بسم الله الرحمن الرحیم
عماد الدین علی بن عماد الدین علی الشریف القاری الاسترآبادی(000 - ح 1000 هـ = 000 - ح 1592)
عماد الدین علی بن عماد الدین علی الشریف القاری الاسترآبادی(000 - ح 1000 هـ = 000 - ح 1592)
خلاصة التواریخ، ج 1، ص: 428-431
المؤلف: احمد بن حسین منشی قمی(985)
سال سى و نهم از سلطنت آن خسرو اقليم چهارم نوروز ايت ئيل چهارشنبه پنجم رجب تسع و ستين و تسعمائة
در روز سه شنبه بيست و هشتم شهر محرم الحرام سنۀ مذكوره رايات عز و جلال شاه ملكى خصال به عزم شكار ماهى متوجه طارم شده تا حوالى خرزويل كه ملتقاى سفيدرود و شاهرود است فرمودند و چند روز در آن حدود به شكار مشغولى فرموده باز به دار السلطنه مراجعت فرمودند و در روز سه شنبه هفدهم شهر ربيع الاول سنۀ مسطوره نزول اجلال واقع شد *. درين سفر مزاج اقدس و ذات النفس نواب مستطاب خورشيد احتجاب ناموس العالمى خديجة الزمانى مهين بانو الشهير به شاهزاده سلطانم كه همشيرۀ اعيانيۀ شاه جم جاه بود انحراف پيدا كرده مدت بيمارى طولى يافت. آخر در دار السلطنه در نصف شب چهارشنبه چهاردهم شهر جمادى الاول سنۀ مزبور به بهشت جاودانى به حوران ملحق شد. ولادتش در شهور سنۀ خمس و عشرين و تسعمائه مدت عمرش چهل و چهار سال.
صباح، شاه با فلاح به نفس نفيس مبارك خود تشييع جنازۀ محفوف به رحمت بىاندازهاش نموده تا مزار كثير الانوار امامزادۀ واجب الاحترام شاهزاده حسين عليه و آبائه التحيه فرمودند و در آن مكان شريف به اتفاق علما و صلحا و فضلا برو نماز گذاردند. آنگاه نعش مباركش را [317] مصحوب مير تقى الدين محمد اصفهانى صدر و مولانا عماد الدين قارى كه معلم آن حضرت بود، با يولقلى بيگ ذو القدر ايشك آقاسى و جمعى ديگر از اعيان و منتسبان سلسلۀ عليۀ عاليه به دار المؤمنين قم فرستادند.
چون نواب مهد عليايى در ايام حيات و زندگانى سردابهاى جهت مدفن خود در حاير كربلاى معلى به سعى بعضى از سادات و نقباى آنجا ترتيب داده بود، و مخطور خاطر مهر تنوير نقل جسد مطهرش بدان مكان عرشسان بود، چون نقل آن در آن اوان متعذر بود، بنابرآن، شاه سكندرشان به دار المؤمنين مذكور فرستادند كه در تحت قبۀ مباركۀ سميۀ بنت سيد المرسلين * صلى اللّه عليه و آله و عليهما دفن نمايند. جماعت مذكور با حضرات سادات عظام قم خصوصا مير محمد مهدى رضوى و مير سيد على رضوى نعش غفران مآل آن خجسته خصال را بدان عتبۀ عليه و سدۀ سنيه برده در تحت اقدام مبارك حضرت معصومه عليها - السلام و التحيه سردابهاى ترتيب داده به امانت دفن كردند و لوازم تعزيت و مراسم تصدقات به تقديم رسانيدند . و در تاريخ فوت آن بلقيس زمان اينچين يافتهاند. تاريخ :
زد پير فلك جامه اطلس در نيل
باريست عزا كه تاب آن ناردپيل
تقدير نگر كه گشت سلطانم را
تاريخ وفات «بنت شاه اسمعيل» *
عطر فشانى قلم خجسته رقم در ذكر اندكى از حالات با بركات و ميراث و خيرات آن شمسۀ آسمان عصمت و ملكۀ دوران عفت
شاهزاده سلطانم اسم شريفش مهين بانو كوچكترين دختران شاه و الامكان فردوس آشيان است. چون آثار قيد و زهد و طهارت و صلاح و خدارت از وجنات احوالش ظاهر و هويدا بود، شاه سكندر سپاه كه برادر اعيانى وى بود در مقام اطاعت او در آمده آن حضرت را نذر حضرت امام الهمام صاحب العصر و الزمان و خليفة الرحمن نمود . چون فاضلۀ عاقله بود، جميع امور ملكى و مالى را به راى صوابديد ايشان منوط فرمودى و بىمشورت و صلاح و آگاهى او عمل نمىفرمود او را ملكۀ زمان و بانوى دوران ساخته اوقات با بركاتش هميشه به مطالعه و مباحثۀ علوم گذشتى. در اوايل حال مقدمات صرف و نحو ديده، حكيم نور الدين كاشى كافيه را فارسى جهت ايشان نموده چون از آنها فايده آخرتى گمان نمىبردند، مدار بخواندن * مصحف مجيد نهاده شروع در خواندن علم قرائت كردند و در آن اوان مولانا عماد الدين على قارى كه در مشهد مقدس بود از عقب او فرستاده او را آوردند و علم قرائت نزد وى گذرانيده مدار بر گذرانيدن كلام ملك علام و تلاوت آن داشتند. اوقات با بركات بعد از مدد مسلمانان و رعايت شيعيان و مؤمنان صرف طاعات و عبادات و اداى فرايض و منسوبات فرمودى، احرام زيارت مقدسۀ منوره عرش منزلت بسته بدان سعادات فايز گشتند و پنجرۀ طلا و قپههاى مرصع را سامان داده بار ديگر اسباب و قناديل همراه بردند و جميع سادات و علما و فضلاى آنجا را رعايتها فرمودند. آنگاه همگى اوقات خجسته ساعات به رعايت مساوات علما و فضلا و عجزه و رعايا مصروف داشته [320] هيچكس از تاجيك و ترك و خرد و بزرگ و ادانى و اقاصى و مطيع و عاصى نبود كه از مراحم بىغايات و رعايتهاى بلا نهايات آن خيرۀ زمان محروم باشد. هر ساله مبلغهاى كلى كه حساب آنرا نگاه داشتن قدرت هيچ محاسبى نبود، به وسيلۀ مولانا عماد الدين به اهل كربلا و نجف و سادات مدينۀ مشرفه و ساير عتبات عالى و اعراب و جبلعامل و جزاير شفقت مىكردند و مبلغهاى ديگر نقد و اسباب و يراق به آستانهاى مقدسات و اماكن متبركات كه در ممالك محروسه واقع بود مىفرستادند و املاك نفيس كه در شروان و ارسبار و تبريز و قزوين و ساوخ بلاغ و شهريار و رى و اصفهان و گرمرود استراباد بهم رسانيده بودند وقف بر حضرات عاليات چهارده معصوم صلوات اللّه عليهم اجمعين فرموده توليت آن را به شاه عالميان و بعد از ايشان به پادشاه زمان منوط گردانيدند و مصرف آن سادات فاطمى اثنى عشرى كه سيورغال نداشته باشند از ذكور و اناث كه شوهر نداشته باشد تعيين فرمودند و آن خيريست جاريه كه تا انقضاى زمان باقيست، حيث قال صلى اللّه عليه و آله: «اذا مات ابن آدم انقطع عمله الامن ثلثه، صدقه جاريه و علم ينتفع به و ولد صالح .» همانا كه صدقه جاريه فايدۀ و ثواب و آثارش بيشتر است و از آن تاريخ الى يومنا هذا كه تسع و تسعين و تسعمائه است به دستور سادات از آن منتفعاند. پس از آن از جواهر و نفايس و چينىآلات هرچه داشتند بعضى را نذر حضرت صاحب الزمان و خليفة الرحمن عليه صلوات من اللّه الرحمن و پارهاى را نذر حضرت امام همام ضامن ثامن مفترض الطاعه واجب العصمه عليه و آبائه - الصلوة و السلام و التحيه فرموده به مشهد مقدس و روضۀ اقدس فرستادند. اخراج حج واجبى و سنتى و روزه و نماز * خود كرده مقرر داشتند كه به صلحا و اتقيا بعد از ايشان رسانند تا آنكه اجل موعود در رسيد و از اين دنياى فانى به سراى جاودانى رحلت نمودند و چنانچه مذكور شد در آستانۀ مقدسۀ سيد النساء فى العالمين سلام اللّه عليهما در دار المؤمنين قم مدفون شدند و قرب بيست و سه سال در آن روضۀ عرش منزله داخل حوريان بهشت بودند . تا در قوى ئيل سنۀ 993 شاه عالم پناه سلطان محمد پادشاه مقرر فرمود كه تقوى شعار مولانا معانى تبريزى ساكن كربلاى معلى نقل استخوانهاى * مطهرۀ ايشان به كربلاى معلى نمايد. مولاناى مذكور بدان خدمت موفق گشته نقل آن به حاير شريف نمود و در همان سردابه كه خود ساخته بودند. مدفون گشتند. بيت:
چه دولتى كه ميسر شود چنين همه را اللهم احشرها مع الشهداء المدفونين بها و تجاوز * عنها و عن اسلافها
خلاصة التواریخ، جلد: ۲، صفحه: ۹۷۷-۹۷۸
ص 388 س 15: به قلعۀ قهقهه رسانيد نواب ميرزايى قريب بدو هزار تومان اسباب و يراق و اثاث و يراق بيويات و دواب خود را كه همراه داشت بر سكنه و متوطنه و زوار عتبات عاليات نذر نموده مولانا عماد الدين على قارى استرآبادى را كه از صلحاء زمان بود و در خدمت شاه عالمپناه و شاهزاده سلطانم مىبود وكيل ساخته مقرر نمود كه فراخور هر كس چيزى از آنها بدهد و خيلى از مردم خوب از آن عطيه متمتع گرديدند و از بقيه جماعتى...
خلاصة التواریخ، جلد: ۲، صفحه: ۹۸۴
ص 430 س 10: بخواندن علم تجويد و قرائت قران داده مولانا عماد الدين على قارى كه در آن فن اعلم از همگنان بود و در مشهد مقدس معلى مزكى مىبود...
****************
جواهر الأخبار، صفحه: 220
المؤلف: بوداق منشی قزوینی(زنده در 986)
وفات شاهزادۀ عالميان سلطانم
راوى مصيبت رقم واقعۀ جانسوز و غم اندوز محنت افروز آن شاهزادۀ عديم المثل كه سلامتى عالمى در ضمن ذات بىمثال او بود، و اوقات جمعى از يمن وجود جاه و جلال ذاتى كه نظام عالم از ميامن رحم و شفقت و انتظام داشت، و صفايى كه در زير چرخ مقرنس همه كس از خوان نعم او آسوده بودند. دريغ از آن اختر پادشاهى و حيف از آن درّ درج بختيارى و ماه آسمان شهريارى كه در اين خاكدان دنيا به صرصر اجل از پاى درآمد، و از اوج جاه و جلال به حضيض هبوط و وبال ارتحال فرمود.
القصه، در وقتى كه مرض مستولى گشت و دانست كه مىرود پادشاه ذى جاه را طلب كرد. اول، كلمۀ شهادت اداء كرد و بر جوانى خود نوحه آغاز نمود.
«شعر» چو ميشد فزون دم به دم رنج او مصيبت گرفتند و گفتند كو در آن دم كه مىزد دم دردناك زن و مرد را بود بيم هلاك ز دست مرض شد طبيعت زبون نه آرام ماند و نه صبر و سكون ز تاب مرض چون زبون شد مزاج نه تخت آمدش سودمند و نه تاج القصه، سفارش جمعى كه خدمت او كرده بودند نمود، و التماس كرد كه اگر از ايشان گناهى در وجود آمده باشد درپذيرد و آزارى نرساند. شاه دين پناه قبول فرمودند و به رضاى او كلمات گفتند. شاهزاده پر حسرت در شب چهارشنبه چهاردهم جمادى الاول به عالم بقاء رفت. در سال تسع و ستين و تسع مائه (969)، نعش او را به شاهزاده حسين بردند، و مير تقى الدّين محمّد صدر و ملاّ عماد الدين قارى و يولقلى بيك ايشك آقاسى او را به قم بردند و در ستى فاطمه مدفون شد.
«شعر» بر در مرگيم بينوا و توانگر
و آنكه نميرد، نزاده است ز مادر
و ملا معين استر آبادى اين تاريخ گفته:
«التاريخ» [660]
زد پير فلك جامۀ اطلس در نيل
باريست عزا كه تاب آن نارد پيل
تقدير نگر كه گشته سلطانم را
تاريخ وفات «بنت شاه اسمعيل» (969)
ولادت سلطانم، [سال] خمس و عشرين و تسع مائه (925)، چنانچه عمرش چهل و پنج [سال] بوده .
****************
تاریخ اَلفی (تاریخ هزار ساله اسلام)، جلد: ۸، صفحه: ۵۷۷۱
المؤلف: احمد بن نصرالله فاروقی تتوی(996)
ذكر وقايع سنۀ نهصد و شصت و نه هجرى [موافق سال نهصد و پنجاه و نهم از رحلت خير البشر ،] موافق سال ششم الهى
در ابتداى اين سال شاه طهماسب شهريار ايران به عزم شكار ماهى به ولايت طارم رفت و به جايى كه سفيدرود و شاهرود به هم مىرسند، چند روز به نشاط شكار مشغول بوده به قزوين مراجعت فرمود. و در شب چهارشنبه چهاردهم جمادى الأول همشيرۀ شاه طهماسب كه به سلطانم موسوم بود و شهريار ايران از غايت محبّتى كه به او داشت يك لحظه تجويز دورى او نمىفرمود و در معظمات امور ملك و مال از صلاح و خير ديد او مطلقا تجاوز نمىكرد [و] فى الواقع به جميع صفات حسنه آراسته و از تمام بدىها پيراسته بود، داعى حق را لبيك اجابت گفت، و شهريار ايران به غايت اندوهناك شد، بلكه تمام ايرانيان غمناك شدند؛ چه، آنقدر خيرات و مبرات از او به فعل مىآمد كه [697 الف] تعداد آن را تصنيفى عليحدّه در كار است. و شاه و سپاه به تشييع جنازۀ او تا مزار شاهزاده حسين - كه در قزوين است - رفتند.
و مير تقى الدين محمد صدر و ملا عماد الدين على قارى و لعلى بيگ ايشيك آقاسى حرم حسب الحكم آن جنازه رحمت اندازه را به قم برده در جوار ستى فاطمه مدفون ساختند.
و سوندك بيگ قورچىباشى و يادگار محمد بيگ ترخان تركمان و مير فيض اللّه قاضى معسكر و قاضى عماد ناظر بيوتات و ميرزا كافى اردوبادى منشى كه هريك در كار خود عديل و نظير نداشتند، در اين سال فوت شدند.
****************
هفت اقلیم، جلد: ۳، صفحه: ۱۰۷
المؤلف: امین بن احمد رازی
[در ذکر علمای استرآباد]
و مولانا عماد الدين قارى كه مرقد فضلش از فرقدان گذشته و بهفت قراست قرآن است، قرآن ميكرده از اجله و ابرار آن ديار بوده.
****************
رياض العلماء و حياض الفضلاء، ج4، ص: 153
*** المولى عماد الدين علي بن عماد الدين علي الشريف القاري الاسترابادي مولدا و المازندراني مسكنا
فاضل عالم فقيه محدث قارئ متكلم ورع تقي، و كان من العلماء و الصلحاء المشهورين في عصر السلطان شاه طهماسب الصفوي، و له مؤلفات سيما في علم القراءة، منها: رسالة التحفة الشاهية في القراءة بالفارسية جيدة الفوائد حسنة المطالب متداولة، ألفه للسلطان المذكور، و رأيت منها نسخا، و وجدت في استراباد نسخة منه بخط السيد الايد الفاضل الامير شرف الدين علي الشولستاني المشهور، و كان تاريخ كتابتها سنة خمس و تسعين و تسعمائة، فلعلها كانت مكتوبة في أوائل عمر السيد المذكور. فتأمل.
و له أيضا رسالة اثبات الواجب، و رسالة مختصرة في أصول قراءة ابن كثير برواية بزي و قنبل من طريق الشاطبى، قد رأيتها في بلدة آمل من بلاد مازندران، و له أيضا رسالة في قراءة نافع بروايتي قالون و ورش، و رسالة مختصرة في أصول قراءة ابى عمرو بروايتى الدوري و السوسي من طريق الشاطبية
__________________________________________________
(1) انظر هذا الكتاب 3/ 323.
رياض العلماء و حياض الفضلاء، ج4، ص: 154
قد رأيتها في البلدة المذكورة. و له رسالة فارسية في قراءة عاصم بطريق الشاطبية مشتملة على مقدمة و ثلاثة أبواب و خاتمه، ألفها بالتماس زوجة السلطان المذكور أو بنته. فلاحظ.
و له رسالة في قراءة ابن كثير بروايتى بزي و قنبل بطريق الشاطبى و التيسير بالفارسية، رأيتها ببلدة آمل المذكورة، و لعلها عين ما مر آنفا. فلاحظ.
و له أيضا ترجمة كتاب الاحتجاج للشيخ الطبرسي بالفارسية، و له حاشية على كتاب نهج البلاغة للسيد الرضي، و لكن الكتابين الاخيرين للمولى عماد الدين و اكثر الكتب السابقة للمولى عماد الدين علي بن علي الشريف القاري الاسترابادي مولدا و المازندراني مسكنا، و بعضها للمولى عماد الدين علي بن عماد الدين علي الاسترابادي، و بعضها للمولى عماد الدين الاسترابادي مولدا و المازندراني مسكنا كما سيأتي، و بعضها للمولى عماد المازندراني الكلباري.
و الظاهر أن الكل عبارة عن شخص واحد. فلاحظ.
و في بعض نسخ تاريخ عالمآرا أن المولى عماد الدين الاسترابادي كان من أهل استراباد و من علماء دولة السلطان شاه طهماسب و بعده، و له مهارة تامة في علم القراءة و التجويد، و صنف رسائل مبسوطة و مختصرة في هذا العلم و كان في زمن السلطان المذكور من بين العلماء أقرب و منزلته عظيمة، و كان يعرض على حضرته المطالب و الحاجات لاهل العلم و الفقراء و المستحقين و يقرن بالقبول، و كان معززا بين الاعاظم و الاعالي و محترما، و كانت طبقة القراء يستفيضون من خدمته. هذا خلاصة ما حكاه في ذلك التاريخ.
و أقول ...
*** المولى عماد الدين علي بن [...] الاسترابادي
فاضل عالم متكلم منطقي معروف، هو من متأخري الامامية، و لعله كان في أوائل الدولة الصفوية. فلاحظ.
و له من المؤلفات حاشية على شرح المطالع القطبي و ما يتعلق به، و حاشية على شرح الشمسية القطبي.
و الظاهر أنه بعينه ما أوردناه في القسم الثاني. فلاحظ، و لعله بعينه عماد الدين علي الشريف القاري الاسترابادي الاتي الذي كان في عصر السلاطين الصفوية. و الاخير أظهر كما ستعرف في ذيل الترجمة.
و قال اسكندر بيك في تاريخ عالمآرا ما معناه: ان المولى عماد الدين علي الاسترابادي- فلاحظ- كان من أهل استراباد، و كان ماهرا في علم القراءة و التجويد جدا، و له رسائل مبسوطة و مختصرة في هذا العلم، و كان في زمن السلطان شاه طهماسب داخلا في زمرة العلماء، و كان معظما عنده في الغاية، و كان يعرض على ذلك السلطان حاجات أرباب العلم و الفقراء و المستحقين و يقترن بالانجاح، و كان مكرما محترما معززا بين الافاخم و الاعالي، و كان يستفيد منه طبقة القراء- انتهى.
__________________________________________________
(1) «الحسين» خ ل.
رياض العلماء و حياض الفضلاء، ج3، ص: 374
أقول: و قد رأيت في هرات خطه الشريف على ظهر بعض الكتب، و قد كان صورته هكذا: من كتب العبد عماد الدين علي الشريف القاري الاسترابادي، و خطه لا يخلو من جودة، و هذا يدل على اتحادهما. فتأمل.
و أما رسائله في القراءة- أعني عماد الدين علي الشريف القاري الأسترآبادي- فمنها رسالة في قراءة عاصم بالفارسية ألفها لبنت السلطان شاه طهماسب الصفوي، و منها رسالة التحفة الشاهية بالفارسية ألفها للسلطان شاه طهماسب الصفوي في بيان مخارج الحروف و في قواعد علم التجويد و اختلافات القراء العشرة في الفاتحة و الاخلاص.
****************
تكملة أمل الآمل، ج4، ص: 46
1472- المولى عماد الدين علي بن عماد الدين علي بن نجم الدين محمود القاري الاسترابادي
قال في الرياض: فاضل عالم متكلّم فقيه محدّث قاري ورع تقي، من علماء عصر الشاه طهماسب الصفوي. كان مبجّلا في دولته معظّما عنده يقضي على يده حوائج العلماء و غيرهم. له مصنّفات منها:
1- التحفة الشاهيّة في مخارج الحروف.
2- اختلاف القرّاء العشرة في سورة الفاتحة و الإخلاص.
3- حاشية المطالع في المنطق.
4- حاشية على نهج البلاغة بالفارسيّة «1».
يروي عن السيد محمود و الشيخ حسين، و هما عن الشيخ زين الدين علي المعروف بابن الحاجة العاملي، عن الشيخ نور الدين علي بن عبد العالي الميسي العاملي، عن الشيخ شمس الدين محمد بن داود عن الشيخ ضياء الدين علي عن أبيه الشيخ شمس الدين محمد بن مكّي عن والده بسنده عن العلّامة الحلّي. كذا وجدته على ظهر نسخة الخلاصة للعلّامة بخطّ صاحب الترجمة و عليها تملّكه و لم أعثر على رواية الشهيد الأول عن والده إلّا في هذا المقام.
****************
تكملة أمل الآمل، ج4، ص: 173
1630- المولى الفاضل عماد الدين الاسترابادي مولدا و المازندراني مسكنا
عالم فقيه محدّث متكلّم مقرئ ورع تقي نقي من صلحاء أهل العلم المشهورين بتلك البلاد. و كان في عصر السلاطين الصوفيّة. قاله في الرياض، ثم قال: و لم أعلم عصره بخصوصه، فلاحظ. و لعلّه مقارب لعصرنا.
و له من المؤلّفات رسالة في القراءة و رسالة في إثبات الواجب و غير ذلك من الرسائل. و لا يبعد أن يكون بعينه المولى عماد الدين المازندراني الكلباري الآتي صاحب الرسالة في حرمة التتن، فلاحظ. بل لعلّه المولى عماد الدين علي بن عماد الدين علي الشريف الاسترابادي
تكملة أمل الآمل، ج4، ص: 174
مولدا و المازندراني مسكنا، القارىء المعروف .. إلخ «1».
و لكن صاحب الرياض استظهر في ترجمة المولى عماد الدين المازندراني الكلباري أنه غير المولى عماد الدين صاحب الترجمة، فراجع «2».
****************
طبقات أعلام الشيعة، ج7، ص: 145
على الأسترآبادى:
عماد الدين على بن عماد الدين على بن نجم الدين محمود الشهير بعماد الدين الشريف القارى الأسترآبادى، معاصر الشاه طهماسب، و له تصانيف فى القراءة و التجويد. و يروى عن عز الدين حسين بن عبد الصمد والد البهائى فى 984 و عن الملا عبد اللّه التسترى الشهيد فى 997. و له إجازة بخطّه كتبها فى يزد فى ذى حجة. 988 لسالك الدين محمد بن مالك الدين مؤيد بن سالك الدين محمد الأوّل بن نجم الدين محمد من أحفاد سعد الدين محمد الجوينى الحموئى. و الاجازة موجودة فى «كنز السالكين» (ذ 8: 187 و 18: 158) (القرن العاشر: 10)
طبقات أعلام الشيعة، ج7، ص: 146
الموجود فى مكتبة (فخر الدين بن مجد الدين النصيرى بطهران) «1» و من روايته عن عبد اللّه الشهيد استظهرت بقائه إلى الألف الثانى و فلذا ترجمته مفصّلا فى «الروضة النضرة».
طبقات أعلام الشيعة، ج8، ص: 372
على الاسترآبادى:
عماد الدين ابن على عماد الدين ابن نجم الدين محمود المدعو بعماد الدين الشريف القارى المازندرانى مسكنا. صاحب «اثبات الواجب» و ترجمة الاحتجاج «التحفة الشاهية» فى التجويد الفارسى ألفه فى 12 بابا. و له أيضا تجويد فى 12 فصلا للشاه طهماسب (930- 984) و له رسالة عربيّة فى أصول قراءة ابن كثير برواية راوييه البزى و قنبل و هما موجودان. و فى «الرياض- 3: 153» أنّه كان معروفا فى عصر
طبقات أعلام الشيعة، ج8، ص: 373
الشاه طهماسب معظما عنده. أقول: رأيت حسبه و نسبه بعين ما مر كما كتبه بخطّه على آخر القسم الأوّل من «الخلاصة» للحلّى و كانت كتابة النسخة فى 952 و الفراغ منها ضحوة نهار غرّة شعبان تلك السنة فكتب عليها بخطّه تملّكها و شهادته بمقابلتها مع أصلها المكتوب عن نسخة عليها إجازة الحلّى و ابنه فخر المحققين بخطّهما و ذكر أنّ الشهيد الأوّل يروى الكتاب عن عميد الدين و فخر الدين و كلاهما عن مصنّفه الحلّى و الشهيد الثانى يرويه عن نور الدين على بن عبد العالى الميسى عن شمس الدين محمد بن داود عن ضياء الدين على عن والده الشهيد الأوّل. ثم قال و العبد يعنى به المترجم له يرويه عن السيد محمود و الشيخ الحسين عن الشهيد الثانى بسنده، و مولانا عبد اللّه عن ابراهيم الميسى عن والده على بن عبد العالى الميسى بسنده المذكور.
أقول: يظهر منه أنّه يروى عن تلاميذ الشهيد الثانى م 966 و مراده بالسيد محمود هو المير نظام الدين شاه محمود الشولستانى تلميذ الشهيد الثانى الذى كان حيا فى سنة الألف. و مراده بالشيخ حسين هو عز الدين حسين بن عبد الصمد والد البهائى م 984، و مراده من مولانا عبد اللّه هو ابن محمود التسترى الخراسانى الشهيد 997 ببخارا، الراوى عن ابراهيم الميسى. و يظهر من طبقة مشايخه أنّه فى أوائل المائة الحادية عشرة عهد الشاه عباس (996- 1038) مثل معاصره الملّا ابى الحسن بن احمد الشريف القاينى. و له حواشى على «الجزرية» فى التجويد، رأيتهما على نسخة كتابتها 963 (ذ 6 قم 290) و حكى فى الرياض صورة خطّه فى 971 على ظهر «مصباح المتهجد» و شهادته بمقابلة تلك النسخة مع خطّ محمد بن منصور بن احمد ...
العجلى فى ج 1: 573. و فى رسالته الفارسية فى قراءة عاصم (ذ 17 ص 55- 56) ذكر «1» سند
__________________________________________________
(1)- اقول و فى بعض تصانيفه ذكر أنّه أخذ القراءة عن حسن الحسينى ثم الاسترآبادى المعروف بالمغربى فى الحائر و هذا قرأه فى المدينة على محمد المغربى و هو على محمد الجزرى الشافعى صاحب «المقدمة الجزرية» م 833 و هو على احمد بن الحسين بن سلمان على أبيه الحسين، على أبى محمد البورقى، على أبى اليمن الكندى، على أبى محمد سبط الخياط البغدادى، على ابن الحسن على بن طلحة بن محمد البصرى، على يوسف بن يعقوب الواسطى على شعيب الصيرفى، على يحيى بن آدم، على بكر بن شعبة بن عياش، على عاصم بن بهدلة و أيضا: قرأ الجزرى على أبى العباس أحمد بن محمد بن الحسين الفيروزآبادى على علىّ بن احمد، على أبى اليمن زيد بن الحسن، على عبد اللّه بن على البغدادى، على ابى الفضل الشريف، على عبد اللّه الكازرونى، على أبى علىّ الحسن بن أحمد بن هلال فى دمشق، على ابى الحسن علىّ بن أحمد، على أبى المكارم اللحيانى، على ابن الملحّن، على أبى الحسن، علىّ بن محمد بن صالح الهاشمى فى البصرة، على أبى العباس سهل الأشنانى ابن أبى العباس احمد بن سهل الاشنانى، على محمد بن عبيد بن الصباح، على حفص، على عاصم بن بهدلة. هذا طريق سند قراءة عاصم برواية بكر و حفص.
طبقات أعلام الشيعة، ج8، ص: 374
المؤلف إليه و مرّ حفيده محمد أمين (ص 55) الذى أخذ القراءة عن جدّه المولى عماد الدين على الشريف. و من تصانيفه أيضا رسالة «رسم القرآن» (ذ 11 قم 1415).
طبقات أعلام الشيعة، ج8، ص: 552
محمود الشولستانى الاول:
المير نظام الدين بن محمد الحسينى تلميذ الشهيد الثانى و المير غياث الدين منصور الدشتكى على ما يظهر من خطّ المير شاه محمود الشولستانى الثانى الآتى فانّه كتب بخطّه على ظهر نسخة من «روض الجنان» تصنيف الشهيد الثانى ما لفظه [قد انتقل هذا الكتاب الذى كان بخطّ جدّى الفاضل الكامل المتبحر فى العلوم العقليّة و النقليّة الفائق بالأسرار الدينيّة المير نظام الدين الشاه محمود بن ...] و تأريخ فراغ الكتابة سنة ألف و ممن يروى عنه عماد الدين على بن عماد الدين على بن نجم الدين محمود القارى الاسترآبادى كما مرّ و ناصر بن الحسين النجفى الخطيب المجيز لحفيده و سميّه السابق ذكره و جاء أحواله مختصرا فى «عالمآرا. ص 148».
****************
أعيان الشيعة، ج8، ص: 299
المولى عماد الدين علي بن عماد الدين علي القاري الشريف الأسترآبادي.
كان من علماء دولة الشاه طهماسب معظما عنده. له كتاب في التجويد فارسي في قراءة عاصم ينقل فيه عن الشاطبية، و تاريخ كتابة النسخة سنة 1154 و له التحفة الشاهية في بيان مخارج الحروف و اختلاف القراء العشر في سورة الفاتحة و الإخلاص صنفه للشاه طهماسب.
****************
الذريعة إلى تصانيف الشيعة، ج1، ص: 105
515: إثبات الواجب تعالى
للمولى عماد الدين علي بن عماد الدين علي بن نجم الدين محمود الشريف القاري الأسترآبادي المعاصر لشاه طهماسب و باسمه كتب التحفة الشاهية كما يأتي، رأيت نسبه كما ذكرنا بخطه في آخر نسخه من الخلاصة للعلامة مصرحا بأنه يرويها عن الشيخ الحسين بن عبد الصمد عن الشهيد الثاني بإسناده إلى مصنفه، و عد في الرياض من تصانيفه رسالة إثبات الواجب.
****************
الذريعة إلى تصانيف الشيعة، ج3، ص: 371
1352: تجويد القرآن
للمولى عماد الدين علي بن عماد الدين علي بن نجم الدين محمود المدعو بعماد الدين علي الشريف القاري الأسترآبادي مولدا المازندراني مسكنا، رأيت نسبه بعين ما مر بخطه على ظهر كتاب خلاصة الأقوال الذي فرغ كاتبه منه سنة 952 كتب أولا تملكه له و شهادته بمقابلته بأصل مصحح ثم ذكر أنه يروي الخلاصة عن العلامة بواسطة السيد محمود و الشيخ حسين تلميذي الشيخ زين الدين الشهيد سنة 966 عن أستاذهما الشهيد بإسناده إلى المؤلف، و مراده السيد الأمير نظام الدين شاه محمود الشولستاني و الشيخ عز الدين حسين بن عبد الصمد العاملي المتوفى سنة 984 والد الشيخ البهائي، و ذكر أيضا أنه يروي عن المولى عبد الله عن الشيخ إبراهيم الميسي عن والده الشيخ علي بن عبد العالي الميسي، و مراده المولى عبد الله بن محمود التستري الشهيد ببخارا سنة 997 فيظهر من طبقة مشايخه حسب جريان
الذريعة إلى تصانيف الشيعة، ج3، ص: 372
العادة أنه كان من علماء آخر المائة العاشرة و أول الحادية عشرة، و كان أوائل عصره أواخر عصر السلطان شاه طهماسب و ألف باسمه التحفة الشاهية و هو في التجويد أيضا لكنه فرق بينه و بين هذا التجويد الموجود نسخه منه ضمن مجموعة من كتب التجويد، كلها بخط الفاضل المولى عبد الباقي القائني، فرغ من بعضها سنة 1068، و فرغ من هذا التجويد سنة 1074، رأيتها في كتب مولانا الشيخ محمد رضا النائني النجفي، فإن أول هذا التجويد (الحمد لله رب العالمين) و بعد الخطبة ذكر أن أفضل العبادات بعد المعرفة الصلاة الموقوفة صحتها على معرفة تجويد القرآن، و لم يسمه باسم، و لم يذكر من ألف له الكتاب و رتبه على مقدمه و اثني عشر فصلا، هذا فهرسها (1) مخارج الحروف (2) صفاتها (3) الترقيق و التفخيم (4) هاء الكناية (5) المد (6) الإدغام (7) التنوين و النون الساكنة (8) الوقف (9) الاستعاذة (10) البسملة 11 الاختلاف في الفاتحة و التوحيد 12 اللحن و أما التحفة الشاهية ففي أوله بيت فارسي كما يأتي ثم صرح فيه باسم السلطان شاه طهماسب و سمى الكتاب بالتحفة الشاهية، و رتبه على مقدمه في فضل قراءة القرآن، و اثني عشر بابا حادي عشرها في الاختلاف في الفاتحة، و ثاني عشرها في الاختلاف في التوحيد، ثم كتب له خاتمة في اللحن، و سائر أبوابه مطابقة مع فصول هذا التجويد في المطالب مع الاختلاف في بعض الألفاظ، و مر للمولى عماد الدين هذا إثبات الواجب، و له غير هذين التجويدين عدة كتب في القراءة يأتي بعضها في الرسائل بعنوان رسالة في أصول قراءة حمزة، و الكسائي، و ابن كثير. و أبي عمرو. و عاصم. و نافع فقد ألف رسائل مستقلة في أصول قراءة كل واحد منهم برواية كل من راويهم
الذريعة إلى تصانيف الشيعة، ج3، ص: 373
عن طريق الشاطبي و كلها موجودة و ذكر في الرياض أنه رآها جميعا ببلدة آمل و غيرها و حكى ترجمته عن عالم آراء و غيره مصرحين بأنه كان من علماء دولة شاه طهماسب و بعده و كان من بين العلماء ذا قرب و منزلة عظيمة و يعرض على حضرته المطالب و الحاجات، و له مهارة تامة في علم القراءة و التجويد، و له كتب مبسوطة و مختصرة فيهما.
****************
الذريعة إلى تصانيف الشيعة، ج3، ص: 444
1612: التحفة الشاهية
في تجويد القرآن للمولى عماد الدين علي بن عماد الدين الشريف القاري الأسترآبادي، ذكرنا بقية نسبه و أحوال مشايخه و تصانيفه في تجويد القرآن له الذي لم يسمه باسم و لم يذكر فيه من ألفه باسمه و رتبه على الفصول، و أما التحفة هذا فصرح في أوله باسمه و باسم شاه طهماسب و رتبه على مقدمه و اثني عشر بابا و خاتمة، أوله:
اى گنه تو برتر از شناسايى ما
وصف تو برون ز حد گويايى ما
رأيت نسخه منه عند السيد أحمد المدعو بالسيد آقا التستري في النجف و يظهر من فهرس الخزانة الرضوية أن فيها نسخه تاريخ كتابتها سنة
الذريعة إلى تصانيف الشيعة، ج3، ص: 445
1087، و قال صاحب الرياض (وجدت في أسترآباد نسخه منه بخط السيد الأمير شرف الدين علي الشولستاني الذي توفي حدود سنة 1063، و كان تاريخ فراغه من الكتابة سنة 995 (أقول) يظهر أنه عمر الشولستاني و كتابته كانت في أوائل عمره و يأتي تكميل التحفة هذا للسيد شهاب الدين التبريزي.
****************
الذريعة إلى تصانيف الشيعة، ج4، ص: 75
311: ترجمة احتجاج الطبرسي
للمولى عماد الدين القاري الأسترآبادي مؤلف تجويد القرآن كما مر و التحفة الشاهية و رسائل أخر، موجودة في المكتبات، و عد في الرياض من تصانيفه ترجمة الاحتجاج إلى الفارسية.
****************
الذريعة إلى تصانيف الشيعة، ج4، ص: 418
1838: التكميل في بيان الترتيل
للمولى محمد بن حسين علي، أوله (أما بعد حمد الله تعالى على نواله و الصلاة على النبي محمد و آله مىگويد بنده گنهكار محمد بن حسين علي) و ذكر في أوله ما معناه أنه تلميذ الإمام الحافظ- و بعد إطرائه- سمى جامع القرآن جمال بن محمد شاه بن محمد سلمان الغزنوي. و إنه بعد تعليم هذا العلم منه سأله بعض الأصحاب أن يكتب القواعد المستخرجة من الكتب العربية بالفارسية لفهمهم، فكتبه مرتبا على مقدمه و عشرة أبواب و خاتمة. فالمقدمة في تراجم القراء السبعة. و الباب الأول في مخارج الحروف، ينقل فيه عن المنظومة الفارسية في التجويد للشيخ السمرقندي، و ينقل أيضا بعض ما سمعه عن أستاذه المذكور و هو سمعه عن أستاذه مولانا ظهير الدين الفتوحي و في الخاتمة كتب رموز الوقف، رأيت النسخة ضمن مجموعة من الرسائل التجويدية. منها رسالة عماد الدين علي الشريف القاري الأسترآبادي و تاريخ كتابة بعض تلك الرسائل (892) و عليها تملك السيد صدرجهان الحسيني المتأخر عن السيد صدرجهان الطبسي فإن تاريخ نقش خاتم هذا (1080) و أما الطبسي فمجاز عن الشيخ محمود اللاهجي تلميذ الشهيد الثاني في (974).
****************
الذريعة إلى تصانيف الشيعة، ج6، ص: 36
الحاشية عليها
للمولى عماد الدين الأسترآبادي، كذا حكى في بعض الفهارس عن-
الذريعة إلى تصانيف الشيعة، ج6، ص: 37
الرياض (أقول) نعم ترجمه صاحب الرياض لكن لم يذكر له الحاشية و قال (و يحتمل أنه عماد الدين علي القاري الأسترآبادي) يعني صاحب كتاب التجويد المذكور في (ج 3- ص 371) بل صرح في الرياض بأن الحاشية على شرح الشمسية لعماد بن محمد بن يحيى بن علي الفارسي العامي (أقول) و قد رأيت حاشية هذا العامي على شرح الشمسية أولها (نحمدك يا من نطق لسان عبده بآيات جلاله إلى قوله و على آله و أصحابه المؤيدين بالنفوس القدسية) و قد ذكر في كشف الظنون (ج 2- ص 69) بعض خطبتها و هو غير عماد الدين يحيى بن أحمد الكاشاني مؤلف الحاشية على شرح آداب المناظرة كما مر.
****************
الذريعة إلى تصانيف الشيعة، ج6، ص: 57
[بيان]
الجزرية) في التجويد، و هي الأرجوزه الألفية الموسومة ب طيبة النشر في القراءات العشر نظم الشيخ شمس الدين محمد بن محمد الجزري المتوفى (833).
290: الحاشية عليها
للمولى عماد الدين علي بن عماد الأسترآبادي المعاصر للشاه طهماسب نسخه عصر المحشي كتابتها في (963) توجد في سامراء بمكتبة الشيخ الميرزا محمد الطهراني.
****************
الذريعة إلى تصانيف الشيعة، ج6، ص: 134
722: الحاشية عليه
للمولى عماد الدين علي بن عماد الدين علي الأسترآبادي، هكذا حكى عن صاحب الرياض في بعض المجاميع المتأخرة، و ذكرنا في حاشية شرح الشمسية أن صاحب الرياض صرح في ترجمه العماد الأسترآبادي بأن حاشية شرح الشمسية و شرح المطالع للعماد العامي.
****************
الذريعة إلى تصانيف الشيعة، ج11، ص: 232
1415: رسم القرآن
للمولى عماد الدين علي بن عماد الدين علي الشريف القاري الأسترآبادي الجرجاني. أولها [الحمد لله رب العالمين ...] رتبها على مقدمه في القواعد الكلية التجويدية ثم قسمين أولها في مسائل الأصول في عدة أبواب و فصول و ثانيهما في فرش الحروف سورة، سورة. و أورد فيه ما ذكره الدواني في المقنع و هو في رسم القرآن، و الشاطبي في العقلية و هو نظم المقنع المذكور، و أبو داود
الذريعة إلى تصانيف الشيعة، ج11، ص: 233
في التنزيل و ما في كتاب المصنف و ما في أرجوزة مورد الظمآن لأبي عبد الله السريشي، و ما ذكره قاسم بن سلام و أبو بكر بن داود، و ابن الأنباري، و الجحني، و ابن الحاج، و السخاوي، ليكون تبصرة للمبتدي و تذكره للمنتهى. أقول لعله سماه بالتبصرة أو التذكرة. و النسخة رأيتها عند (سلطان المتكلمين) بخط مالكها نور الدين بن بدر الدين بن نور الدين الدزفولي في (ج 1- 1001).
****************
الذريعة إلى تصانيف الشيعة، ج14، ص: 140
1979: شرح النهج
للمولى عماد الدين علي بن عماد الدين علي الشريف القاري، الأسترآبادي المازندراني، معاصر الشاه طهماسب الصفوي. ذكره صاحب (رياض العلماء) بعنوان الحاشية. و استظهر اتحاده مع المولى عماد الأسترآبادي و المولى عماد الدين الگلباري و غيرهما. و قد ذكروا بعناوين متقاربة.
****************
الذريعة إلى تصانيف الشيعة، ج15، ص: 117
790: الضرورية
رسالة في التجويد. لعماد الدين علي القاري، أولها: [الحمد لله الذي علم بالقلم، علم الإنسان ما لم يعلم و الصلاة و السلام على سيد العرب و العجم محمد و آله مصابيح الظلم ... و بعد فيقول العبد المحتاج إلى عفو ربه المهيمن الهادي عماد الدين علي بن عماد الدين علي الأسترآبادي] ضمن مجموعة من رسائله العربية في التجويد.
****************
الذريعة إلى تصانيف الشيعة، ج17، ص: 54
294: رسالة في قراءة ابن كثير
بروايتي بزي و قنبل بطريق الشاطبي في التيسير. فارسية للمولى عماد الدين علي بن عماد الدين علي الشريف، القاري الأسترآبادي في عصر الشاه طهماسب الصفوي، و باسمه كتب التحفة الشاهية قال في الرياض: رأيتها في آمل مازندران. أقول: و رأيتها عند السيد هبة الدين الشهرستاني، و مر للمؤلف قراءة ابن عامر و يأتي له قراءة عاصم و قراءة نافع.
295: رسالة في قراءة أبي عمرو
بروايتي الدوري و السوسي من طريق الشاطبية. أيضا للمولى عماد القاري المذكور. قال في الرياض رأيتها في آمل مازندران.
الذريعة إلى تصانيف الشيعة، ج19، ص: 135
686: مثنوي في التجويد
للمولى عماد الدين علي القاري الأسترآبادي في (3: 371). نظمه في 809 (كذا). أوله:
اى به نام تو افتتاح هر كلام
و آخره:
ناظم اين رسالة ابن عماد
يوجد في (الرضوية: 12 تجويد) كتابته 1017 من وقف نادر شاه أفشار كما في فهرسها.
****************
الذريعة إلى تصانيف الشيعة، ج23، ص: 94
8154: منظومة في التجويد و مخارج الحروف
فارسية، للمولى ابن عماد، تاريخ نظمها- كما في الفهرست الرضوي سنة 809، و نسخه منها عند السيد محمد الجزائري. أوله:
[
اى به نام تو افتتاح كلام ...
]. و آخره:
[
ناظم اين رسالة ابن عماد ...
] و على موجب التاريخ المذكور فلا يكون الناظم هو عماد الدين علي بن عماد الدين علي الشريف القاري الأسترآبادي، صاحب التحفة الشاهية الذي كتبه باسم الشاه طهماسب و غيره من الرسائل الكثيرة في التجويد و لكن قد مر عين هذه المنظومة بعنوان خلاصة التنزيل كما سماه ب في النظم بقوله:
[
كرده نامش خلاصة التنزيل في اداى حروف للتأويل
] و ليس فيما رأيته من النسخة تاريخ النظم فلذا استظهرت أنه للأسترآبادي المذكور. فراجعه.
****************
جامع الشروح و الحواشي، ج3، ص: 2374
تنبيه الغافلين و تذكرة العارفين (شرح نهج البلاغة)
خ المتحف البريطاني 1120 و كمبردج 1342 و الجمعية الأسيوية 2- 372 و الآصفية 2- 1608 و طبع حجر بطهران سنة 1275 ه و (بروكلمان 4: 134).
عماد الدين علي بن عماد الدين علي الشريف القاري الأسترآبادي المازندراني المتوفى بعد سنة 950 ه (كحالة: 950 ه).
****************
شاگردان عماد الدین استرآبادی
طبقات أعلام الشيعة، ج8، ص: 55
محمد أمين الاسترآبادى:
حفيد عماد الدين على الشريف القارى. و قد قرأ القرآن على جدّه عماد الدين المذكور، (ص 373) المشهور فى القراءة و المصنّف فيها بالعربية و الفارسية. و قرأ على محمد أمين صاحب الترجمة الحاج محمد رضا السبزوارى القارى، فى الروضة الرضوية بخراسان و الآتى أنّه توفى سنة 1055.
****************
طبقات أعلام الشيعة، ج8، ص: 219
محمّد رضا السبزوارى:
ابن محبعلى المشهدى القارى الحافظ بالروضة الرضوية، ترجمه تلميذه مصطفى بن ابراهيم التبريزى المشهدى فى رسالة فى «سند قراءة عاصم» و قد قرأ عليه من 1030 و قال [أنّه العالم بالعلوم الدينيّة و المقدّس الورع التقى المصنف فى التجويد نظما] و هو «حياة جاودانى» (ذ 7 قم 621) بالفارسية مقابل «حرز الامانى» الشاطبية، و نثرا هو «تحفة المحسنين» قال و كان من حفّاظ الحرم الشريف الرضوى الى أنّ توفى عن ستين من العمر أو أزيد فى 1055 و دفن فى رواق الحضرة الشريفة الرضوية من جانب الرجل. و قد أخذ القراءة أوّلا عن والده التقى النقى الصالح الذكى الحاج محبعلى السبزوارى، ثمّ قرأ فى الروضة الرضوية على محمّد أمين، و هو قرأ على جدّه عماد الدين على الشريف القارى الاسترآبادى الأستاذ الشهير فى القراءة المصنّف فيها بالعربية و الفارسية بسنده المذكور و يظهر من جعفر بن كمال فى أرجوزته فى التجويد المسمّاة «الكامل» (ذ 17: 256) عند ذكر أساتيذه أنّ اسم والده يوسف قال [و الفاضل الرضا بن يوسف التقى الحافظ الطوسى السبزوارى البيهقى] فيظهر أنّ محب على لقب يوسف أو أنّه أبوه الروحانى لأنّه أستاده.
****************
مصطفى التبريزى:
ابن محمد ابراهيم القارى المشهدى صاحب «تحفة القراء» و «تحفة الابرار» و «وقوف القرآن» و رسالة «سند قراءة عاصم». ترجم نفسه فى الفصل الخامس من تلك الرسالة التى ألفها بعد «تحفة القارى» فى 1067 و عمره ستون سنة وقت التأليف و ذكر أنّه ولد فى توابع تبريز فى 1007 و جاور مشهد الرضا و له عشرون سنة و قرأ القرآن على والده اولا، ثمّ قرأ فى 1030 بقراءة عاصم على الحاج محمد رضا بن الحاج محب على السبزوارى الذى قرأ على والده أوّلا ثمّ على المولى محمد أمين الذى قرأ على جدّه الملّا عماد الدين على الشريف القارئ الاسترآبادى بسنده المذكور فى تصانيفه و تشرف بزيارة العتبات ثلاث مرّات و للحج ثلاث مرّات و فى الحجّة الثانية قرأ بمكّة على اسماعيل القارى و قرأ فى سائر أسفاره على جمع من قرّاء العرب مدة ثلاثين سنة، و كتب فى حجّه الثالث 1067 «التحفة» بين الحرمين راجعا عن الحجّ و لمّا حجّ و رجع إلى اصفهان، لازم خدمة مجتهد الزمان الآخوند الملّا محمد الخراسانى، يراجع فى مشكلاته و يأخذ منه أحكامه، منها حكم الخلاف فى آية السجدة فانّه قال [اسجد الأولى وجوبا و الثانية بقصد القربة] و كتب فى منزل الآخوند المذكور رسالة و «وقوف القرآن» فى 1068، أقول: المظنون أنّ كلمة «باقر» سقط عن الكاتب فان المجتهد الخراسانى الموصوف بالأوصاف فى التاريخ ما كان فى اصفهان الّا محمد باقر السبزوارى. ثم رأيت كتاب «ارشاد القارى» صرّح فى أوّله أنّه أخذ مشكلاته عن سلطان المحققين برهان المدققين قدوة العالمين مجتهد الزمان المولى
طبقات أعلام الشيعة، ج8، ص: 566
محمد باقر و ذكر أنّ تأليف ارشاد القارئ كان فى خمس سنين شرع فيه بكربلاء و فرغ منه فى النجف فى 1078 و له يومئذ سبعون سنة و هو كتاب كبير مبسوط فيه الزبدة و النتيجة من مجموع عمره و لعلّه آخر تصانيفه و النسخة فى كتب محمد على (الخوانسارى) أقول: رأيت أخيرا كتابه الموسوم «تحفة شاهى» لأنّه شرع فى تأليفه فى النجف [مرقد شاه ولايت فى رمضان 1088] و رتّبه على خمسة أبواب لأنّه تمّمه فى مرقد خامس آل العباء، و النسخة فى مكتبة (امير المؤمنين (ع) العامّة فى النجف) و أحال فيه الى كتابه «ارشاد القارئ» (ذ 1: 516).
****************
شرح حال عماد الدین علی بن عماد الدین علی الشریف القاری الاسترآبادی(000 - ح 1000 هـ = 000 - ح 1592)