بسم الله الرحمن الرحیم
24|45|وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِّن مَّاءٍ فَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
زیستشناسی
زیستشناسی
تکامل-فرگشت-تطور
هوش مصنوعي
هوش ضعیف رفتارمحور-هوش قوی پایه محور-هوش قوی اشراقمحور
گیاه شناسی
ماندگاری دید
کلاستروم
معيار حيوانات تخمگذار در روایات
روایت جمع کل صورة بینه و بین آدم
شبکه عصبی مرجانها
آناتومی
ابوریحان بیرونی اسفنجها و مرجانها را به عنوان جانورانی که نسبت به تماس واکنش نشان میدهند، دستهبندی کرد.[۷] با این حال، اغلب مردم تا قرن ۱۸ میلادی باور داشتند که مرجانها گیاه هستند، در این زمان بود که ویلیام هرشل با استفاده از میکروسکپ نشان داد که مرجانها غشا سلولی جانوری دارند.[۸]
شکل کلنی
پولیپهای مرجانی از یک سیستم پیچیده و پیشرفته شامل کانالهای معدی-عروقی برخوردارند که به آنها اجازه میدهد مواد غذایی و همزیستها را به اشتراک بگذارند. در مرجانهای نرم، این سیستم ۲۰ تا ۵۰۰ میکرومتر عرض دارد و انتقال متابولیتها و ترکیبات سلولی را امکانپذیر میکند.[۹]
سیستم عصبی
سلولهای اپیدرمی تغییر یافته یا نورونها که حاوی اجسام بلند، نازک و رشته مانندی است که نئوریت نامیده میشود، با یکدیگر سیناپس تشکیل داده و یک شبکه عصبی ابتدایی تشکیل میدهند. مرجانها و سایر کینداریا دو شبکه مجزا دارند: شبکه انتقال سریع پیام و انتقال آهسته پیام. اعتقاد بر این است که مرجانها یکی از اولین جانورانی هستند که چنین شبکهای را توسعه دادهاند. اسفنجها کانالهای یونی دارند و DNA آنها در مورد تولید نورونها غیرفعال است اما مرجانها این ساختارهای نورونی را بهطور کامل شکل دادهاند.
زیستشناسی
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
لاکتیک اسید
microscopic view of E. Coli a Thompson's Gazelle in profile facing right
a Goliath beetle facing up with white stripes on carapace A tree fern unrolling a new frond
زیستشناسی به مطالعه ارگانیسمهای زنده میپردازد.
بالا: باکتری اشریشیا کلی و غزال.
پایین: سوسک جالوت و سرخس درختی.
زیستشناسی یا بیولوژی از علوم طبیعی و دانش مربوط به کاوش دربارهٔ جانداران است. این دانش به بررسی ویژگیها و رفتار جانداران، چگونگی پیدایش گونهها و افراد (کاهش گرایی)، و نیز به بررسی تعامل جانداران با یکدیگر و محیط پیرامونشان میپردازد. (زیستشناسی سیستمها) زیستشناسی شامل موضوعات گسترده ایست که دارای تقسیمبندی بسیاری از مباحث و رشتههای مختلف است. از جمله مهمترین موضوعات آن عبارت از پنج اصل به هم وابسته است که میتوان آنها را اساس زیستشناسی مدرن نامید:[۱]
سلولها به عنوان واحد اصلی حیات هستند. (نظریه یاخته)
گونههای جدید و صفات موروثی، محصول تکامل هستند.
ژنها واحد اصلی وراثت هستند.
ارگانیسمها محیط داخلی خود را برای حفظ یک وضعیت پایدار و ثابت، حفظ میکنند.
موجودات زنده انرژی مصرف میکنند و آن را به صورت دیگری تبدیل میکنند.
رشتههای فرعی زیستشناسی به وسیله مقیاسی که در آن موجودات زندهای که قبلاً مطالعه شدهاند، انواع موجودات زنده مورد مطالعه و روشهای استفاده شده در مطالعه آنها، تعریف میشود: بیوشیمی، مطالعه شیمی اولیه زندگی؛ زیستشناسی مولکولی، مطالعه فعل و انفعالات پیچیده در میان مولکولهای زیستی؛ گیاهشناسی، مطالعه زیستشناسی گیاهان؛ زیستشناسی سلولی، بررسی واحدهای ساختمانی همه حیات، سلول؛ فیزیولوژی، بررسی عملکردهای فیزیکی و شیمیایی بافتها، اندامها و دستگاه زیستی هر موجود زنده؛ زیستشناسی تکاملی، بررسی فرایندهایی که تنوع زیستی را ایجاد میکنند؛ و بومشناسی بررسی فعل و انفعالات موجودات زنده در محیط خود.[۲]
****************
ارسال شده توسط:
حسن خ
Wednesday - 11/1/2023 - 15:9
معیار تشخیص حیوانات تخم گذار در روایات
شرح فارسی الاسفار الاربعة، ج ١، ص ١٢۶-١٢٧
مادر جابر خدمت امام صادق آمد، حضرت پرسيد: به چه كارى مشغولى و چه مىنويسى؟ عرضه داشت: دارم تحقيق مىكنم (و چون خودش زن بود به اقتضاى خودش تحقيق مىنمود) كه از حيوانات كدام يك بچه مىزايند، و كدام يك تخم مىگذارند. ما چگونه مىخواهيم به اين وسعت استقرا كنيم حيوانات صحرايى و دريايى چندان فراوانند كه استقراى همۀ آنها به نحوى كه علم حاصل شود از توان يك زن و يا مرد خارج است. حضرت فرمود: بنويس هر حيوانى كه گوش او برآمدگى و لاله دارد، و مثل انسان و اسب و شتر است، بچه مىزايد وگرنه تخم مىگذارد. اين، ضابطه و اصل ثابتى در نظام هستى است. اگر ما از لاكپشت آگاهى نداشتيم، مىگفتيم لاكپشت بچه مىزايد؛ ولى چون لالۀ گوش وى چنين نيست، و ما اين ضابطه را فهميديم، پس حكم مىكنيم كه بايد تخم بگذارد و لاكپشت چنين است و چون لاك است، براى جوجه شدن تخم به آن نگاه مىكند، و تخم از اين نگاه به جوجه تبديل مىشود، همچنين دربارۀ شبپره كه پرواز مىكند. اگر از اين سخن امام مطلع نبوديم مىگفتيم: مثل پرندهها تخم مىگذارد، ولى مىبينيم كه گوش شبپره مثل گوش انسان لاله دارد، پس حكم مىكنيم كه بچه مىزايد. كيست كه چنين ضوابطى را خبر داشته و از آنها سخن بگويد؟ آنها كه ادعاى خلافت دارند كجا چنين سخنانى دارند؟
قرآن و عرفان و برهان از هم جدايى ندارند، متن، ص:74-75
به مناسبت پيش آمد و روى دادن بحث درباره مادر جابر و همت او بر تحقيق علمى و كاوش، و دانشپژوهى اين زن تشنه معارف، و حكم حكيم كلى امام صادق عليه السلام در پاسخ او راجع به يك اصل شگفت توليد در نظام هستى، تحفه اى از زنبيل فرهاد ميرزا اهداء مىكنيم: از مجالس امير كمال الدين حسين فنايى نقل شد:
حضرت صادق عليه السلام از ام جابر پرسيد كه در چه كارى؟ عرض كرد
مىخواهم كه تحقيق كنم كه از چرنده و پرنده كدام بيضه مىنهند و كدام بچه مىآورند. فرمود كه احتياج به اين مقدار فكر نيست، بنويس كه گوش هر حيوانى كه مرتفع است بچه مىآورد و هر كدام منخفض است بيضه مىنهد، ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ*، باز با آنكه پرنده است و گوش او منخفض و به سر او چسبيده بيضه مىنهد، سلحفات (لاك پشت) كه چرنده است چون بدين منوال است بيضه مىنهد، و گوش خفاش چون مرتفع است و به سر او چسبيده نيست بچه مىآورد، ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ* (ص 14 ط 1) محض آگاهى عرض مىشود كه اين ضابطه بوالعجب در انتاج و توليد را اميرالمؤمنين امام على عليه السلام نيز فرموده است، و آن را ابن قتيبه دينورى در عيون الاخبار از آن حضرت بدين عبارت روايت كرده است «: ليس شىء بغيب اذناه الا و هو يبيض، و ليس شىء يظهر اذناه الا و هو يلد» (ج 2 ص 88 ط مصر).
عیون الاخبار(الدینوری)، ج ٢، ص ١٠۴
حدّثني الرياشيّ قال: ليس شيء يغيب أذناه إلا وهو يبيض؛ وليس شيء يظهر أذناه إلا وهو يلد، وروى ذلك عن عليّ بن أبي طالب عليه السلام.
https://shamela.ws/book/23790/563#p4
سفينة البحار، ج5، ص: 361
أقول: قال ابن قتيبة في عيون الاخبار: حدثني الرياشي قال: ليس شيء يغيب أذناه الا و هو يبيض و ليس شيء يظهر أذناه الا و هو يلد، و روي ذلك عن علي بن أبي طالب عليه السلام، انتهى.
وجاء أيضا على صفحة العنوان:
وسماه بعضهم كتاب «العقد الفريد في ذكر التوحيد»، سميته «منية الآمال في بيان الهدى والضلال».
وجاء في وسط تلك الصفحة بخط آخر ثلاثة أبيات ركيكة، ملحونة وغير موزونة ما يلي:
هذا كتاب للضلالة قامع ... حاوي الكمال مع السعادة جامع
ما مثله يا صاح ظني قد يجي ... مشف الغليل لكل من هو سامع
سميته منية الآمال فاسمع وانتبه ... تكف الضلال وتعط عزا شاسع
ثم تلاه بخط آخر ما يلي:
قال الرياشي عن أبي عبيدة وأبي زيد أنهما قالا: الفرس لا طحال له، والبعير لا مرارة له، والظليم لا مخ له.
قال صاحب المجالسة: الظليم: النعام.
وقال أبو زيد: وكذلك طير الماء وحيتان البحر لا ألسنة لها ولا أدمغة، والسمك لا رئة له، ولذلك لا تتنفس بها، وكل ذي رئة يتنفس من العاشر من المجالسة.
قال: وبلغني عن علي رضي الله عنه أنه قال: ليس شيء يغيب أذناه إلا وهو يبيض، وليس شيء ظهر أذناه إلا وهو يلد.
--------
ص54 - كتاب اجتماع الجيوش الإسلامية ط عطاءات العلم - وجاء أيضا على صفحة العنوان - المكتبة الشاملة
--------
الرابط:https://shamela.ws/book/18632/52#p1
٤/ ١٦٢٨ - "عن الرياشي قال: بلغنى عن على بن ابي طالب أنه قال: ليس شئ يغيب أذناه إلا وهو يبيض، وليس شئ تظهر أذناه إلا وهو يلد".
--------
ج 18، ص102 - كتاب جمع الجوامع المعروف ب الجامع الكبير - مسند على بن أبى طالب رضي الله عنه - المكتبة الشاملة
--------
الرابط:https://shamela.ws/book/127677/13637#p9
٣٣٠٩٩- عن الرياشى قال: بلغنى عن على بن أبى طالب أنه قال ليس شىء يغيب أذناه إلا وهو يبيض وليس شىء يظهر أذناه إلا وهو يلد (الدينورى) [كنز العمال ٤٤٣٩٥]
--------
ج 30، ص200 - كتاب جامع الأحاديث - مسند على بن أبى طالب - المكتبة الشاملة
--------
الرابط:https://shamela.ws/book/1438/14702#p3
٤٤٣٩٥- عن الرياشي قال: بلغني عن علي بن أبي طالب أنه قال: ليس شيء يغيب أذناه إلا وهو يبيض، وليس شيء يظهر أذناه إلا
--------
ج 16، ص268 - كتاب كنز العمال - فصل في الحكم - المكتبة الشاملة
--------
الرابط:https://shamela.ws/book/2677/11832#p6
زنبیل فرهاد میرزا، ص ١۴
حضرت صادق علیه السلام از ام جابر پرسید که در چه کاری؟ عرض کرد که می خواهم تحقیق کنم از چرنده و پرنده کدام بیضه می نهند و کدام بچه می آورند. فرمود که احتیاج به این مقدار فکر نیست.بنویس که گوش هر حیوانی که مرتفع است بچه می آورد و هر کدام منخفض است بیضه می نهد ذلک تقدیر العزیر العلیم
باز با آن که چرنده است و گوش او منخفض و بسر او چسبیده بیضه می نهد. سلحفاة که چرنده است چون بدین منوال است بیضه می نهد و گوش خفاش چون مرتفع است و بسر او چسبیده نیست بچه می آورد ذلک فضل الله.
****************
ارسال شده توسط:
طهرانی
Sunday - 10/12/2023 - 7:58
مثال نقض: موش کور پستاندار بچه زاست اما گوش خارجی ندارد
DNA-ایجاد شده توسط: حسن خ
دی ان ای مصنوعی-ایجاد شده توسط: حسن خ
****************
ارسال شده توسط:
حسن خ
Saturday - 8/2/2025 - 13:58
جمع کل صورة بینه و بین آدم
من لا يحضره الفقيه، ج3، ص: 484
4709 و- قال الصادق ع إن الله تبارك و تعالى إذا أراد أن يخلق خلقا جمع كل صورة بينه و بين آدم ثم خلقه على صورة إحداهن فلا يقولن أحد لولده هذا لا يشبهني و لا يشبه شيئا من آبائي.
علل الشرائع، ج1، ص: 103
93 باب العلة التي من أجلها لا يجوز أن يقول الرجل لولده هذا لا يشبهني و لا يشبه آبائي
1 أبي رحمه الله قال حدثنا أحمد بن إدريس عن محمد بن الحسين بن أبي الخطاب عن جعفر بن بشير عن رجل عن أبي عبد الله ع قال: إن الله تبارك و تعالى إذا أراد أن يخلق خلقا جمع كل صورة بينه و بين أبيه إلى آدم ثم خلقه على صورة أحدهم فلا يقولن أحد هذا لا يشبهني و لا يشبه شيئا من آبائي.
مكارم الأخلاق، ص: 221
و عنه ع قال: إن الله تبارك و تعالى إذا أراد أن يخلق خلقا جمع كل صورة بينه و بين آدم ثم خلقه على صورة إحداهن فلا يقولن أحد لولده هذا لا يشبهني و لا يشبه شيئا من آبائي.
عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية، ج3، ص: 309
131 و قال الصادق ع إن الله تبارك و تعالى إذا أراد أن يخلق خلقا جمع كل صورة بينه و بين آدم ثم خلق على صورة إحداهن فلا يقولن أحد لولده هذا لا يشبهني و لا يشبه شيئا من آبائي «4».
بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج57، ص: 340
19- العلل، عن أبيه عن أحمد بن إدريس عن محمد بن الحسين بن أبي الخطاب عن جعفر بن بشير عن رجل عن أبي عبد الله ع قال: إن الله تبارك و تعالى إذا أراد أن يخلق خلقا جمع كل صورة بينه و بين أبيه إلى آدم ثم خلقه على صورة أحدهم فلا يقولن أحد هذا لا يشبهني و لا يشبه شيئا من آبائي «2».
بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج101، ص: 93
29- و عنه ع قال: إن الله تبارك و تعالى إذا أراد أن يخلق خلقا جمع كل صورة بينه و بين آدم ثم خلقه على صورة إحداهن فلا يقولن أحد لولده هذا لا يشبهني و لا يشبه شيئا من آبائي «9».
دکتر چوی میگوید: «دیانای از زمان تولد ثابت میماند و تغییر نمیکند، اما متیلاسیون مثل یک کلید روشن یا خاموش برای ژنها عمل میکند و نحوه فعالیت آنها را تنظیم میکند.»
جف گودل، نویسنده کتاب «اول گرما شما را میکشد؛ زندگی و مرگ در سیارهای سوخته»، میگوید: «با بالا رفتن دمای بدن، لیپیدها، یعنی همان چربیهایی که سلولها را احاطه کردهاند شروع به از دست دادن ساختار طبیعی خود میکنند و بهتدریج از حالت پایدار خارج میشوند.»
او افزود «ساختار سلولها از هم میپاشد؛ درست مثل وقتی که تخممرغ را میپزید. در این حالت، غشای آن ساختار طبیعیاش را از دست میدهد.»
پیری اپیژنتیک چیست؟
همه ما میدانیم برخی افراد بهنظر میرسد سریعتر از دیگران پیر میشوند، و دکتر چوی از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی میگوید بهطور ساده، «پیری اپیژنتیک» تنها یکی از روشهایی است که پزشکان برای سنجش میزان پیر شدن زیستی بدن یک فرد از آن استفاده میکنند و نشان میدهد بدن ما در سطح سلولی تا چه حد عملکرد خوبی دارد.
دانشمندان با بررسی گسترده دادههای ژنتیکی دریافتهاند که سیستم خون در جانوران، بازسازی و تکاملیافتهای از ابزارهای زیستی موجودات باستانی است.
برای دانشمندانی که منشأ حیات و تکامل سلولها را مطالعه میکنند، خون یکی از جذابترین معماهای زیستشناسی بهشمار میرود. تقریباً همه جانوران دارای نوعی دستگاه گردش خون هستند، اما پرسش اصلی این است که نخستین سلولهای خونی چگونه پدید آمدند و از کجا آمدهاند؟
به همین دلیل، پژوهشگران ناچار شدند به سراغ روشی غیرمستقیم بروند و از «ترنسکریپتوم» استفاده کردند. ترنسکریپتوم در واقع تصویری از فعالیت ژنها در یک سلول است و نشان میدهد در هر لحظه کدام ژنها روشن یا خاموش هستند.
البته در زیستشناسی گاهی موجودات مختلف بهطور مستقل ویژگیهای مشابهی را تکامل میدهند؛ پدیدهای که «تکامل همگرا» نامیده میشود. اما هرچه شباهتها پیچیدهتر، عمیقتر و گستردهتر باشند، احتمال مستقل بودن آنها کمتر میشود.
به گفته پژوهشگران، ماستسلها در ادامه مسیر تکامل منشأ سلولهای T، گلبولهای قرمز و پلاکتها شدند. در مقابل، ماکروفاژها بعدها به پیدایش سلولهای B کمک کردند که وظیفه تولید آنتیبادی را برعهده دارند.
دانشمندان آلمانی در کشفی غیرمنتظره دریافتهاند که راز ناوبری دقیق کبوترها شاید نه در مغز یا منقار، بلکه در کبد آنها پنهان باشد.
ناوبری پرندگان یکی از پیچیدهترین و اسرارآمیزترین پدیدههای دنیای جانوران به شمار میرود. با وجود دههها تحقیق، هنوز دانشمندان نتوانستهاند تمام سازوکارهای این توانایی شگفتانگیز را توضیح دهند. دشواری پژوهش در این زمینه تا حدی بدین دلیل است که هر گونه پرنده از ترکیب متفاوتی از نشانههای محیطی برای یافتن مسیر استفاده میکند و طراحی آزمایشهایی که بتوانند این فرایندها را بهطور دقیق آشکار کنند، بسیار دشوار است.
دانشمندان از دهه ۱۹۶۰ میلادی این احتمال را مطرح کرده بودند که پرندگان از میدان مغناطیسی زمین برای جهتیابی استفاده میکنند. اما آزمایشهای اولیه محدودیتهای فراوانی داشتند و بسیاری از نتایج بهسختی تکرارشدنی بودند.
امروزه پژوهشگران تقریباً اطمینان دارند که بسیاری از پرندگان، بهویژه گونههای مهاجر، قادرند میدان مغناطیسی زمین را حس کنند. همچنین شواهدی وجود دارد که نشان میدهد برخی مولکولهای حساس به نور در چشم پرندگان نیز در این فرایند نقش دارند. بااینحال، اینکه دقیقاً کدام سلولها یا اندامها اطلاعات مغناطیسی را دریافت میکنند و چگونه این اطلاعات به مغز منتقل میشود، همچنان یکی از بزرگترین معماهای زیستشناسی جانوری بوده است.
گروهی از پژوهشگران مؤسسه رفتارشناسی جانوری ماکس پلانک و دانشگاه بن در آلمان در پژوهشی تازه به این نتیجه رسیدهاند که کبوترهای خانگی ممکن است از سلولهای ایمنی ویژهای در کبد خود برای تشخیص میدان مغناطیسی زمین استفاده کنند.
سلولهای مورد نظر ماکروفاژ نام دارند؛ نوعی گلبول سفید که در دستگاه ایمنی بدن وظیفه جمعآوری و تجزیه سلولهای فرسوده، میکروبها و مواد زائد را بر عهده دارند. یکی از وظایف مهم آنها در کبد، تجزیه گلبولهای قرمز پیر و از کارافتاده است.