده موسی مبرقع
بخشی از آینه کاری امامزاده موسی مبرقع
آیت الله صافی گلپایگانی در حال نماز خواندن کنار ضریح امامزاده موسی مبرقع
آیت الله صافی گلپایگانی در حال نماز خواندن کنار ضریح امامزاده موسی مبرقع
آیت‌الله نوری همدانی در مراسم غبارروبی ضریح امامزاده موسی مبرقع
آیت‌الله نوری همدانی در مراسم غبارروبی ضریح امامزاده موسی مبرقع

پانویس

حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ۱۴۱۶ق، ص۴۷۶؛ عطاردی، مسند الامام الجواد، ۱۴۱۰ق، ص۸۴ و ۸۵
چهل اختران سومین قطب مذهبی قم؛ https://www.mehrnews.com/news/5177924/چهل-اختران-سومین-قطب-مذهبی-قم
بحرالعلوم گیلانی، انوار پراکنده در ذکر احوال امامزادگان و بقاع متبرکه ایران، ۱۳۷۶ش، ج۱، ص۳۷۸.
بحرانی، عوالم العلوم و المعارف، ج۲۳-الجوادع، ص۵۵۳
مجلسی، بحارالانوار،۱۴۰۳ق، ج۵۰، ص۱۲۳
قمی، تاریخ قم، ۱۳۶۱ش، ص۲۱۵
عطاردی، مسند الامام الجواد، ص۸۶.
قمی، تاریخ قم، ۱۳۶۱ش، ص۲۱۵
حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ۱۴۱۶ق، ص۴۷۶؛ عطاردی، مسند الامام الجواد، ۱۴۱۰ق، ص۸۴ و ۸۵.
حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ۱۴۱۶ق، ص۴۷۶؛ عطاردی، مسند الامام الجواد، ۱۴۱۰ق، ص ۸۴ و ۸۵
قمی، تاریخ قم، ۱۳۶۱ش، ص۲۱۵
بحرالعلوم گیلانی، انوار پراکنده در ذکر احوال امامزادگان و بقاع متبرکه ایران، ۱۳۷۶ش، ج۱، ص۳۸۴.
کلینی، فروع کافی، ج۷، ص۱۵۸، به نقل از: بحرالعلوم گیلانی، انوار پراکنده در ذکر احوال امامزادگان و بقاع متبرکه ایران، ۱۳۷۶ش، ج۱، ص۳۸۴.
طوسی، تهذیب الکلام، ۱۴۰۶ق، ج۹، ص۳۵۵.
مفید، الإختصاص، ۱۴۱۳ق، ص ۹۱
حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ۱۴۱۶ق، ص۴۷۶.
کلینی، کافی،۱۳۶۷ش، ج۷، ص۱۵۸؛ طوسی، تهذیب الکلام، ۱۴۰۶ق، ج۹، ص۳۵۵.
قمی، تاریخ قم، ۱۳۶۱ش، ص۲۱۶؛ عطاردی، مسند الامام الجواد، ۱۴۱۰ق، ص ۸۴ و ۸۵
اردکانی، سبز پوشان، ۱۳۸۴ش، ۱۱۴
قمی، تاریخ قم، ۱۳۶۱ش، ص۲۲۴
بحرالعلوم گیلانی، انوار پراکنده در ذکر احوال امامزادگان و بقاع متبرکه ایران، ۱۳۷۶ش، ج۱، ص۴۳۷.
فیض قمی، گنجینه آثار قم، ۱۳۴۹-۱۳۵۰ش، ص۵۵۲.
احمدی، نور علی نور، ۱۳۸۸ش، ص۱۳

البدر المشعشع فى احوال ذرّیّة موسى المبرقع، وبگاه کتابخانه های ایران.

یادداشت

عزیزالله عطاردی مسند نگار شیعه بر این باور است که موسی مبرقع به سبب روبند و نقابی که بر چهره‌اش می‌افکند مورد شناسایی مردم قم واقع نشد و به همین دلیل او را از شهر بیرون کردند ولی بعد ازآن که او را شناختند بی نهایت تکریم کردند. [۷]

عطاردی به اشتباه محل دفن موسی مبرقع را به جای چهل‌اختران محله «دربهشت» قم معرفی کرده است. عطاردی، مسند الامام الجواد، ص۸۶

منابع

البدر المشعشع فى احوال ذرّیّة موسى المبرقع، وبگاه کتابخانه های ایران.
ابن عنبه، احمد بن علی بن حسین بن علی، عمدة الطالب، نجف.
احمدی قمی، حسین، نور علی نور (زیارت نامه حضرات امام زادگان موسی مبرقع، احمدبن محمد اعرج، زید و چهل اختران علیهم السلام)، قم، مسجد مقدس جمکران، ۱۳۸۸ش.
اردکانی، احمد محیطی، سبز پوشان، انتشارات زائر، ۱۳۸۴ش.
بحرالعلوم گیلانی، محمد مهدی، انوار پراکنده در ذکر احوال امامزادگان و بقاع متبرکه ایران، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، چاپ اول، ۱۳۷۶ش.
بحرانی، عبد الله اصفهانی، عوالم العلوم و المعارف، مستدرک- حضرت زهرا تا امام جواد(ع)، قم، مؤسسة الإمام المهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف.
حرانی، محمد حسن بن علی بن حسین، تحف العقول عن آل الرسول، تصحیح علی اکبر غفاری، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۶ق.
طوسی، ابی جعفر محمد بن الحسن، تهذیب الکلام، محقق سید حسن الخرسان، بیروت،‌ دار الاضواء، الطبعة الثالثة، ۱۴۰۶ق/ ۱۹۸۵م.
عطاردی، عزیز الله، مسند الامام الجواد، قم، المؤتمر العالمی للامام الرضا، ۱۴۱۰ق.
فیض قمی، کتاب گنجینه آثار قم، قم، ۱۳۴۹-۱۳۵۰ش.
قمی، حسن بن محمد بن حسن، تاریخ قم، ترجمه حسن بن علی بن حسن عبد الملک قمی، تحقیق سید جلال الدین تهرانی، تهران، توس، ۱۳۶۱ش.
مفید، الإختصاص، کنگره شیخ مفید، قم، ۱۴۱۳ق، چاپ اوّل.
نوری، میرزا حسین، بدر مشعشع فی احوال موسی مبرقع، چاپ سنگی، قم.
سایت راسخون؛ https://rasekhoon.net/media/show/1555438/آشنایی-با-امامزاده-موسی-مبرقع-فرزند-بلافصل-امام-جواد-علیه-السلام

پیوند به بیرون

اسلام پدیا؛ امامزاده موسی مبرقع














رحمة للعالمين (ص: 376)
ـ[الإمام علي الرضا رضي الله عنه]ـ
اسمه علي، ويلقب بالرضا ويكنى أبا الحسن. ولد سنة ثمان وأربعين ومائة من الهجرة، وتوفي في شهر صفر سنة ثلاث ومائتين من الهجرة وهو ابن خمس وخمسين سنة. ويوجد ضريحه في المشهد. استمرت ذريته من محمد الجواد وحده.
ـ[الإمام محمد الجواد رضي الله عنه]ـ
اسمه محمد ويلقب بالجواد ويكنى أبا جعفر. ولد في شهر رمضان سنة خمس وتسعين ومائة من الهجرة. وتوفي في آخر ذي القعدة سنة عشرين ومائتين من الهجرة في سرمن رأى وكان ابن خمس وعشرين سنة حين مات. استمر نسله من علي الهادي وموسى المبرقع.
أما موسى المبرقع فاستمر نسله من ابنه أحمد، وهؤلاء يوجدون في ضواحي لكهنو، وخير آباد وسفيدون وباني بت وسامانة.


سمط النجوم العوالي في أنباء الأوائل والتوالي (4/ 149)
وَاسْتشْهدَ الرِّضَا فِي أَيَّام الْمَأْمُون مسموماً بطوس فِي قَرْيَة شاه باز يَوْم الْجُمُعَة لسبع بَقينَ من رَمَضَان سنة ثَلَاث وَمِائَتَيْنِ وَدفن إِلَى جنب قبر الرشيد أَوْلَاده خَمْسَة الْعقب مِنْهُ فِي ابْنه الإِمَام مُحَمَّد الْجواد بن عَليّ الرِّضَا بن مُوسَى الكاظم بن جَعْفَر الصَّادِق بن مُحَمَّد الباقر بن عَليّ زين العابدين بن الْحُسَيْن بن عَليّ بن أبي طَالب وَهُوَ التَّاسِع من الْأَئِمَّة ولد بِالْمَدِينَةِ يَوْم الْجُمُعَة لعشر خلون من رَجَب سنة تسعين وَمِائَة كنتيته أَبُو جَعْفَر ألقابة القانع والمرتضى وأشهرها الْجواد زوجه الْمَأْمُور ابْنَته أم حبيب صفته أَبيض اللَّوْن معتدل الْقَامَة معاصره الْمَأْمُون والمعتصم عمره خمس وَعِشْرُونَ سنة وَأشهر مَاتَ بِبَغْدَاد يَوْم الثُّلَاثَاء لخمس خلون من ذِي الْحجَّة سنة عشْرين وَمِائَتَيْنِ وَكَانَت مُدَّة إِمَامَته سبع عشرَة سنة أوائلها فِي بَقِيَّة ملك الْمَأْمُون واَخرها فِي أول ملك المعتصم قيل مسموماً وَلَكِن لم يَصح وَدفن بمقابر قُرَيْش إِلَى جنب قبر جده مُوسَى الكاظم أَوْلَاده أَرْبَعَة الْعقب مِنْهُ فِي رجلَيْنِ هما الْهَادِي ومُوسَى المبرقع فالإمام عَليّ الْهَادِي بن مُحَمَّد الْجواد بن عَليّ الرِّضَا بن مُوسَى الكاظم بن جَعْفَر الصَّادِق هُوَ الإِمَام بعد أَبِيه وعاشر الْأَئِمَّة أمه أم ولد اسْمهَا شهامة ويلقب بالتقي وَالْهَادِي أشهرهما الأول ولد بِالْمَدِينَةِ ثَالِث عشر رَجَب سنة أَربع عشرَة وَمِائَتَيْنِ مَاتَ ب سر من رأى مسموماً يَوْم الْإِثْنَيْنِ لخمس بَقينَ من جُمَادَى الْآخِرَة سنة أَربع وَخمسين وَمِائَتَيْنِ وَدفن فِي دَاره ب سر من رأى أَوْلَاده أَرْبَعَة أعقب من ثَلَاثَة أبي جَعْفَر مُحَمَّد وَأبي عبد الله جَعْفَر وَأبي مُحَمَّد الإِمَام الْحسن العسكري بن عَليّ الْهَادِي بن مُحَمَّد الْجواد بن عَليّ الرِّضَا بن مُوسَى الكاظم وَهُوَ الإِمَام بعد أَبِيه وحادي عشر الْأَئِمَّة أمه أم ولد اسْمهَا سوسن

نزهة الخواطر وبهجة المسامع والنواظر = الإعلام بمن في تاريخ الهند من الأعلام (5/ 628)
السيد محمد أشرف النهتوري
الشيخ الصالح محمد أشرف بن محمد سعيد بن محمد معروف بن داود بن خير الدين الجونبوري ثم
النهتوري، أحد العلماء المبرزين في الفقه والأصول والعربية، كان من نسل موسى المبرقع بن محمد
النقي الجواد الرضوي، ولد ونشأ ببلدة نهتور وتزوج بها، ثم سار إلى أمروهه وسكن بها في أيام
شاهجهان وتزوج بابنة الشيخ تاج الدين السنبهلي، كما في نخبة التواريخ.


نزهة الخواطر وبهجة المسامع والنواظر = الإعلام بمن في تاريخ الهند من الأعلام (8/ 1166)
السيد أبو القاسم اللاهوري
السيد الفاضل أبو القاسم بن الحسين بن النقي بن أبي الحسن بن محمد القمي الكشميري ثم
اللاهوري، أحد علماء الشيعة الإمامية، كان من نسل موسى المبرقع - عليه وعلى جده السلام - ولد
بفرخ آباد سنة تسع وأربعين ومائتين بعد الألف، واشتغل بالعلم من

نزهة الخواطر وبهجة المسامع والنواظر = الإعلام بمن في تاريخ الهند من الأعلام (8/ 1167)
صباه، وقرأ بعض الكتب الدرسية
على أهل عصره، ثم لازم دروس السيد محمد بن دلدار على النصير آبادي المجتهد بلكهنؤ، وأخذ
عنه الفقه والأصول والكلام والحديث، وأجازه السيد محمد المذكور وابن أخيه السيد تقي، ثم سافر
للحج والزيارة، فلما وصل إلى لاهور سكن بها عند النواب علي رضا خان الشيعي اللاهوري، وأقام
بها زماناً، ثم سافر إلى الحجاز فحج وزار، وسافر إلى العراق، وحصلت له الإجازة عن الشيخ
مرتضى الأنصاري والعلامة الأردكاني وجمع كثير من العلماء، ثم رجع إلى لاهور وتصدر
للإجتهاد.
له مصنفات كثرة، منها: كتاب البشري شرح مودة القربى للهمداني، وحقائق لدنى شرح خصائص
النسائي، وسيادة السادة في الأنساب، وأشهر مصنفاته لوامع التنزيل وسواطع التأويل في تفسير
القرآن الكريم بالفارسي في إثنى عشر مجلداً، وزيادة إلى قوله تعالى: " يا بني اذهبوا فتحسسوا من
يوسف وأخيه، إلخ".
مات لأربع عشرة خلون من محرم سنة أربع وعشرين وثلاثمائة وألف ببلدة لاهور.

الأعلام للزركلي (7/ 327)
وعاش صاحب الترجمة عند جدته لأبيه (زبيدة بنت جعفر) إلى أن مات (1) .

مُوسى المُبَرْقَع
(000 - 296 هـ = 000 - 908 م)
موسى (المبرقع) بن محمد (الجواد) ابن علي الرضى بن موسى الكاظم، أبو جعفر، الحسيني: من رجال الشيعة. يقال لولده (الرضويون) . كان في الكوفة، وهاجر إلى قم (سنة 256) وتوفي بها.
ولحسين النوري (المتقدمة ترجمته) كتاب (البدر المشعشع في أحوال ذرية موسى المبرقع - ط) ذكر فيه ترجمته وهجرته إلى قم، وذريته (2) .

أَبُو الأَصْبَغ
(255 - 320 هـ = 869 - 932 م)
موسى بن محمد بن سعيد بن موسى بن حدير: أبو الأصبغ الحاجب: وزير. كان رئيسا جليل القدر، من بيت مجد. استوزره الناصر الأموي عبد الرحمن بن محمد بالأندلس، ثم استحجبه سنة 309 هـ وكان أديبا فصيحا، غزير العلم، حلو الحديث. ولما توفي لم يستحجب الناصر أحدا بعده (3) .

المَلِك الأَشْرَف
(578 - 635 هـ = 1182 - 1237 م)
موسى (الأشرف) بن محمد العادل ابن أبي بكر محمد بن أيوب، مظفر الدين، أبو الفتح: من ملوك الدولة الأيوبية بمصر والشام. كان أول ما ملكه مدينة الرها، سيره اليها والده
__________
(1) النجوم الزاهرة 2: 187 وانظر ابن الأثير 6: 79 وما بعدها.
(2) الذريعة 3: 68 ومنهج المقال 349 والتاج 5: 274.
(3) الحلة السيراء 123 - 127 والبيان المغرب 1: 182، 208.

معجم المؤلفين (9/ 58)
محمد سلطان المتكلمين
( ... - 1353 هـ) ( ... - 1934 م)
محمد بن اسماعيل بن عبد العظيم بن محمد باقر الكجوري الاصل، الطهراني المسكن. فاضل، ناظم، عارف بالرجال من آثاره: زبدة المآثر في ترجمة اخيه المولى باقر، رسالة في احوال موسى المبرقع، ومنظومة تاريخ احوال زينب بنت علي.
(ط) آغا بزرك: مصفى المقال 439، 440


تاج العروس (20/ 322)
والمُبَرْقَعُ: لَقَبُ مُوسَى بنِ مُحَمَّدِ بنِ عَلِيِّ بنِ مُوسَى الكاظِم، الحُسَيْنِيّ، المَدْفوُنُ بِقُمّ، ويُقَالُ لِوَلَدِهِ الرّضَوِيُّونَ.

خزانة التراث - فهرس مخطوطات (39/ 446، بترقيم الشاملة آليا)
الرقم التسلسلي: 38202
الفن: تراجم
الفن: شيعه
عنوان المخطوط: البدر المشعشع في ذريه موسى المبرقع
اسم المؤلف: حسين بن محمد بن محمد, النوري
اسم الشهرة: النوري
تاريخ الوفاة: 1320هـ
قرن الوفاة: 14هـ

مجلة الرسالة (953/ 12، بترقيم الشاملة آليا)
ومن المناسب أن نثبت هنا أرجوزة نظمها الشاعر المعاصر للألوسي عبد الباقي العمري ذكر فيها إياه الألوسي وأجداده ابتداء من الألوسي الكبير أبي الثناء وحتى جده الأعلى عليه السلام، قال العمري:
السيد (المحمود) في الأفعال ... سليل (عبد الله) ذي الأفضال
أبوه (محمود) بن (درويش) الذي ... ينعى (بعاشور) غياث اللائذ
ابن (محمد) سليل (ناصر) ... للدين ينعى (للحسين) الطاهر
ابن (علي) بن (الحسين) المقترى ... إلى (كمال الدين) ذي التقرر
سليل (شمس الدين) ذي اليقين ... أبن (محمد) بن (شمس الدين)
سليل (حارس) لشمس الدين ... يعزى وذا النجل شهاب الدين
ابن (أبي القاسم) طاهر النسب ... أبن (أمير) ذاك طاهر الحسب
ابن (محمد) إلى (بيدار) ... يعزى كما قد جاء في الأخبار
وجاء من بعده أبيه (عيسى) ... (محمد) بن (أحمد) بن (موسى)
و (أحمد) من بعده (محمد) ... و (أحمد الأعرج) فهو السيد
ينعى إلى الشهير (بالمبرقع) ... (موسى) إلى (الجواد). . . .
(أبن الرضا) أبوه (موسى الكاظم) ... أبوه (جعفر) الإمام العالم

مجلة الرسالة (953/ 13، بترقيم الشاملة آليا)
أبن (محمد) الإمام الباقر ... سليل (زين العابدين) الطاهر
نجل (الحسين) السبط عالي الهمم ... ريحانة الهادي شفيع الأمم
نجل (على) الطهر ذي المفاخر ... حاز العلا من كابر عن كابر
وأمه (فاطمة) البتول ... بضعة (طه) المجتبى الرسول
صلى عليه الملك الوهاب ... ما اتصلت بين الورى الأنساب

أرشيف منتدى الألوكة - 2 (ص: 0)
أعلام المتسننين .. !!

ـ[محمد المبارك]•---------------------------------•[05 - Oct-2009, مساء 04:27]ـ
بسم الله الرحمن الرحيم

أعلام المتسننين .. !!

هذا ملف نجمع فيه تراجم مختصرة لأعلام المتسننين من الشيعة قديماًوحديثاً،
و لذلك ارجو مشاركة الاخوة الكرام في هذا الملف لعلَّ الله ان ينفع به من كان له قلب
أو ألقى السمع من الشيعة المتحيِّرين، بارك الله فيكم و أنجح مساعيكم.

أرشيف منتدى الألوكة - 2 (ص: 0)
آية الله العظمى السيد أبو الفضل إبن الرضا البرقعي من سلالة الحسين رضي الله عنه. كان من أقران الخميني، بل أعلى مرجعية منه في مذهب الشيعة. خرج من التشيع و أعلن السنة في عهد الشاه.

هو من أهل قم و قد أقام أجداده منذ ثلاثين جيلاً فيهاً، و كان جدّه الأعلى موسى المبرقع ابن الإمام محمد التقي بن سيدنا على بن موسى الرضا -عليه السلام- و قد وفد إلى قم و قبره الآن مشهور في قم. و لأن نسبه يصل إلى موسى المبرقع فيقال له البرقعي و لأنه يصل الى سيدنا الرضى سلسلة نسبه و شجرة عائلته كما وردت في كتب الأنساب.

طلب العلم فى قم عند آية الله الشيخ عبد الكريم الحائري اليزدي و آية الله حجت كوه كمره اى، و آية الله السيد أبو الحسن الاصفهاني و الحاج الشيخ محمد علي القمي و ميرزا محمد السامرائي و الحاج الشيخ عبد النبي الاراكي و القاسم الكبير القمي، و آية الله شاه آبادي و عدد من العلماء الآخرين. و له عدة إجازات من آيات الله في إيران.


أرشيف ملتقى أهل الحديث - 3 (149/ 460)
و في مدينة مشهد أُسر من السادة يصل عدد أفراد بعضها إلى بضعة آلاف، منها: السادة الرضوية الذين يجمعهم أصل واحد بالسادة الرضوية في قم وشيراز. ومنها: أسرة (شهيدي) من أبناء الميرزا مهدي شهيدي أحد تلاميذ الوحيد البهبهاني، ويتّصل نسبه بـ (شاه نعمة الله ولي) الذي تُعزى إليه الطريقة الصوفيّة الغالية المعروفة باسم (الطريقة النعمة اللهيّة).
و في مشهد أيضاً من هذه الأسرة مَن تحمل ألقاب (الحسني) و (السجّادي) وسواها كثير.
و في قم أُسر السادة الرضوية والسادة البرقعيّة (من أبناء موسى المبرقع ابن الإمام محمد الجواد عليه السّلام). و من هذه الأسرة الشيخ البرقعي، و هو صاحب كتاب " كسر الصنم " - و هو ردٌ على كتاب أصول " الكافي " للكليني من جهة القران والعقل - أحسن فيه وأجاد، رحمه الله وعفا عنه.


أرشيف ملتقى أهل الحديث - 3 (149/ 461)
و يقطن في طهران أُسر السادة " أخَوان "، و هم أدعياء كذابون فضحهم و أبطل نسبتهم الأعرجي الحسيني الامامي في كتابه " مناهل الضرب "، و قد كان مسكوتاً عنهم حتى أظهروا عمود النسب الذي طبعوه على كتاب " الكافي " للكليني. قال الأعرجي في " مناهل الضرب ": " .. ، ومن الأنساب الباطلة الفاسدة نسب هؤلاء القوم المعروفين بـ" الأخويّين " بـ" الري " - الري: هي طهران اليوم -، وهم: بنو الحسن المعروف بـ" الأخوي "، فإنهم رفعوا في نسبهم إلى عمران بن موسى المبرقع، ولم يكن لموسى المبرقع ابنٌ اسمه عمران، لا معقب ولا غير معقب إتفاقاً، وصورة نسبهم، وقد طبعوه على ظهر فروع " الكافي "3، و أكثروا فيه من الألقاب، وأطنبوا فيه بمحاسن الأوصاف، وهذا عموده:
" الحسن أخوي بن الحسين بن جعفر بن صالح بن جعفر بن صالح الدين بن طاهر بن مير بن يحيى بن غياث بن عبدالله بن عبدالعظيم بن مير يحيى بن مير طاهر بن عماد الدين بن كسرى بن عمر بن عماد بن أبي طاهر بن موسى بن حمزة بن منوجهر بن مير يحيى بن جمال الدين بن أبي طاهر بن عماد الدين بن عمران بن موسى المبرقع ".
و كانوا قبل إظهار هذا النسب وطبعه مسكوت (كذا) عنهم، ويقال: ظاهرهم الانتساب، ولما أظهروا هذا النسب افتضحوا بين أهل العلم، وجزم كل من وقف عليهم بهذا النسب بنفيهم وفساد نسبهم، لما قرر من انحصار عقب موسى المبرقع بـ:" أحمد "، وانحصار عقب أحمد بـ:" محمد الأعرج "، والله المستعان " أهـ 4.
و في طهران أيضاً ممن ينتسب للعلوية أسر: الجزائري، والطباطبائي، والإمامي، والبهبهاني، والشيرازي، وغيرهم.
وفي تبريز أُسر من السادة الطباطبائية (أسرة محمد حسين الطباطبائي مؤلّف: الميزان في تفسير القرآن) .. و هؤلاء ينقسمون إلى قسمين: القضاة وشيوخ الإسلام في عهود إيران المتأخرة. و قد كان رجال القسم الأول قضاةً خلَفاً عن سلف، ورجال القسم الثاني يتوارثون منصب المفتي الأعلى (شيخ الإسلام) في تبريز.
و من الأسر المنتسبة للعلَوية في تبريز أيضاً: أسرة الأنگجي، والشهيدي، والحسيني وسواها.
و توجد في بروجرد الأسرة الطباطبائية، التي منها المرجع حسين البروجردي. وجدّهم الأعلى هو محمّد الطباطبائي.
يت

أرشيف ملتقى أهل الحديث - 3 (149/ 463)
" فمنها: أن قوماً في " جبال بيات ودست ميسيان"، بينها وبين " الصيمرة " قومٌ يخاطبون بالشرف، وهم ينتسبون إلى إبراهيم بن محمد الباقر، وعندهم مشهد يزعمون أنه قبر إبراهيم المذكور، وأنهم من نسله.
وأنت خبير أن نسل مولانا الباقر منحصر بالصادق، لا عقب له من غيره بإجماع العلماء، وهذه الدعوة قد حدثت بعد التسعمائة، وأنها لم تكن في أيام صاحب " العمدة "، و إلا لنبَّه عليهم، كما نبَّه على غيرهم من الأدعياء الكذابين، وقد ذكرت صورة نسبهم الذي يدَّعونه في مشجرنا " الرياض "، ثم أبطلناه.
ومن ذلك: في دار الخلافة قومٌ يخاطبون بالشرف، ويقال لهم " الأخويون"، وهم ينتسبون إلى عمران بن موسى المبرقع بن الإمام محمد الجواد بن علي الرضا، وسيتلى عليك أن موسى المبرقع إنما أعقب من أحمد وحده، وليس له ولد اسمه عمران معقب ولا غير معقب، ولم تكن هذه الدعوة في أيام النقابة، لأنها لو كانت لقيدت بالنفي، كما قيدوا نسب " بني الخشَّاب " بالنفي، حيث انتسبوا إلى محمد بن موسى المبرقع، ومحمد هذا دارج عند جميع النسابين، ولو كان في تلك الأعصار من ينتسب إلى موسى المبرقع من ابن له اسمه عمران لقيدوه بالثبوت مع الوجدان، أو بالنفي مع العدم.
ولكن لما انقطعت النقابة، وظنَّ بعض الأوباش أن الأنساب قد انهدم أساسها، صاروا يؤلفون أسماء " زيد بن عمرو بن خالد بن بكر بن علي بن حسين "، وهم غافلون عن تدوين الصدور وضبطها، وأنها محفوظة عند اهلها، وإذا ظهر مثل هذا النسب علم كل احد بفساده، لأن علي بن الحسين لم يعقب من ابن له اسمه بكر.
و هناك طريق آخر في فساد هذه الأنساب الموضوعة، وهي أن العلويين صاروا قبائل و عشائر، و كل عشيرة تعرف من كان منها، وتنكر من لم يكن منها، على حسب ما هو مفصل مضبوط في " منتقل الطالبية " كلاًّ في بلده، والضابط للأصل عارف بالجميع نفياً وإثباتاً، ولو إجمالاً في البعض وتفصيلاً في البعض، ينشأ من قرب البلاد وبعدها " أهـ[5].


أرشيف ملتقى أهل الحديث - 3 (164/ 367)
محدثالانبار ومسندها الشيخ بهجة الهيتي

ـ[محمد البغدادي]•---------------------------------•[19 - 09 - 10, 08:16 م]ـ
بسم الله الرحمن الرحيم

ترجمة محدث الأنبار العلامة الشيخ الفقيه أبو محمد بهجة بن حمد بن يوسف آل أبي الطيب وأبو الطيب هو من أحد فقهاء الشافعية في هيت والذي تسمى الدوارة (الحي) باسمه (دوارة أبي الطيب) ويرجع نسب شيخنا إلى موسى المبرقع من الأشراف الحسينية ولا علاقة لنسبه بآلوس أو ألوس وإن كان البعض يطلق عليه الشيخ بهجة الألوسي، ولكن العلماء الألوسيين ومنهم الشيخ نعمان وأبوه أبو الثناء المفسر هم من نفس عمود النسب مع شيخنا بهجة وقد سكنوا منطقة ألوس ثم استوطنوا بغداد فانتسبوا إليها.
وأما أخوال شيخنا بهجة حفظه الله تعالى فهم من عشيرة النوافلة من قبيلة الجنابيين الزبيدية من ذرية عمرو بن معد يكرب الزبيدي
وولد في هيت عام 1938 أو 1939في غالب الظن،
وقد أخذ العلم من بعض مشايخ هيت من تلامذة عبد العزيز السالم السامرائي مدرس المدرسة العلمية بالفلوجة منهم الشيخ نعمان وكان يذاكره رحمه الله تعالى،
واستفاد شيخنا بهجة من أخيه حمدي بن عبد المجيد الكردي الملقب والمعروف بالسلفي محقق المعجم الكبير أثناء نفيه إلى هيت وكان دائم المذاكرة والمطالعة،


أعيان الشيعة (ص: 193)
و الشريف احمد النقيب بقم ابن محمد الأعرج بن احمد بن موسى المبرقع بن الامام محمد الجواد (ع) (358).

مجموع مؤلفات عقائد الرافضة والرد عليها (136/ 10)
... ثم نزل أصحاب محمد بن علي الذين ثبتوا على إمامته إلى القول بإمامة ابنه و وصيه علي بن محمد فلم يزالوا على ذلك إلا نفر منهم يسير عدلوا عنه إلى القول بإمامة أخيه موسى بن محمد ( المبرقع ) ثم لم يثبتوا على ذلك قليلا حتى رجعوا إلى إمامة علي بن محمد و رفضوا إمامة موسى، لأن موسى كذبهم و تبرأ منهم.. فلم يزالوا كذلك حتى توفي علي بن محمد بسُرَّ مَن رأى...

ينابيع المودة لذوي القربى (3/ 155)
وولده محمد الجواد، وموسى، وفاطمة، وأعقب محمد. ومن أئمة أهل البيت أبو جعفر محمد الجواد بن علي الرضا، ولقبه التقي (ض)، وقبره ببغداد مع جده الكاظم تحت قبة واحدة، وزوجه المأمون ابنته أم الفضل، ونقلها الى المدينة، وكان المأمون ينفذ إليه كل سنة ألف ألف درهم، وتوفي الجواد (ض) سنة عشرين ومائتين، وله خمس وعشرون سنة. والعقب من ولده في رجلين: علي الهادي، وموسى المبرقع، فأولاد موسى بالري وقم وما قارب بها. وسائر أولاده: الحسن وحكيمة وأمامة وفاطمة (رضي الله عنهم). ومن أئمة أهل البيت أبو الحسن علي الهادي

ترجمه تفسير الميزان (/ 25)
رواياتى درباره سجده يعقوب (عليه السلام ) و فرزندانش در برابر يوسف (عليهالسلام )
و در تفسير قمى از محمد بن عيسى روايت كرده كه گفت : يحيى بن اكثم از موسى (مبرقع ) بن محمد بن على بن موسى مسائلى پرسيد، آنگاه آن مسائل را بر ابى الحسن هادى (عليه السّلام ) عرضه داشت ، از آن جمله يكى اين بود كه پرسيد خداوند مى فرمايد: (و رفع ابويه على العرش و خروا له سجدا) مگر صحيح است كه يعقوب و فرزندانش براى يوسف سجده كنند با اينكه ايشان پيامبر بودند؟ ابو الحسن امام هادى (عليه السّلام ) در جواب فرمود: اما سجده كردن يعقوب و پسرانش براى يوسف عيب ندارد، چون سجده براى يوسف نبوده ، بلكه اين عمل يعقوب و فرزندانش طاعتى بوده براى خدا و تحيتى بوده براى يوسف ، همچنانكه سجده ملائكه در برابر آدم سجده بر آدم نبود بلكه طاعت خدا بود و تحيت براى آدم .

ترجمه تفسير الميزان (/ 5)
و در همان كتاب است كه عياشى در تفسير خود و با سند روايت كرده كه موسى بن محمد بن على بن موسى ( يعنى موسى مبرقع ، فرزند حضرت جواد (عليه السّلام )، به يحيى بن اكثم (بزرگترين دانشمند آن روز)، برخورد و ابن اكثم از او سوالاتى كرد و او گفت : من داخل شدم بر برادرم على بن محمد، (امام هادى ، (عليه السّلام ) و ميان من و او مواعظى گفتگو شد، تا آنجا كه من سر در طاعتش ‍ نهادم و عرضه داشتم فدايت شوم ، ابن اكثم از من مسائلى پرسيده و فتوا خواسته است ، برادرم خنديد و پرسيد آيا فتوا دادى در آن مسائل ؟ عرضه داشتم : نه ، فرمود چرا؟ عرضه داشتم چون آن مسائل را نمى دانستم ، فرمود: آنها چه بود؟ عرضه داشتم : يكى اين بود كه گفت مرا خبر ده از سليمان . آيا محتاج به علم آصف بن برخيا بود؟ آنگاه مسائل ديگر را هم گفتم .
در پاسخ فرمود اى برادر بنويس : بسم اللّه الرحمن الرحيم ، مراد از اين آيه پرسش كردى كه خداى تعالى در كتابش فرموده : (و قال الذى عنده علم من الكتاب ) و او آصف بن برخيا است و سليمان از آنچه آصف مى دانست عاجز نبود، ليكن مى خواست به مردم بفهماند كه آصف ، بعد از او وصى و حجت است و علم آصف پاره اى از علم سليمان بوده ، كه به امر خدا






نوابغ الرواة في رابعة المئات (ص: 40)
أحمد بن محمد بن أحمد الأعرج وهو الشريف أبو عبد الله النقيب أحمد ابن أبي علي محمد الأعرج ابن أبي المكارم أحمد بن موسى المبرقع ابن الإمام الجواد ( ع ) كان فاضلا دينا نقيب الطاليين بقم إلى أن توفي 15 صفر 358 ودفن عند جده موسى المبرقع وله ابن يسمى موسى ولي النقابة بعد أبيه وهو أبو الحسن موسى بن أحمد النقيب الذي زار مشهد الإمام الرضا ( ع )75 وكان بينه وبين الصاحب ابن عباد خصوصية وكان معظما عند آل بويه يحملون إليه رواتب الطالبيين البالغين يومذاك 331 ذكرا وأنثى ولد ابنه أحمد بن موسى في 372 كما يأتي بعنوان أحمد بن موسى بن أحمد النقيب


نوابغ الرواة في رابعة المئات (ص: 58)
أحمد بن موسى المبرقع عرف بالشريف أبي المكارم ودفن في مقبرة والده بقم وكانت وفاة موسى ليلة الأربعاء ثامن ربيع الثاني 296 فتكون وفاة المترجم له بعد التاريخ وقبل وفاة ابنه أبي علي محمد الأعرج الذي توفي يوم الأحد ثالث ربيع الأول 315 ودفن مع جده موسى المبرقع


نوابغ الرواة في رابعة المئات (ص: 321)
موسى بن أحمد النقيب ابن محمد الأعرج ابن أبي المكارم أحمد ابن موسى المبرقع ابن الإمام الجواد ( ع ) الشريف أبو الحسن ولد ابنه أحمد بن موسى في الثلاثاء خامس صفر 372


الشجرة المباركة في الأنساب الطالبية (ص: 21، بترقيم الشاملة آليا)
أولاد الإمام الجواد عليه السلام
وأمما أبو جعفر التقي (، فله من الأبناء ثلاثة: أبو الحسن علي التقي ( الإمام، وموسى، ويحيى. وولده بقم.

الشجرة المباركة في الأنساب الطالبية (ص: 22، بترقيم الشاملة آليا)
وله من البنات خمسة: فاطمة، وبهجت صاحب الرواية، وبريهة، وحكيمة، وخديجة. لا عقب للبنات ولا ليحيى.
أولاد الإمام الهادي عليه السلام
أما أبو الحسن علي النقي ( فله من الأبناء ستة: أبو محمد الحسن العسكري الإمام(، وأبو عبد الله جعفر الذي لقبوه ب(الكذاب)، لا لطعن في نسبه، بل لأنه طعن في امامة صاحب الزمان (. والحسين مات قبل أبيه بسرمن رأى، وموسى، ومحمد هو أكبر أولاده، وعلي.
واتفقوا على أن المعقب من أولاده ابنان: الحسن العسكري الإمام (، وجعفر الكذاب.
وله من البنات ثلاثة: عائشة، وفاطمة، و بريهة، وزوج بريهة محمد بن موسى ابن محمد التقي (.
أولاد الإمام العسكري عليه السلام
أما الحسن بن العسكري الإمام ( فله ابنان وبنتان.
أما الابنان، فأحدهما: صاحب الزمان عجل الله تعالى فرجه الشريف، والثاني موسى درج في حياة أبيه.
وأما البنتان، فاطمة درجت في حياة أبيها، وأم موسى درجت أيضاً.
أعقاب جعفر الكذاب
وأما أبو عبد الله جعفر الكذاب، فلنذكر الأبناء ثم البنات.
أما الأبناء فهم ثلاث فرق:.
الفرقة الأولى: الذين اتفقوا على انهم أعقبوا، فهم ستة: علي أبو الحسن سيد النقباء ببغداد، وإسماعيل ببغداد، ويحيى انتقل من الحجاز إلى بغداد، وكان نقيبناً بها. وطاهر أبو القاسم، وهارون أبو الحسين، وإدريس أبو القاسم بالمدينة.
الفرقة الثانية: من أولاد جعفر الكذاب، وهم الذين اختلقوا في أنهم هل بقوا أم لا؟ فهم تسعة: عبد الله، وعبيد الله، وعبد العزيز، وإبراهيم، والحسن، والمحسن، ومحمد، وأحمد، وموسى.
والفرقة الثالثة: الذين اتفقوا على أنهم ما أعقبوا وما بقوا، فهم أربعة: العباس، وعيسى، وأحمد.، وإسحاق.
وأما البنات فهن سبعة وعشرون: زيني، أم عيسى، أم الحسن، أم الحسين، سكينة، أسماء، أم عبد الله، أم أحمد، كلثم الصغرى، أم فروة، أم القاسم، خديجة، أم موسى، آمنة، مريم، أم الفضل، أم محمد، كليم، حكيمة، دريهة، ثم جعفر، أم سلمة، حسنة، أمينة، ميمونة، سمية، آمنة الصغرى. أما أبو الحسن سيد النقباء ببغداد، فله من الأولاد المعقبين ثلاثة: عبد الله، ومحمد، وجعفر، وعقب محمد مختلف فيه.
أما عبد الله فأولاده أكابر ومشهورون ببغداد، ولده محمد الاشقر النقيب بمشهد مقابر النذور، وجميع عقبه منه.
أما إسماعيل فله عقب قليل ببغداد وواسط.
قال السيد أبو الغنائم الزيدي النسابة: لا عقب لإسماعيل الامن ولده جعفر السمين. وقال بعضهم: لإسماعيل ابن آخر اسمه محمد، وله منه عقب.
أما يحيى ابن جعفر الكذاب، فليس له من الأبناء المعقبين إلا واحد اسمه المحسن أبو عبد الله، يعرف ولده ب(بني المحسن) ولا عقب للمحسن إلا من ابن واحد وهو محمد، ومحمد هذا كان نقيبا بمشهد مقابر قريش، ونقابتها باقية في ولده.
وإما طاهر فله ولدان معقبان: محمد الدانقي، وجعفر.
أما محمد الدانقي فله ابنان: حمزة أبو طالب الدانقي دلال العقار، وطاهر أبو القاسم.
وأما هارون فله ابن واحد معقب اسمه علي، وعقبه بالشام. ولعلي بن هارون ا بنان: الحسين، والحسن.
أما إدريس أبو القاسم فهو أكثرهم عقبا، وله ابنان معقبان: القاسم أبو محمد فارس العرب، وعبد الله أبو جعفر له عقب قليل بمصر.
أما القاسم بن إدريس، فله من الأبناء المعقبين عشرة: علي، والحسن، وعياش، وعبد الله، وطاهر، والحسن، ومحمود، وعبد الرحمن، ومحمد أبو الفتى، وموسى النقيب.
وكان له ثلاثة أولاد آخرون: جعفر، وعبيد الله، وإسحاق. لم يذكروا أنهم أعقبوا أم لا.
والذين ذكرنا أنهم معقبون، فأعقابهم. متفرقون الدنيا، بمصر ودمشق والشام والمدينة. وأكثرهم بني إدريس يسكنون المدينة في ضيعة بالنسيرة، وهي ضيعة جدهم محمد التقي(.
فرغنا من أولاد علي التقي(.
أعقاب موسى المبرقع
وأما موسى بن محمد التقي ( فله ابن واحد معقب اسمه احمد أبو علي بقم.
ولاحمد بن واحد اسمه محمد علي أبو علي الأعرج ولمحمد الأعرج ابن اسمه أبو عبد الله النقيب الرئيس بقم.
ولاحمد هذا ابنا معقبان: موسى أبو الحسن الرئيس بقم، ثم انتقل إلى طوس وعلي، وعلي.

الشجرة المباركة في الأنساب الطالبية (ص: 23، بترقيم الشاملة آليا)
أما موسى بن احمد النقيب، فله من الأبناء المعقبين ثلاثة: محمد أبو جعفر النقيب بقم أبيه، وعبد الله أبو الفتح ذو المناقب سيد الاشراف بقم، واحمد أبو عبد الله بخراسان لامهات شتى.
وأما علي بن أحمد النقيب، فله ابن واحد معقب أبو عبد الله أحمد بخراسان، أمه بنت موسى النقيب ابن احمد النقيب ابن محمد الأعرج، وله عقب بطوس. فقد فرغنا من أولاد الرضا (.
عقب إبراهيم بن الكاظم عليه السلام
أما إبراهيم الأصغر بن موسى الكاظم ( فله من الأبناء المعقبين ثلاثة: موسى الثاني، وجعفر بالترمذ، وإسماعيل. وأكثر النسابين أنكروا عقب إسماعيل هذا، وأثبته السيد أبو إسماعيل الطباطبائي.
أما موسى الثاني، فله من الأولاد المعقبين بالاتفاق تسعة:

الكتاب : الشجرة المباركة في الأنساب الطالبية
المؤلف : الفخر الرازي
مصدر الكتاب : موقع الوراق

تحف العقول (104/ 1)
* (أجوبته عليه السلام ليحيى بن أكثم عن مسائله (1)) *
قال موسى بن محمد بن الرضا (2): لقيت يحيى بن أكثم في دار العامة، فسألني عن مسائل، فجئت إلى أخي علي بن محمد عليهما السلام فدار بيني وبينه من المواعظ ما حملني وبصرني طاعته، فقلت له: جعلت فداك إن ابن أكثم كتب يسألني عن مسائل لافتيه فيها، فضحك عليه السلام ثم قال: فهل أفتيته؟ قلت: لا، لم أعرفها (3)، قال عليه السلام: وما هي؟ قلت: كتب يسألني عن قول الله: " قال الذي عنده علم من الكتاب أنا آتيك به قبل أن يرتد إليك طرفك (4) " نبي الله كان محتاجا إلى علم آصف (5)؟. وعن قوله: " ورفع
___________________________________
(1) نقله المجلسى في المجلد الرابع من البحار ص 581 من الطبع الحجرى عن التحف وقال: وفى الاختصاص للشيخ المفيد عن محمد بن عيسى بن عبيد البغدادى عن محمد بن موسى مثله ورواه ايضا بأدنى تغيير في المجلد الثانى عشر عن المناقب لابن شهر آشوب.
(2) هو أبوأحمد موسى المبرقع أخو أبى الحسن الهادى عليه السلام من طرفى الاب والام كان امهما ام ولد تسمى بسماتة المغربية وكان موسى جد سادات الرضوية، قدم قم سنة 256 وهو أول من انتقل من الكوفة إلى قم من السادات الرضوية وكان يسدل على وجهه برقعا دائما ولذلك يسمى بالمبرقع.

تحف العقول (104/ 2)
فلم يعرفه القميون فانتقل عنهم إلى كاشان فأكرمه أحمد بن عبدالعزيز بن دلف العجلى فرحب به وأكرمه وأهدى إليه خلاعا فاخرة وأفراسا جيادا ووظفه في كل سنة ألف مثقال من الذهب وفرسا مسرجا فلما عرفه القميون أرسلوا رؤساء هم إلى كاشان لطلبه وردوه إلى قم واعتذروا منه وأكرموه واشتروا من مالهم دارا ووهبوا له سهاما من القرى وأعطوه عشرين ألف درهم واشترى ضياعا كثيرة. فأتته أخواته زينب وام محمد وميمونة بنات محمد بن الرضا عليهما السلام ونزلن عنده، فلما متن دفن عند فاطمة بنت موسى بن جعفر عليهما السلام واقام موسى بقم حتى مات سنة 266 ودفن في داره وقيل: في دار محمد بن الحسن بن أبى خالد الاشعرى وهو المشهد المعروف اليوم.
ويظهر من بعض الروايات أن المتوكل الخليفة العباسى يحتال في أن ينادمه.
وقد أفرد المحدث النورى رحمه الله في أحواله رسالة سماها: " البدر المشعشع في أحوال موسى المبرقع ".

الاختصاص (35/ 5)
(2) هو أبوأحمد موسى المبرقع أخوأبى الحسن الهادى عليه السلام من طرف الاب والام كان امهما ام ولد تسمى بسمانة المغربية وكان موسى جد سادات الرضوية، قدم قم سنة 256 وهو أول من انتقل من الكوفة إلى قم من السادات الرضوية وكان يسدل على وجهه برقعا دائما ولذلك سمى بالمبرقع.فلم يعرفه القميون فانتقل عنهم إلى كاشان فأكرمه أحمد بن عبدالعزيز بن دلف العجلى فرحب به وأكرمه وأهدى اليه خلاعا فاخرة وأفراسا جيادا ووظفه في كل سنة ألف مثقال من الذهب وفرسا مسرجا فلما عرفه القميون أرسلوا رؤساء هم إلى كاشان بطلبه وردوه إلى قم واعتذروا منه وأكرموه واشتروا من مالهم ووهبوا له سهاما من القرى واعطوه عشرين الف درهم واشترى ضياعا كثيرة.فأتته أخواته زينب وام محمد وميمونة بنات محمد بن الرضا عليهما السلام ونزلن عنده، فلما متن دفن عند فاطمة بنت موسى بن جعفر عليهما السلام واقام موسى بقم حتى مات سنة 266 ودفن في داره وقيل: في دار محمد بن الحسن بن ابى خالد الاشعرى وهو المشهد المعروف اليوم. ويظهر من بعض الروايات أن المتوكل الخليفة العباسى يحتال في أن ينادمه. وقد أفرد المحدث النورى - رحمه الله - في أحواله رسالة سماها: " البدر المشعشع في أحوال موسى المبرقع ".

شجرة طوبى - الشيخ محمد مهدي الحائري (1/ 32)
ودفن في جانب فاطمة أم محمد بنت موسى بن محمد بن علي الرضا ثم اختها ميمونة وبنوا عليها قبة، ومن القبور التي بقم قبر أبي جعفر موسى بن محمد الجواد (ع) المعروف بموسى المبرقع لانه

شجرة طوبى - الشيخ محمد مهدي الحائري (1/ 33)
كان مبرقعا دائما فورد بقم فأخرجه العرب من قم ثم اعتذروا منه وأدخلوه واكرموه واشتروا من أموالهم له دارا ومزارع وحسن حاله وأشترى من ماله أيضا قرى ومزارع فجاءت إليه أخواته زينب وأم محمد وميمونة بنات الجواد (ع) ثم بريهية فدفن كلهن عند فاطمة، وتوفي موسى المبرقع ليلة الاربعاء ثامن شهر ربيع الاخر من سنة ست وتسعين ومائتين ودفن في الموضع المعروف إنه مدفون، ومنها قبر محمد بن موسى المبرقع ومنها قبر أبي علي بن أحمد بن موسى المبرقع

شجرة طوبى - الشيخ محمد مهدي الحائري (1/ 34)
وقبور كثيرة من السادات الرضوية.

مستدرك سفينة البحار (2/ 405، بترقيم الشاملة آليا)
مستدرك سفينة البحار - الجزء الثاني -
خبر ابن أبي داود وسعايته على أبي جعفر الجواد(عليه السلام) إلى المعتصم، وإشارة المعتصم إلى بعض كتاب وزرائه أن يدعوه إلى منزله، فدعاه فصار إليه، فلمّا طعم من طعامه أحسّ السمّ فدعا بدابّته فلم يزل يومه ذلك وليله في حلقه حتّى قبض(عليه السلام)(1).
مناقب ابن شهرآشوب: قال ابن بابويه سمّ المعتصم محمّد بن عليّ صلوات الله وسلامه عليهما.
مناقب ابن شهرآشوب: روي أنّ امرأته اُمّ الفضل سمّته بمنديل، فلمّا أحسّ بذلك قال لها: أبلاك الله بداء لا دواء له. فوقعت الأكلة في فرجها فماتت من علّتها(2).
وفي عيون المعجزات: سمّته اُمّ الفضل في عنب رازقي باشارة المعتصم، فدعا الله عليها، فماتت بعلّة في أغمض المواضع من جوارحها صارت ناسوراً فأنفقت مالها وجميع ما ملكته على تلك العلّة، حتّى احتاجت إلى الإسترفاد(3).
الإرشاد: وقبض(عليه السلام) ببغداد، وكان سبب وروده إليها إشخاص المعتصم له من المدينة، فورد بغداد لليلتين بقيتا من المحرم سنة عشرين ومائتين، وتوفّي بها في ذي القعدة من هذه السنة. وقيل: إنّه مضى مسموماً ولم يثبت عندي بذلك خبر فاُشهد به، ودفن بمقابر قريش في ظهر جدّه أبي الحسن موسى بن جعفر(عليه السلام)، وكان له يوم قبض خمس وعشرون سنة وأشهر. وكان منعوتاً بالمنتجب والمرتضى. وخلف من الولد عليّاً ابنه الإمام من بعده، وموسى، وفاطمة وأمامة ابنتيه، ولم يخلف ذكراً غير من سمّيناه(4).
وسمّه المعتصم العبّاسي أو اُمّ الفضل.
باب الحاء… حمر
أمّا أولاده: عليّ الإمام الهادي(عليه السلام) وموسى المبرقع وفاطمة وأمامة; كما قاله المفيد(5).

مستدرك سفينة البحار (2/ 406، بترقيم الشاملة آليا)
مستدرك سفينة البحار - الجزء الثاني -
وقال الصدوق: أولاده عليّ الإمام وموسى وحكيمة وخديجة واُمّ كلثوم.
وقال أبو عبدالله الحارثي: خلّف فاطمة وأمامة(1). ولم يخلف غيرهم(2).
وعن النفحات العنبريّة: أنّه أولد من الذكور محمّداً وعليّاً وموسى المبرقع والحسين، ومن الإناث حكيمة وبريهة وأمامة ـ الخ.
وعن عمدة الطالب، وصحاح أخبار: أنّه لم يعقّب إلاّ من مولانا عليّ الهادي(عليه السلام) وموسى المبرقع.
وفي عمدة الطالب في أحوال موسى المبرقع ووروده بقم: فأتته أخواته زينب واُمّ محمّد وميمونة بنات الجواد(عليه السلام) ونزلن عنده، فلمّا متن دفن عند فاطمة بنت موسى الكاظم وأقام موسى بقمّ حتّى مات ـ إلى آخر ماسيأتي في «وسا»(3).

مستدرك سفينة البحار (5/ 230، بترقيم الشاملة آليا)
سنة 295 في آخر شوّال أو ذي القعدة مات المكتفي، وله 31 عاماً. ثمّ قام بعده أخوه المقتدر.
سنة 296 في 7 ذي الحجّة خروج أوّل الفاطميّين محمّد بن المهدي.
وفيه في 2 ربيع الثاني قتل عبدالله بن المعتزّ.
وفيه في 8 ربيع الثاني توفّي موسى المبرقع ابن الإمام الجواد(عليه السلام).
سنة 297 ـ 311 مات جنيد البغدادي الصوفي.
سنة 298 مات محمّد بن إسماعيل بن موسى الكاظم(عليه السلام) أسنّ شيخ من ولد رسول الله(صلى الله عليه وآله) رأى مولانا صاحب الزمان(عليه السلام) قبل وفاة عليّ بن أحمد العقيقي بعشرة أيّام.

مستدرك سفينة البحار (5/ 232، بترقيم الشاملة آليا)
سنة 315 مات عليّ بن سليمان الأخفش الصغير. وفيه في 2 ربيع الأوّل توفّي محمّد بن أحمد بن موسى المبرقع.

مستدرك سفينة البحار (5/ 235، بترقيم الشاملة آليا)
سنة 352 في 20 صفر مات أبو القاسم عليّ بن إسحاق البغدادي الإماميّ الشاعر، وكانت ولادته في 20 صفر 310.
وفيه مات أبو القاسم الكوفيّ عليّ بن أحمد بن موسى المبرقع، وله كتب منها كتاب الإستغاثة. وفيه في يوم عاشوراء أمر معزّ الدولة الديلمي بأغلاق الدكاكين والسوق في بغداد وإقامة العزاء الحسيني(عليه السلام).
وفيه 28 شعبان توفّي الحسن بن محمّد المهلبي وزير معزّ الدولة مشيّد أركان الشيعة.
سنة 353 ـ 393 مات إسماعيل بن حمّاد الجوهري صاحب صحاح اللّغة.

مستدرك سفينة البحار (8/ 74، بترقيم الشاملة آليا)
إخبارات مولانا الإمام الهادي صلوات الله عليه بالمغيبات، فكثيرة:
منها: قوله لأخيه موسى المبرقع حين طلبه المتوكّل للفضيحة، ومنعه الإمام عن الذهاب إليه فلم يقبل، قال: إنّك لا تجتمع أنت معه أبداً، فأقام موسى ثلاث سنين ليحضر عند المتوكّل فلم يتهيّأ له الإجتماع مع المتوكّل حتّى قتل المتوكّل، كما رواه المفيد والكلينيّ(6).

مستدرك سفينة البحار (8/ 389، بترقيم الشاملة آليا)
قبر موسى المبرقع ابن محمّد الجواد (عليه السلام) بقمّ مشهور، وكذا قبر أخواته زينب واُمّ محمّد وميمونة بنات الجواد (عليه السلام)، وهنّ عند فاطمة بنت موسى (عليه السلام)(2).
قبر الحسين بن الحسن بن جعفر بن محمّد بن إسماعيل بن الإمام جعفر الصّادق (عليه السلام) بقمّ قرب مزار فاطمة(3).
أقول: ليس بقبره اليوم أثر معلوم.

مستدرك سفينة البحار (/ 1)
وعن النفحات العنبريّة: أنّه أولد من الذكور محمّداً وعليّاً وموسى المبرقع والحسين، ومن الإناث حكيمة وبريهة وأمامة ـ الخ.
وعن عمدة الطالب، وصحاح أخبار: أنّه لم يعقّب إلاّ من مولانا عليّ الهادي(عليه السلام) وموسى المبرقع.
وفي عمدة الطالب في أحوال موسى المبرقع ووروده بقم: فأتته أخواته زينب واُمّ محمّد وميمونة بنات الجواد(عليه السلام) ونزلن عنده، فلمّا متن دفن عند فاطمة بنت موسى الكاظم وأقام موسى بقمّ حتّى مات ـ إلى آخر ماسيأتي في «وسا»(3).

دواوين الشعر العربي على مر العصور (1/ 178)
السيد مصطفى بن جعفر بن عناية الله ، من عشيرة آل حسن ، ولُقبت أسرة السيد مصطفى بـ ( آل جمال الدين ) نسبة إلى جدهم الأعلى السيد ( محمد ) الذي كان يلقب بـ ( جمال الدين ) لتبحره بالعلوم الدينية . وتعتبر أسرة جمال الدين من الأسر العلمية الدينية المعروفة التي تخرّج منها الكثير من العلماء والأدباء .
ويتصل نسب هذه الأسرة الشريفة بالإمام علي ( عليه السلام ) عن طريق السيد موسى المبرقع ابن الإمام محمد الجواد ( عليه السلام ) .
ولادته :
ولد السيد مصطفى سنة ( 1346 هـ ) في قرية المؤمنين ، وهي إحدى قرى مدينة سوق الشيوخ ، التابعة لمحافظة الناصرية ( جنوب العراق ) .
دراسته وأساتذته :

الذريعة إلى تصانيف الشيعة (1/ 21)
الآداب
ومكارم الاخلاق ) للشريف أبي القاسم علي بن أحمد العلوي الكوفي المعروف بأبي
القاسم العلوي أو الكوفي المتوفي بكرمي من نواحي فسا، في شهر جمادي الاولى سنة
إثنتين وخمسين وثلاثمائة حكى النجاشي فهرس تصانيفه عن إبنه أبي محمد بن أبي
القاسم، وذكر الشيخ حسين بن عبدالوهاب في عيون المعجزات أن أحمد والد الشريف

الذريعة إلى تصانيف الشيعة (1/ 22)
أبي القاسم المذكور كان إبن موسى المبرقع بن الامام التقي الجواد عليه السلام
الشهيد في سنة 220 عبر عنه النجاشي بما ذكر ولكن صاحب رياض العلماء قد يعبر
عنه بكتاب الاخلاق قال رأيت منه نسخة عتيقة( بقطيف بحرين )وقد قال في أوله أنه
ألف كتبا كثيرة في العلوم والآداب والرسوم( أقول )وينتقل عنه مير محمد أشرف
في فضائل السادات الذي ألفه سنة 1103 فيظهر وجوده عنده وهو موجود حتى اليوم
رأيت منه نسخة عتيقة تأريخ كتابتها سنة 998 عند العلامة الشيخ عبدالحسين بن قاسم
الحلي النجفي لكنها ناقصة الاول والوسط :

الذريعة إلى تصانيف الشيعة (1/ 70)
.إبان
حكم الغيبة ) للشريف أبي القاسم علي بن أحمد بن موسى المبرقع
......................................60......................................
إبن الامامالجواد عليه السلام المتوفي بكرمي من نواحي( فسا )في جمادي الأولى سنة
352حكى النجاشي فهرس تصانيفه عن الشريف أبي محمد إبن الشريف أبي القاسم
العلويالكوفي المصنف للكتاب :296( .كتاب الابتداء )للشريف أبي القاسم علي بن
أحمدالعلوي الكوفي المذكور حكاه النجاشي أيضا عن فهرس ولده المذكور .


الذريعة إلى تصانيف الشيعة (1/ 417)
مطبوع مع علاج الأمراض في لكهنو :2103( .الأديان والملل ) للشريف أبي الفتح
عبيدالله بن أبي الحسن موسى النقيب بن أبي عبداللهأحمد بن أبي علي محمد الأعرج
بن أحمد بن أبي جعفر موسى المبرقع بن الإمامالجواد عليه السلام، يروي عنه الاخوان
المفيد عبدالرحمن ، وأبو سعيد محمد إبناأحمد بن الحسين النيسابوري كما ذكره
الشيخ منتجب الدين في النسخة الموجودة ،ويظهر من صاحب الرياض
.....................................405......................................
أن في نسخته ينتهي نسبه إلى أحمد بن موسى بنجعفر عليه السلام والصحيح ما ذكرته،
وقد صرح به شيخنا العلامة النوري في البدرالمشعشع وقال المولى عصام في كتابه
نصيحة الكرام أن الشاهزادة عبيدالله بن موسى ينتهي نسبه بخمسة آباء إلى الإمام
الجواد عليه السلام ، ومر الآراء والديانات ويأتي كتاب الفرق :2104( .

الذريعة إلى تصانيف الشيعة (3/ 377)
1521( أنساب آل الرسول ) وأولادالبتول . للسيد العالم النسابة
أبي الفتح عبيد الله بن السيد الشريف أبي الحسن موسى الذي حج البيت سنة 370

الذريعة إلى تصانيف الشيعة (3/ 378)
وزار مشهد جده الرضا عليه السلام سنة375 ،ابن أبي عبد الله أحمد الذي توفي عن ست
وأربعين من العمر سنة 358 ، ابن أبي علي محمد الأعرج الذي توفي بقم سنة 315 ،
ابن أحمد والد الشريف أبي القاسم علي بن أحمد الكوفي الذي توفي سنة 352 ، ابن
أبي جعفر موسى المبرقع الذي هاجرمن الكوفة وورد قم سنة 256 وتوفي بها سنة 296 ،
ابن أبي جعفر الجواد عليهالسلام ، فصل تراجم آبائه كذلك شيخنا العلامة النوري في
" البدر المشعشع "ونسبالكتاب اليه الشيخ منتجب الدين في فهرسه الذي كتبه ذيلالا
لفهرس الشيخ الطوسي يذكر فيه بعض المعاصرين له والمتأخرين عنه وطبع في آخر
مجلدات البحار ، وذكرأنه قرأ الشيخ المفيد عبد الرحمن بن أحمد النيسابوري الذي
هو من تلاميذ الشيخ الطوسي هذا الكتاب على مؤلفه ، فيظهر أن المؤلف كان من
المعاصرين للشيخ الطوسي وذلك لا ريب فيه لملائمته مع تواريخ والده في سنتي حجه
وزيارته ، ويظهرمن أمل الآمل وصاحب الرياض أن ما وجداه من نسخة فهرس الشيخ
منتجب الدين كان فيها سقط فقد حكيا نسبه عن الشيخ منتجب الدين هكذا
.....................................380......................................
( عبيد الله بن موسى بن أحمد بن محمد بن أحمد بن موسى بن جعفر عليهما السلام )
وعليه فيكون منأحفاد أحمد( شاه جراغ )الذي يزار بشيراز ، فاستشكل صاحب الرياض
بان حفيد(شاه جراغ )مع قلة الوسائط كيف يصير معاصر الشيخ الطوسي أو متأخرا عنه
، وجزمبانه نسبة إلى الجد كما هو الشايع : 1522( . أنساب الأئمة )ومواليدهم إلى
صاحب الزمان عليهم السلام للشريف الناصر الكبير أبي محمد الحسن بن علي بن الحسن
بن علي الأصغر ابن عمرالأشرف بن الامام السجاد عليه السلام المتوفى بآمل طبرستان
سنة 304 ، صاحب كتاب" الامامة "وغيره مما عده النجاشي من تصانيفه: 1523( أنساب

الذريعة إلى تصانيف الشيعة (5/ 65)
203( البدر المشعشع ) في أحوال ذرية موسى
المبرقع ،لشيخنا العلامة النوري الحاج ميرزا حسين بن ميرزا محمد تقي بن محمد علي
الطبرسي قدس سره المتوفى فى ليلة الاربعاء 27( ج )1320 - 2 ذكر فيه ترجمة
السيدالشريف أبي جعفر موسى المبرقع ابن الامام ابي جعفر محمد الجواد التقي عليه
السلام وشرح أحواله وهجرته من الكوفة وورده الى قم سنة 256 إلى أن توفي بها سنة
296وذكر ذرياته واحفاده واثبت صحة نسب جمع من المنتمين اليه وفرغ منه في(ع 1
)1308 -كما في النسخة التي رأيتها وهي بخطه في خزانة كتب الشيخ ميرزامحمد
الطهراني وكتب عليها بخطه أنه وهبها إياه ، وقد طبع على الحجر في سنة تأليفه في
بمبي ء وعليه تقريظ السيد المجدد الشيرازي : 20

الذريعة إلى تصانيف الشيعة (6/ 199)
ترجمة موسى المبرقع ) فارسى أكبر من
"البدر المشعشع " فيه أحواله وتراجم ذراريه وبعض أحوالقم وفضائله ،للحاج الشيخ
محمد بن المولى اسمعيل الكجورى الطهرانى الواعظالملقب بسلطان المتكلمين المتوفى
فى رابع عشر شعبان سنة ) 1353(
.....................................167......................................
كتبه للسيد الحاج قائم مقام التولية الرضوى المشهدى

الذريعة إلى تصانيف الشيعة (10/ 73)
كتاب الحلال والحرام ) للشريف العالم عبيد الله بنموسى
بن أحمد بن محمد بن أحمد بن موسى المبرقع ابن الامام التقى الجواد بن علىبن موسى


الذريعة إلى تصانيف الشيعة (13/ 345)
ديوان علىبن الحسين الاخوى )وهو
الحاج المير السيد على بن السيد حسين بن ابراهيم بن حسن الشهير بالاخوى التقوى لانه
ينهى نسبه الى موسى المبرقع ابن الامام الجواد محمد التقى . توفى5 ؟ 12ومادة

الذريعة إلى تصانيف الشيعة (15/ 224)
الرد على
أرسطاطاليس ) للشريف أبى القاسم العلوى على بن أحمد الكوفى ابن موسى المبرقع
المتوفى . )352( ذكره النجاشى فى( ص : 405( . )189 الرد عى ارسطاليس ) لشيخ


الذريعة إلى تصانيف الشيعة (15/ 229)
الرد على أهل التبديل و التحريف فيما وقع من
أهل التأليف)للشريف أبى القاسم على بن احمد بن موسى المبرقع ابن الامام الجواد
(ع ) المتوفى بكرمى )352(


الذريعة إلى تصانيف الشيعة (17/ 323)
السيف الصارم ) في اثبات سيادة بعض سادات
كشمير بالاردوية . طبع في دهلي للسيد محمد باقر الكشميري الكابلي المعاصر
المدعوبباقر شاه وفيه نفي سيادة بعض . وطبع بالفارسية في لاهور .ومر انتقاده
الموسوم بدفع المغالطة .ويأتي" مضاريب المشككين "في حرف الميم .كتب ذلك كله
بعدتأليف شيخنا النوري" البدر المشعشع في اثبات سيادة ذرية موسى المبرقع ."


الذريعة إلى تصانيف الشيعة (20/ 20)
المكارم احمد بن ابى جعفر موسى المبرقع ابنالامام الجواد( ع )كما اورد بقية نسبه
وشجرته المولى محمد هاشم فى (( منتخب التواريخ ) ) وتوفى 1041 كما فى (( سلاقة
العسر ) )اوله ] : الحمدلله رب العالمين والصلاة والسلام على محمد وآله اجمعين .

الذريعة إلى تصانيف الشيعة (20/ 248)
ومادة تاريخه ((
عجيب غريب )) ألفه لبيان المخمس الخالى الوسط ،بالتماسسيدنا المرتضى بن مهدى
بن السيد محمد الكشميرى المنتهى الى موسى المبرقع . اوله ]

الذريعة إلى تصانيف الشيعة (24/ 82)
مثالى نامه ) نظم فارسى في بيان عالم المثال للسيد على بن
السيد عبدالله المجتهد ابن إسحاق بن حسين بن هاشم بن إسماعيل بن محمد بن أحمد بن
رشيد الاسلام من أحفاد أحمد بن موسى المبرقع الرضوي القمى ، المذكور في )751 : 9(

نور الأبصارفي أحوال الأئمة التسعة الأبرار (/ 2)
وفي عمدة الطالب : إنّ موسى هذا هو موسى المبرقع بن محمّد الجواد ، وهو لأمّ ولد مات بقم ، وقبره بها . ويقال لولده الرضويّون ، وهم بقم ، وهو أول من انتقل من الكوفة إلى قم من السادات الرضوية ، وكان ذلك في سنة ست وخمسين ومائتين للهجرة ، وكان يسدل على وجهه برقعاً دائماً ، فأرسلت إليه العرب أن أخرج من مدينتنا وجوارنا ، فرفع البرقع عن وجهه فلم يعرفوه ، فانتقل عنهم إلى (كاشان) فعرفوه وأكرمه أحمد بن عبدالعزيز بن دلف العجلي ، فرحّب به وألبسه خلعاً فاخرة ،
... اللاحق السابق فهرست الكتاب كتب متفرقة

نور الأبصارفي أحوال الأئمة التسعة الأبرار (/ 1)
نور الأبصارفي أحوال الأئمّة التسعة الأبرار
وأفراساً جياداً ، ووظّفه في كلّ سنة ألف مثقال من الذهب وفرساً مسرجاً ، فدخل بقم بعض رؤساء العرب وأخبروهم بأنّ هذا موسى المبرقع وهو ابن الإمام محمّد الجواد (عليه السلام) وأخو الإمام أبي الحسن الهادي (عليه السلام) .
فأرسلوا رؤساء العرب لطلب موسى وردّوه إلى قم واعتذروا منه ، وأكرموه واشتروا من مالهم له داراً ووهبوا له سهاماً من بعض القرى ، وأعطوه عشرين ألف درهم ، واشترى ضياعاً كثيرة ، فأتته أخواته زينب وأمّ محمّد وميمونة بنات الجواد (عليه السلام) ونزلن عنده ، فلمّا متن دفنّ عند فاطمة بنت الإمام موسى بن جعفر (عليه السلام) ، وأقام موسى بقم حتى مات ليلة الأربعاء لثمان ليال بقين من ربيع الآخر سنة ست وتسعين ومائتين للهجرة ودفن في داره وهو المشهد المعروف اليوم .

فاطمة بهجة قلب المصطفى (1/ 98)
45ـ روى السيد محمد الغماري الشافعي في كتابه: عن فاطمة بنت الحسين الرضوي، عن فاطمة بنت محمد الرضوي، عن فاطمة بنت إبراهيم الرضوي، عن فاطمة بنت الحسن الرضوي، عن فاطمة بنت محمد الموسوي، عن فاطمة بنت عبد الله العلوي، عن فاطمة بنت الحسن الحسيني، عن فاطمة بنت أبي هاشم الحسيني، عن فاطمة بنت محمد بن أحمد بن موسى المبرقع، عن فاطمة بنت أحمد بن موسى المبرقع، عن فاطمة بنت موسى المبرقع، عن فاطمة بنت الإمام أبي الحسن الرضا عليه السلام، عن فاطمة بنت موسى بن جعفر عليهما السلام، عن فاطمة بنت الصادق جعفر بن محمد عليهما السلام، عن فاطمة بنت الباقر محمد بن علي عليهما السلام، عن فاطمة بنت السجاد علي بن الحسين زين العابدين عليهما السلام، عن فاطمة بنت أبي عبد الله الحسين عليه السلام، عن زينب بنت أمير المؤمنين عليه السلام، عن فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وآله، قالت: قال رسول الله صلى الله عليه وآله: (ألا من مات على حب آل محمد مات شهيداً)(77).

النجم الثاقب (6/ 3)
--- ... الصفحة 63 ... ---
4 ـ البدر المشعشع في ذرية موسى المبرقع.

النجم الثاقب (6/ 4)
فرغ منه في ربيع الأول سنة 1308، وطبع فيها ببمبي على الحجر وعليها تقريظ المجدد، ونسخة منه بخطه أهداها كتابة للحجة الميرزا محمد الطهراني(1).
وذكر فيه ترجمة السيد الشريف ابي جعفر موسى المبرقع إبن الامام ابي جعفر محمد الجواد التقي عليه السلام وشرح احواله وهجرته من الكوفة، ووروده الى قم المقدسة سنة 256 إلى أن توفي بها سنة 296، وذكر ذرياته وأحفاده(2).

تراجم الرجال (153/ 1)
(281) السيد مير حسن القائني(ق 11 - ق 11):
حسن بن ولي الله بن هداية الله بن سيد مراد بن نعمة الله بن ولي الله بن علي بن تاج العراق بن شرفشاه بن علي بن ناصر بن احمد بن موسى بن احمد بن محمد الاعرج بن احمد بن موسى المبرقع بن الامام محمد الجواد عليه السلام، الرضوي القائني النجفي ولد في " قائن " وهاجر إلى النجف الاشرف لطلب العلم، ومن شيوخه الشيخ محمد العاملي حفيد الشهيد الثاني، وقابل نسخة من كتاب " منهج المقال " للاسترآبادي على نسخة شيخه المذكور في سنة 1042 وكتب فيها قيودا رجالية مفيدة.
ولعله المذكور في الروضة النضرة بعنوان " المير سيد حسن القائني الرضوي ".

تراجم الرجال (242/ 1)
(1470) السيد محمد مهدي الهمداني(ق 13 ق 13):
محمد مهدي بن محمد ابراهيم بن محمد مهدي بن محمد ابراهيم بن محمد باقر بن محمد علي بن محمد مهدي بن محسن بن محمد(رضي الدين)بن علي(فخر الدين)بن محمد(رضي الدين)
بن علي بن الحسين بن پادشاه بن ابي القاسم بن ميرة بن ابي الفضل بن عيسى بن محمد بن احمد بن احمد بن محمد الاعرج بن احمد بن موسى المبرقع بن الامام محمد التقي عليه السلام، الرضوي الهمداني.
فاضل أديب متتبع مائل إلى طريقة الشيخ أحمد الاحسائي وتعاليمه، من أعلام القرن الثالث عشر وهو من علماء همدان، توفي بعد سنة 1275.
له " شرح قصيدة دعبل التائية " فارسي ألفه سنة 1255.

معجم رجال الحديث (20/ 57)
ابعثوا إليه فجيئوا به حتى نموه به على الناس ونقول : ابن الرضا ، فكتب إليه
وأشخص مكرما . . ، وبنى له فيها وحول الخمارين والقيان إليه . . ، فلما وافى
موسى تلقاه أبوالحسن في قنطرة وصيف . . ثم قال له : إن هذا الرجل قد
أحضرك ليهتكك . . ، فأبى عليه ، فكرر عليه فلما رأى أنه لا يجيب ، قال : أما إن
هذا مجلس لا تجمع أنت وهو عليه أبدا ، فأقام ثلاث سنين يبكر كل يوم ، فيقال
له ، قد تشاغل اليوم فرح فيروح . . فما زال على هذا ثلاث سنين حتى قتل المتوكل
ـ 82 ـ
ولم يجتمع معه عليه . الكافي : الجزء 1 ، كتاب الحجة 4 ، باب مولد أبي الحسن علي
ابن محمد عليهما السلام 123 ، الحديث 8 .
ورواها الشيخ المفيد بأدنى اختلاف . الارشاد : باب ذكر طرف من دلائل
أبي الحسن علي بن محمد عليهما السلام .
أقول إن هذه الرواية ضعيفة ، فإن يعقوب بن ياسر مجهول ، ولو صحت
الرواية لدلت على نهاية خبث موسى وجرأته على الامام عليه السلام ، وموسى
ابن محمد هذا ، هو موسى المبرقع الآتي .

معجم رجال الحديث (20/ 60)
( 12898 ) - موسى المبرقع :
ابن محمد الجواد بن علي الرضا بن موسى الكاظم عليهم السلام ، وهو لام
ولد مات بقم ، وقبره بها ، ويقال لولده الرضويون ، وهم بقم ، إلا من شذ منهم ،

معجم رجال الحديث (20/ 61)
ذكره السيد ابن المهنا في عمدة الطالب ، عقب الامامين الجواد وعلي الهادي
عليهما السلام .
أقول : هو موسى بن محمد أخو أبي الحسن الثالث المتقدم .

موسوعة أصحاب الفقهاء (112/ 16)
عبيد اللّه بن موسى بن أحمد بن محمد بن أحمد بن موسى المُبرقَع بن محمد الجواد بن علي الرضا بن موسى الكاظم، أبو الفتح العلوي الموسوي ... 222

موسوعة أصحاب الفقهاء (122/ 7)
عبيد اللّه بن موسى العلوي(2)
( ... ـ ...)
عبيد اللّه بن موسى (3)بن أحمد بن محمد بن أحمد بن موسى المُبرقَع بن محمد الجواد بن علي الرضا بن موسى الكاظم، أبو الفتح (4)العلوي الموسوي.

موسوعة أصحاب الفقهاء (127/ 1)
( 359 )
2035
ناصر خسرو (1)
( 394 ـ 481 هـ)
ناصر بن خسرو بن الحارث بن عيسى بن الحسن بن محمد الاَعرج بن أحمد ابن موسى المبرقع بن محمد الجواد بن علي الرضا عليمها السَّلام العلوي الحسيني، الحكيم أبو معين الدين المروزي، البلخي.
ولد سنة أربع وتسعين وثلاثمائة في قصبة (قباذيان) من نواحي مدينة (بلخ).
نشأ ببلخ في أسرة ذات ثراء عريض، وعلاقات مع الملوك والاَمراء، وقد عُني به أبوه منذ الصغر، فحفظ القرآن الكريم، وهو لم يبلغ بعد التاسعة من عمره، ودرس اللغة العربية والعلوم الاِسلامية، وعلوم النجوم والفلك والهندسة، وتضلّع في الفلسفة اليونانية والاِسلامية، وتفقّه في الدين، وخاصة في المذهب الاِسماعيلي الفاطمي.

منتهي الامال (108/ 5)
بدان كه سيد فاضل نسابه سيد ضامن بن شدقم حسينى مدنى در ( تحفة الا زهار فى نسب ابناء الا ئمة الا طهار عليم السلام ) فرموده كه حضرت جواد عليه السلام را چهار پسر بود: ابوالحسن امام على نقى عليه السلام و ابواحمد موسى مبرقع و ابواحمد حسين و ابوموسى عمران ؛ و دختران آن حضرت : فاطمه و خديجه و ام كلثوم و حيكمه بود و مادر ايشان ام ولدى بود كه سمانه مغربيه مى گـفتند و از ام الفضل دختر ماءمون حضرت جواد عليه السلام فرزندى نداشت و عقب آن حضرت منحصر است از دو پسر: امام على نقى عليه السلام و ابواحمد موسى .(96)
مؤ لف گويد: كه از ( تاريخ قم ) ظاهر مى شود كه زينب و ام محمّد و ميمونه نيز دختران حضرت جواد عليه السلام بوده اند، و شيخ مفيد در دختران حضرت جواد عليه السلام دخترى امامه نام ذكر كرده .(97) و بالجمله : موسى مبرقع جد سادات رضويه است و رشته اولادش تا به حال بحمدللّه منقطع نگشته و بسيارى از سادات نسب ايشان به او منتهى مى شود و او اول كسى است كه از سادات رضويه به قم وارد شد در سنه دويست و پـنجاه و شش ، و پيوسته بر روى خود برقع گذاشته بود و لهذا او را موسى مبرقع گـويند و چـون وارد شد بزرگـان عرب از اهل قم او را از قم بيرون كردند و به كاشان رفت و چون به كاشان رسيد احمد بن عبدالعزيز بن دلف عجلى او را اكرام كرد و خلعتهاى بسيار و مركبها به او بخشيد و مقرر كرد كه هر سال يك هزار مثقال طلا با يك اسب مسرج به او بدهد لكن رؤ ساى عرب از اهل قم پس از آن پشيمان شده به خدمتش شتافتند و از او اعتذار خواسته مكرما به قم واردش ساختند و گـرامى داشتند او را و حال موسى در قم نيكو شد تا آنكه از مال خود قريه ها و مزارعى خريد.

منتهي الامال (108/ 6)
پـس از آن وارد شدند بر او خواهرانش زينب و ام محمّد و ميمونه دختران حضرت جواد عليه السلام و از پـس ايشان بريهه دختر موسى آمد و تمام ايشان در قم وفات يافتند و نزد فاطمه عليها السلام مدفون شدند و زينب همان است كه بر قبر حضرت معصومه عليها السلام قبه اى بنا كرد پـس از آن كه سقفى بر قبرش بنا كرده بودند از حصير و بوريا.(98) و موسى شب چهارشنبه روز آخر ماه ارديبهشت دو روز به آخر ماه ربيع الا خر مانده سال دويست و نود و شش از دار دنيا رفت و امير قم عباس بن عمرو غنوى بر وى نماز كرد و مدفو شد در موضعى كه الحال معروف است قبرش چنانچه در ( تاريخ قم ) ذكر شده ، و سيد ضامن بن شدقم فرموده كه موسى مبرقع مدفون شد به قم در خانه معروف به خانه محمّد بن الحسن بن ابى خالد اشعرى ملقب به ( شنبوله ) .

منتهي الامال (108/ 7)
فقير گويد: كه اين محمّد بن الحسن يكى از روات قم و از اصحاب حضرت امام رضا عليه السلام و وصى سعد بن سعد احوص اشعرى قمى بوده و الحال آن موضع معروف است به محله موسويان و در آنجا دو بقعه است يكى كوچك كه در او دو صورت قبر است يكى قبر موسى مبرقع است و ديگر قبر احمد بن محمّد بن احمد بن موسى است و اما بقعه بزرگ كه موسوم به چـهل اختران است و در كتيبه آن اسم شاه طهماسب است به تاريخ نهصد و پنجاه و سه . اول كسى كه در آن دفن شد محمّد بن موسى مبرقع بوده بعد از او زوجه او بريهه دختر جعفر بن امام على النقى عليه السلام به جنب شوهرش دفن شد و برادرانش يحيى صوفى و ابراهيم پسران جعفر به قم آمدند ارث بريهه گرفتند، ابراهيم رفت و يحيى صوفى به قم ماند و در ميدان زكريا بن آدم به نزديك مشهد حمزة بن موسى بن جعفر عليه السلام وطن و مقام گرفت و در جنب محمّد بن موسى و نزديكى قبر او قبور جماعتى از علويين و سادات است از جلمه : زينب دختر موسى و ام محمّد بنت موسى و ابوعلى محمّد بن احمد بن موسى با دختران او فاطمه و بريهه و ام سلمه و ام كلثوم و غير ايشان از علويات و فاطميات كه تمامى از اعقاب و ذرارى موسى مبرقع مى باشند و در آن محل دفن اند و محمّد بن احمد بن موسى كه او را ابوعلى و ابوجعفر نيز گويند مردى بود فاضل و به غايت پـرهيزكار و خوش محاوره و نيكو منظر و فصيح و دانا و عاقل و در ( تحفة الا زهار ) است كه او ملقب به اعرج بود و رئيس و نقيب بود در قم و امارت حاج با او بود.(99) و بالجمله ؛ قل است كه والى قم او را تشبيه به ائمه كرده در فضل و او را قابل امامت دانسته . و وفات او در سوم ربيع الا ول سنه سيصد و پانزده واقع شد و در مقبره محمّد بن موسى مدفون شد.

منتهي الامال (108/ 8)
و در ( تحفة الا زهار ) است كه موسى مبرقع را پنج پسر بود: ابوالقاسم حسين و على و احمد و محمّد و جعفر. و احمد بن موسى مبرقع را سه پسر بود: عبيداللّه و ابوجعفر محمّد اعرج و ابوحمزه جعفر.(100) و صاحب ( عمدة الطالب ) گفته كه اولاد موسى مبرقع از پسرش احمد بن موسى است و اولاد احمد از پسرش محمّد اعرج است ( وَ الْبَقِيَّةُ فى وُلُدِهِ لاِبْنِهِ اَبِى عَبْدِاللّهِ اَحْمَد نَقيب قُم . ) (101)
مؤ لف گـويد: كه ابوعبداللّه احمد بن محمّد اعرج مذكور سيد جليل القدر عظيم الشاءن ، رفيع المنزله و رئيس و نقيب بوده در قم و مردى متنسك و متعبد و به دلهاى مردم نزديك و مردى سخى و كريم و واسع الجاه بوده . ولادتش در قم واقع شده سنه سيصد و يازده ، و در ماه صفر سنه سيصد و پنجاه و هشت وفات كرد و به وفات او مردم قم را مصيبتى تمام بوده است ، و او است كه با موسى دفن شده نه احمد بن موسى مبرقع زيرا كه آمدن او به قم معلوم نيست ، و او را چهار پسر (102) بوده ابوعلى محمّد و ابوالحسن موسى و ابوالقاسم على و ابومحمّد الحسن و چهار دختر بوده و پـسران او بعد از وفات پدر قصد حضرت ركن الدوله كردند به شهر رى ، ركن الدوله ايشان را تسلى داد و بفرمود جانب ايشان را رعايت كنند و خراج بر املاك ايشان ننهند، پس از آن باز گـرديدند به قم . پس از آن ابوعلى محمّد به خراسان رفت ، مردم خراسان او را اكرام و اعزاز نمودند و به خراسان مقيم بود تا آنكه كشته شد يا وفات كرد و ابوالقاسم على نيز به خراسان رفت و در طوس وطن گرفت و ابوالحسن موسى به قم ماند و به كار با برادرش ابى محمّد و خواهرانش قيام نمود و املاكى كه از پدرش بازمانده بود به دست آورد و آنچه به رهن بود از رهن بيرون آود و سيرت او نيكو بود و با مردم قم به وجه احسن زندگـانى كرد و حقوق ايشان را رعايت نمود، پـس اهل قم به صحبت او ميل كردند و او سرور و رئيس ايشان شد و در سنه سيصد و هفتاد

منتهي الامال (108/ 9)
به حج رفت و چون به مدينه آمد بر پسر عمان (عموزادگان ) خود شفقت نمود و ايشان را خلعت و عطا بخشيد پس او را شكر بسيار نمودند پس ‍ به قم مراجعت نمود مردم قم به قدوم او شادى نمودند و بر سر كوچه ها و محله ها آئينه بستند و صاحب بن عباد نامه اى به او نوشت و او را تهنيت گفت .
و بالجمله : ابوالحسن موسى مذكور سيدى فاضل و متواضع و سهل الجانب بود و نقابت سادات قم و نواحى آن به او مفوض بوده است و قسمات و وظايف و رسوم و مرسومات و مشاهرات سادات آبه و قم و كاشان و خورزن مجموع به دست و اختيار و فرمان او بوده است و عدد ايشان در آن زمان از مردان و طفلان سيصد و سى و يك نفر بوده است و وظيفه هر يك از ايشان در هر ماهى سى من نان و ده درم نقره بوده است و هر كس از ايشان كه وفات يافته است به جاى او نوشته اند و ابوالحسن موسى را چند پسر برده از جمله ابوجعفر است كه داماد ذوالكفايتين ابوالفتح على بن محمّد بن الحسين بن العميد است كه وزير ركن الدوله ديلمى است و من در كتب خود ترجمه او والدش ابوالفضل بن عميد را نـگـاشته ام . و ديـگـر از اولاد ابوالحسن موسى است عالم جليل السيد ابوالفتح عبيداللّه بن موسى مذكور كه شيخ منتجب الدّين در ( فهرست ) اسم او را برده و فرموده كه او ثقه و پـرهيزكار و فاضل و راوى اخبار ائمه اطهار عليهم السلام است و از تصانيف او است ( كتاب انساب سادات ) و كتابى در ( احكام حلال و حرام ) و كتابى در ( مذاهب مختلفه ) خبر داد مرا به آن كتابها جماعتى از ثقات از شيخ مفيد نيشابورى از او.(103) و معلوم باشد كه غير از مفيد نيشابورى برادرش عالم جليل ابوسعيد محمّد بن احمد نيشابورى جد شيخ ابوالفتوح رازى نيز از سيد عبيداللّه مذكور روايت مى كند. و بدان كه اولاد و ذريه موسى مبرقع غالبا در رى و قم بودند و از آنجا به قزوين و همدان و خراسان و كشمير و هندوستان و ساير بلاد منتشر شدند، و الان در بلاد شيعه از

منتهي الامال (108/ 10)
اعظم و اعز طوائف سادات و اشراف اند.
قاضى نوراللّه در ( مجالس ) فرموده : رضويه : نسب شريف سادات عظام رضويه مشهد مقدس منور و سادات رضويه قم مجموع به ابى عبداللّه احمد نقيب قم ابن محمّد الا عرج ابن احمد بن موسى المبرقع بن الا مام محمّد تقى عليه السلام منتهى مى شود و سيد نقيب امير شمس الدّين محمّد كه به سيزده واسطه به ابى عبداللّه احمد نقيب قم مى رسد، و در زمان سلطنت ميرزا شاهرخ از مدينه قم به مشهد مقدس منور آمد، و ميرزا ابوطالب مشهور از اولاد امجاد او است و مدتى بنابر تفويض پادشاه مغفور به حكومت ولايت تبريز اشتغال داشت و الحال فرزندى و برادرزادگـان او در مشهد مقدس رضوى در كمال حشمت و شوكت ساكن اند. انتهى .(104)
و بدان كه منتهى مى شود به ابى عبداللّه احمد نقيب قم مذكور سيد اجل السيد محسن بن سيد رضى الدّين محمّد بن سيد مجدالدّين على بن سيد رضى الدّين محمّد بن پـادشانه بن ابوالقاسم بن ميسرة بن ابوالفضل بن بندار بن مير عيسى بن ابى محمّد جعفر بن على بن ابى محمّد بن احمد بن محمّد الا عرج بن احمد بن موسى المبرقع بن الا مام الجواد عليه السلام است كه قاضى نوراللّه در حق او فرموده كه او سيد فاضل عالى مقدار بود والد بزرگوار او در زمان سلطان سحين ميرزا از قم به مشهد مقدس رضوى انتقال فرمود و او در اينجا به افاده علوم دين و ترويج مذهب آباء طاهرين اشتغال مى فرمود و شيخ محمّد بن ابى جمهور به خدمت او رسيده و با او طريق معاشرت ورزيده و بعضى از تصائيف شريفه خود را به نام آن سيد بزرگوار مزين ساخته و در ايام مجاورت مشهد مقدس به يمن حمايت او با علماى مخالفين بحثهاى متين پيش برده و الحال از اولاد ايشان سيد متقى ، عامل معنى ، انسان كامل ، صاحب ملكى ، ثمره حديقه فدكى ، امير محمّد جعفر است كه از غايت شرافت ذات و نفاست گوهر مستغنى از مدح اين ذره احقر است :
فَتىَّ لايُحِبُّ الزّادَ اِلاّ مِنَ التُّقى

منتهي الامال (108/ 11)
وَ لايَبْتَغِى الْخَلاّنِ اِلاّ ذَوِى الْفَضْلِ
نكرده بهر رضاى حق و تتبع علم
نه چشم سوى غزال و نه گوش سوى غزل
مَنَّ اللّه تَعالى عَلَيْنا بِطُولِ بَقائِهِ وَ رَزَقَنى مَرَّةً اُخْرى شَرَفَ لِقائِهِ انتهى .(105)
و بعضى از متتبعين گفته مير جعفر مذكور پسرى داشته مسمى به مير محمّد زمان و او نيز از علما بوده و ( شرحى بر قواعد ) نوشته ، وفات كرده در سنه هزار و چـهل و يك . و مير محمّد زمان را پسرى بوده مسمى به مير محمّد حسن و او نيز از علما بوده و سيد محسن را پسرى ديگر بوده موسوم به مير محمّد مهدى و او نيز از علماء بوده و او را شيخ على كركى در وقت رفتنش به طرف كاشان در قم اجازه داده در سنه نهصد و سى و شش ، و چـنين معلوم مى شود كه قبر شريف آن سيد جليل در قم در تكيه اى است نزديك به صحن شريف حضرت معصومه عليها السلام و مشهور است آن تكيه اليوم به ( محمديه ) و در آنجا بقعه اى است و آن بزرگوار در آن بقعه مدفون مى باشد.
فقير گويد: كه آن بقعه مشهور است به ( محمديهى ) و آن تكيه معروف است به حسينيه و در كوچه حرم واقع است نزديك صحن جديد و گفته كه منسوب است به اين سيد بزرگـوار سيد اجل آقا سيد صدرالدّين بن ميرزا محمّد باقر رضوى قمى شارح ( وافيه ) و برادرش ميرزا محمّد ابراهيم بن ميرزا محمّد باقر رضوى كه از علماء بوده و در همدان ساكن بوده الى غير ذلك انتهى .

منتهي الامال (108/ 12)
و بدان نيز كه منتهى مى شود به موسى مبرقع نسب سيد جليل مير محمّد بديع خادم رضوى رحمه اللّه چنانكه سيد ضامن مدنى در ( تحفه ) گـفته : محمّد بديع بن ابى طالب بن ابى القاسم بن محمّد بن غياث الدّين عزيز بن شمس الدّين محمّد بن محمود بن محمّد بن ميرهادى حسن بن على بن ابى الفتوح بن عيسى بن محمّد بن ابى محمّد بن جعفر بن ابى جعفر على بن ابى على محمّد بن ابى احمد موسى (106) الا برش بن ابى على محمّد الا عرج بن احمد بن موسى المبرقع سيدى بود صاحب مروت و شهامت و رفعت و رياست و عظمت و جلالت و جمّالمحاسن بود و با ما مودت و صداقت داشت و من هديه كردم به سوى او ( كتاب حقوق و مواريث ) تاءليف عزالدّين عمر بن تاج الدّين محمّد فقيه حسينى و اين محمّد بديع والى امر بود در مشهد مقدس رضوى و بر او بود رجوع اعيان امجاد و زوار و قصاد و او بود مرجع اهل بلاد؛ پس منصب او را دادند به پسرش غياث الدّين و او والى اوقاف حضرت امام رضا عليه السلام گـرديد به امر شاه عباس بن شاه صفى پـس مشغول گـرديد به نفس نفيس خود به تعمير خرابيها تمام كرد آنها را و احداث كرد عماراتى براى غلات و نحو آنها و پـدرش ابوطالب سيدى بود جليل القدر، وجيه ، رئيس جم المحاسن ، صاحب مروت عاليه و خيرات جاريه ، مقصد و ملجاء مردم بود، خدمت داشت در حرم حضرت امام رضا عليه السلام از جانب شاه عباس بن شاه خدابنده ، شاه عباس خواست دختر او را تزويج كند عذر آورد و تزويج كرد او را به پسر عمش مير حسن . آنگاه سيد ضامن فرموده كه مير حسن بن ولى اللّه بن هدايت اللّه بن مراد بن نعمت اللّه مشهور بود به مير حسن قاينى ديدم او را به مشهد مقدس رضوى در ماه ذى الحجه سنه هزار و پـنجاه و دو و او مردى بود عالم فاضل كامل مدرس محقق مدقق و پس عمويش محمّد ابراهيم بن حسين بن نعمت اللّه بن هدايت اللّه سيدى بود جليل القدر، عظيم الشاءن ، رفيع المنزلة ، عالم فاضل كامل ، شيخ الا

منتهي الامال (113/ 6)
واما جعفر پس مثلش مثل فرزند حضرت نوح پيغمبر عليه السلام است وملقب به كذاب است وادعا كرد امامت را به غير حق وگـمراه كرد مردم را وفروخت زن حره آزاد از آل جعفر را واخبار بسيار در مذمت اووارد شده لكن نقلش را در اينجا مهم نمى دانم واورا ابوكرّين مى گـويند به جهت آنكه گفته اند صد وبيست ولد داشته . فى ( المجدى ) قَبْرُهُ فى دارِ اَبيهِ، بِسامِراء ماتَ وَ لَهُ خَمْسَ وَ اَرْبَعُونَ سَنَة 271 اِحْدِى وَ سَبْعِينَ وَ مِاَتَيْنِ.(96)
ويكى از اولاد اوست ابوالرضا محسن بن جعفر كه در ايام خلافت مقتدر باللّه در سنه سيصد در اعمال دمشق خروج كرد، اورا بكشتند وسرش را به بغداد بردند وبر جسر به دار كشيدند. ونيز از اولاد اواست عيسى بن جعفر معروف به ابن الرضا كه عالم فاضل كامل بوده از اوسماع حديث كرده شيخ اجل ابومحمّد هارون بن موسى تلعكبرى در سنه سيصد وبيست وپـنج واز اواجازه گـرفته . واز ( تاريخ قم ) نقل شده كه بريهه دختر جعفر بن امام على نقى عليه السلام زوجه محمّد بن موسى مبرقع بوده وبا شوهر خود به قم آمدند وبعد از وفات شوهرش محمّد، او وفات يافت ودر مشهد شوهرش در جنب اومدفون شد وقبر ايشان در بقعه مشهوره به چـهل دختران (97) است وبعد از آنكه بريهه وفات يافت برادران اوابراهيم ويحيى صوفى پسران جعفر آمدند به قم از براى آنكه ارث خواهر خود را برگيرند بعد از آنكه تركه اورا برداشتند ابراهيم از قم برفت اما يحيى صوفى به قم اقامت كرد ودر ميدان زكريا بن آدم نزديك مشهد حمزة بن موسى بن جعفر عليه السلام ساكن شد ودر قم شهر بانويه دختر امين الدّين ابوالقاسم بن مرزبان بن مقاتل را به نكاح شرعى در حباله خود درآورد واز اوابوجعفر وفخرالعراق وستيه در وجود آمد واز ايشان فرزندان بسيارى به وجود آمدند ومعروف به صوفيه بودند.

منتهي الامال (141/ 12)
بدان كه در بقعه حضرت فاطمه جماعتى از بنات فاطميه وسادات رضائيه مدفونند، مانند زينب وام محمّد وميمونه دختران حضرت امام محمّد جواد عليه السلام ، در نسخه اى از ( انساب مجدى ) ديدم كه ميمونمه دختر امام موسى عليه السلام با معصومه فاطمه است وبريهه دختر موسى مبرقع وام اسحاق جاريه محمّد بن موسى وام حبيب جاريه محمّد بن احمد بن موسى ـ رضوان اللّه تعالى عليهم اجمعين ـ واين كنيزك مادر ام كلثوم دختر محمّد بوده است . ودر فضيلت زيارت حضرت فاطمه بنت موسى عليه السلام روايات بسيار وارد شده از جمله در ( تاريخ قم ) مروى است كه جماعتى از مردم رى خدمت حضرت صادق عليه السلام رسيدند وگـفتند: ما از مردم رى هستيم . حضرت فرمود: مرحبا به برادران ما از اهل قم ! ايشان عرض كردند كه ما از مردم رى هستيم ! ديگر مرتبه حضرت همان جواب را فرمود، آن جماعت چند كرّت اين سخن را گفتند و همين جواب را شنيدند، آنگاه حضرت فرمود: همانا از براى حق تعالى حرمى است وآن مكه است ، وبراى رسول خدا صلى اللّه عليه وآله وسلم حرمى است وآن مدينه است . وبراى اميرالمؤ منين عليه السلام حرمى است وآن كوفه است ، واز براى ما اهل بيت حرمى است وآن بلده قم است وبعد از اين دفن شود در آنجا زنى از اولاد من كه ناميده شود به فاطمه ، هركس اورا زيارت كند بهشت از براى او واجب شود، راوى گفت : وقتى كه آن حضرت اين فرمايش نمود هنوز متولد نشده بود امام موسى عليه السلام .(182)

منتهي الامال (146/ 4)
102- ذكر چـهار پـسر موافق آن خبرى است كه از ( تاريخ قم ) نقل شده و لكن در ( كتاب مجدى ) ص 129 در ذكر اولاد موسى مبرقع گفته : و از اولاد او است يحيى بن احمد بن ابى على محمّد بن احمد بن موسى بن محمّد التقى بن على بن موسى الكاظم عليهم السلام و اين يحيى مردى كريم و واسع الجاه بوده و مسكنش در قم بوده ، پس ذكر كرده مدح ابوالقاسم شاعر بصرى او را در شعر خود در قم . (شيخ عباس قمى رحمه اللّه ).
103- ((الفهرست منتجب الدّين ) ص 78، شماره 229، تحقيق ارموى .
104- ( مجالس المؤ منين ) 1/146.
105- ( مجالس المؤ منين ) 1/518.
106- ابى احمد موسى الا برش در اينجا ظاهرا اشتباخه است و صحيح ابى عبداللّه احمد بن ابى على محمّد الا عرج است . (شيخ عباس قمى رحمه اللّه ).
107- ( تحفة الا زهار ) 3/438.
108- ( بحارالانوار ) 99/79.
109- ( رجال بحرالعلوم ) 2/317.
110- ( ارشاد ) شيخ مفيد 2/295.
111- ( مجالس المؤ منين ) 1/415.
112- ( مجالس المؤ منين ) 1/415 ـ 416، ( رجال كشى ) 2/852.
113- ( مجالس المؤ منين ) 1/416، ( رجال كشى ) 2/853.
114- ( رجال كشى ) 2/817.
115- ( رجال علامه حلى ) ص 133.
116- ( مجالس المؤ منين ) 1/400، ( رجال كشى ) 1/818.
117- ( رجال علامه حلى ) ص 61.
118- ( مروج الذهب ) 3/485.
119- ( مراة الجنان ) يافعى 2/79، ذيل حوادث سال 231.
120- ( رجال كشى ) 2/826.
121- ( بحارالانوار ) 50/105.
122- قرعاء: محلى است در راه مكه ميان قادسيه و عقبه . بدان كه قبر على بن مهزيار رضى اللّه عنه در اهواز است و بقعه دارد و زيارتگاه است .
123- سوره يس (36)، آيه 80.
124- ( رجال كشى ) 2/825.
125- ر.ك : ( مجالس المؤ منين ) 1/414 ـ 415.
126- ( رجال كشى ) 2/854.
127- ( رجال كشى ) 2/856.
128- ( بحارالانوار ) 49/273.
129- ( رجال كشى ) 2/855.
130- ( رجال كشى ) 2/522.
131- ( ارشاد ) شيخ مفيد 2/248.





















شرح حال أبو أحمد موسي المبرقع بن الامام الجواد علیه السلام(214 - 296 هـ = 829 - 909 م)