بسم الله الرحمن الرحیم
فرضیه جهان موازی یا گیتیهای موازی در سال ۱۹۵۴، توسط یک دانشجوی دکتری از دانشگاه پرینستون به نام هیو اورت که ایدهٔ عجیبی را مطرح کرد شروع شد. در آن ایده: گیتیهایی موازی وجود دارند، دقیقاً مانند جهان و گیتی ما. همه این گیتیها با ما در ارتباط هستند، در واقع آنها شاخهای از گیتی ما هستند و گیتی ما نیز از دیگر گیتیگان شاخه گرفته شدهاست.
در این گیتیها، جنگهای ما پایانهای متفاوتی از آنچه میدانیم دارند. گونههای منقرض شده در گیتی ما در گیتیهای دیگر فرگشت یافته و سازگار شدهاند، و در آن گیتیها، شاید ما انسانها در میان گونههای منقرض شده باشیم.
ماهیت این اندیشه ذهن را شگفتزده میکند و هنوز هم نمیتوان آن را به خوبی دریافت. ایدههایی در مورد گیتی یا بعدهای موازی همانند ما، در آثار علمی تخیلی ظاهر شدهاست، ولی چرا یک فیزیکدان جوان با ارایه فرضیه گیتیهای موازی، آینده حرفهای خود را به خطر میاندازد؟
اورت فرضیهٔ گیتیهای موازی را در حالی ارائه کرد که میخواست به یک سؤال دشوار در مورد فیزیک کوانتوم پاسخ دهد: چرا اجسام کوانتومی رفتاری نابسامان دارند؟ سطح کوانتوم کوچکترین سطح کمّی است که تاکنون کشف شده. مطالعه فیزیک کوانتوم از سال ۱۹۰۰ آغاز شد، زمانی که ماکس پلانک برای اولین بار این مفهوم را به جامعه علمی معرفی کرد. مطالعات پلانک در مورد تابش ذرات نشان داد برخی از کشفیات فیزیکی با قوانین سنتی فیزیک مغایرت دارد. این اکتشافات حاکی از وجود قوانین دیگری در این جهان است که در سطوح عمیقی غیر از آنچه ما میشناسیم عمل میکنند.
در کوتاه مدت، فیزیکدانان حوزه کوانتوم پدیدههای عجیبی در مورد جهان ما مشاهده کردهاند. برای مثال ذرات در این سطح خودسرانه رفتار میکنند. به عنوان مثال، دانشمندان متوجه شدهاند که فوتونها (بستههای کوچک نور) مانند ذرات و امواج رفتار میکنند! حتی یک فوتون منفرد نیز این تغییر حالت را انجام میدهد. (این مبحث از آزمایشی به نام آزمایش دوشکاف یا آزمایش یانگ نتیجهگیری شدهاست که در طی آن نور (فوتونها) میتوانند هم مانند ذره رفتار کنند و هم مانند موج اما باید دقت شود که نمیتوانند به صورت همزمان به هردو شکل رفتار کنند). تصور کنید که وقتی دوستی به شما نگاه میکند، مانند یک انسان محکم ظاهر میشوید و رفتار میکنید، اما وقتی دوباره به سمت شما برگشت، شما تبدیل به گاز شدهاید!
جهان موازی یا واقعیت جایگزین فرضیهای دربارهٔ وجود واقعیتهای جداگانه در کنار واقعیت کنونی است که از دهه ۶۰ میلادی به این سو و با کتابهای علمیتخیلی و کمیک استریپ محبوبیت یافت، هر چند بحث پیرامون امکان وجود «چند جهان» از سال ۱۹۵۲ در محافل علمی رواج داشتهاست. گروه خاصی از جهانهای موازی، مولتیورس نامیده میشود، اگرچه این اصطلاح نیز میتواند برای توصیف جهانهای موازی که واقعیت را تشکیل میدهند مورد استفاده قرار گیرد. با وجود اینکه عبارتهای جهان موازی و واقعیت جایگزین را میتوان بیشتر جاها به جای هم به کار برد، گاهی اوقات واقعیت جایگزین به مفهوم زمینی دیگری نیز اشاره دارد که حاکی از آن است که واقعیت بدیل دیگری از خود ماست. دانشمندانی با این نظریه که جهانهای موازی وجود دارند موافقت کردن ولی عده کمی از دانشمندان با این نظریه مخالف هستند ولی طبق آخرین مطالعات جهانهای موازی وجود دارند.
اصطلاح جهانهای موازی عمومیتر است و معنای ضمنی رابطه یا عدم رابطه با جهان خود ما را در برندارد. جهانهایی که در آنها بسیاری از قوانین فیزیکی متفاوت هستند - برای مثال در آن هیچ محدودیت نسبیتی وجود ندارد و سرعت نور را میتوان پشت سر گذاشت - را میتوان در شمار جهانهای موازی به حساب آورد ولی اینها واقعیت جایگزین نیستند. تعریف درست جهانهای موازی در مکانیک کوانتومی به صورت «جهانهایی است که از یکدیگر تنها توسط یک رویداد کوانتومی جدا میشوند». در واقع به زبان سادهتر میتوان گفت که ایدهٔ جهانهای موازی میگوید که هنگامی که ما کاری را در این جهان انجام میدهیم فردی در جهانی دیگر نیز دقیقاً همین کار را انجام میدهد و آن فرد؛ فردی کاملاً مشابه ماست که در سیارهٔ کاملاً مشابه با زمین و در منظومه ای کاملاً شبیه به منظومه شمسی و کهکشانی کاملاً مشابه با کهکشان راه شیری زندگی میکند اما ممکن است گاهی او کارهایی انجام دهد که ما ان کار هارا انجام نمیدهیم. برای مثال ممکن است هماکنون که شما در حال خواندن این مقاله هستید آن فرد نیز در همین حال باشد اما شما به خواندن این مقاله ادامه میدهید در حالی که او از خواندن ادامه این مقاله سر باز بزند.
به نقل از دانشگاه هاوایی، پرفسور فیزیک این دانشگاه، پیتر گورهام و تیم تحقیقاتی ایشان به یافتههای جدیدی توسط یک دستگاه آشکارساز ذرات به نام «آنتن گذرای تکانشی قطب جنوب» (ANITA) دست پیدا کردهاند. دانشمندان این دستگاه را به کمک بالونهای هلیومی غولپیکر در ارتفاع ۳۷ کیلومتری جو زمین قرار دادهاند. این دستگاها میتوانند ذرات و پرتوهای کیهانی برخاسته از سطح یخ در قطب جنوب را شناسایی کنند.
قطب جنوب مکانی ایدهآل برای مطالعات اخترشناسی بهشمار میرود چرا که از آب و هوایی سرد و خشک برخوردار است و تداخل امواج یا به عباراتی پارازیت در آنجا صفر یا بسیار کم است. این دستگاه یک ذره با انرژی بالا مثلِ نوترینو را یافته که خواصی همچون یک ذره با انرژی پایین از خود نشان میدهد.
ذرات با انرژی پایین میتوانند به صورت کامل از میان کره زمین عبور کنند و ماده سخت نمیتواند آنها را متوقف کند. این در حالی است که ذرات با انرژی بالا به وسیله سطح جامد کره زمین متوقف میشوند. این بدین معنی است که ذرات با انرژی بالا تنها زمانی میتوانند مورد شناسایی قرار بگیرند که از سطح بیرونی جو پایین آمده باشند، این در حالی است که آنتن پروژه ذرهای را دیدهاست که با انرژی بالا طریق معکوس را در پیش گرفته، یعنی از سطح زمین به سمت بالا آمدهاست. پرفسور «پیتر گورهام»، استاد اخترشناسی دانشگاه هاوایی و مدیر پروژه بیان کرد چیزی که ما مشاهده کردیم تنها یک تابش کیهانی عجیب بود که ممکن بود از یخ بازتاب پیدا کرده باشد و در این زمینه مقاله ای منتشر کردیم و بیان کردیم که این اتفاق با قوانین و استانداردهای پیشین فیزیک به سختی در تضاد است .»[۱]
این صحبتهای ایشان با برداشت شیطنت آمیز روزنامه Daily Star انگلستان روبرو شد و در تاریخ ۲۸ اردیبهشت با تیتر اشتباه این کشفیات را به جهانهای موازی ارتباط داد. پس از این اتفاق روزنامههای نیویورک تایمز و یورونیوز[۲] نیز با این تیتر اشتباه به انتشار بیشتر شایعات پرداختند. همچنین به نقل از پرفسور «پیتر گورهام» دانشمندان دانشگاه هاوایی و اداره کل ملی هوانوردی و فضا آمریکا (ناسا) به عنوان تأمین کننده مالی این پروژه هیچ ارتباطی به تأیید یا تکذیب این نظریه ندارند.[۳]
ایشان مدعی هستند که این ذرات، شاید نشانهای از کشف ذرات بنیادی جدید باشند که رفتاری متفاوت دارند. کاندید این ذرات ناشناس میتواند ماده تاریک باشد که مادهای فرضی است که چون از خود نور یا امواج الکترومغناطیسی منتشر یا بازتاب نمیکند، نمیتوان آن را مستقیماً دید، اما از اثرات گرانشی موجود بر روی اجسام مرئی، مثل ستارهها و کهکشانها، میتوان به وجود آن پیبرد. کاندید دیگر برای این ذرات، این است که از زمان بیگ بنگ به ما رسیدهاند و مربوط به جهان پادمادهای باشند.(سایت ویکی پدیا)
سایت فرادرس
باور اینکه ما در عالم تنها نیستیم و چیزی شبیه به ما و در مقیاس ما در عالم وجود دارد که انتخابهای دیگر ما را زندگی میکند هیجان انگیز است و مسلماً این هیجان زمانی بیشتر میشود که بدانیم ایده جهان موازی تنها در تخیل ما نیست و علم نیز به دنبال اثبات و طرح نظریههایی در این مورد است. در این مطلب در مورد جهان موازی صحبت خواهیم کرد و نظریهها و محاسبات علمی در رد یا تایید این نظریه و همچنین باورهای اشتباه مربوط به این موضوع که در جامعه رواج دارد را بررسی خواهیم کرد.
صحبت در مورد جهان موازی را میتوان با این سوال آغاز کرد که آیا جهان ما واحد است و چیزی شبیه به آن وجود ندارد؟ از داستان تا واقعیت علمی مفهومی وجود دارد که نشان میدهد علاوه بر جهان ما، جهانهای دیگری نیز وجود دارند. جهان یا جایی که تمام انتخابهایی که در این زندگی انجام دادهاید در واقعیتهای متفاوتی بازی میکنند. این مفهوم به عنوان «جهان موازی» (parallel universe) شناخته میشود و در نجوم و علم نیز مفهومی با معنی جهان چندتایی وجود دارد که با لغت multiverse معرفی میشود.
ایده جهان موازی یا جهان چندتایی در کتابهای طنز، بازیهای ویدئویی، تلویزیون و فیلمها نیز بسیار پرکاربرد است. کاربردهای مختلف این ایده را میتوان در انیمیشن دیجیمون یا مجموعه پیشتازان فضا مشاهده کرد.
در واقع دلایل زیادی برای کشف و بررسی جهان موازی وجود دارد که مهمتریناش این است که میتوانیم درک کنیم عالمی که اکنون در آن هستیم و از آن صحبت میکنیم چگونه تشکیل شده است.
هر آنچه از کیهانِ در حدود 13٫7 میلیارد سال پیش میشناسیم یک تکینگی بینهایت کوچک است. در ریاضی نقطهای تکینه است که آن نقطه به صورت ریاضی یا معین تعریف نشده یا رفتار خوبی نداشته باشد؛ به عنوان مثال نامحدود یا غیرقابل دیفرانسیلگیری باشد.
سپس طبق نظریه بیگ بنگ برخی از عوامل ناشناخته باعث گسترش و تورم این نقطه تکینه در فضای سه بعدی شده است. با سرد شدن انرژی عظیم این انبساط اولیه نور شروع به تابیدن کرده است و در نهایت ذرات کوچک شروع به تشکیل تکههای بزرگتری از ماده که امروز میشناسیم مانند کهکشانها، ستارهها و سیارات کردهاند.
یک سوال بزرگ در مورد تشکیل عالم با این نظریه این است که آیا ما تنها عالمی هستیم که به این صورت به وجود آمده است؟ با فناوریهای فعلی که در اختیار داریم، ما به مشاهدات درون این جهان محدود میشویم زیرا جهان منحنی است و ما در داخل یک کمان هستیم و قادر به دیدن قسمت بیرونی آن نیستیم البته اگر قسمت بیرونی وجود داشته باشد.
بر اساس نظریهها و بررسیهای علمی پنج نظریه وجود دارد که نشان میدهد چرا و چگونه وجود جهان چندتایی امکان پذیر است، تکرار این نکته حائز اهمیت است که در مطالب و مقالات علمی از اصطلاح multiuniverse برای معرفی جهانهای چندگانه استفاده میشود. در ادامه این مطلب این نظریهها را معرفی و بررسی میکنیم.

تصویر ۱: جهان موازی یا جهانهای چندگانه
برای آشنایی بیشتر با نسبیت عام، میتوانید فیلم آموزش مبانی گرانش (Gravitation) را مشاهده کنید که توسط فرادرس ارائه شده، لینک این آموزش در ادامه آورده شده است.
دانشمندان تاکنون جهان چندگانه را توسط پنج مفهوم متفاوت تعریف کردهاند که عبارت از عالمهای بیکران، عالمهای حبابدار، عالمهای دختر، عالمهای ریاضی و عالمهای موازی هستند. در ادامه این پنج نظریه را به تفصیل بررسی و معرفی میکنیم.
نظریه عالم بیکران یا Infinite Universe بیان میکند که فضا-زمان صاف است. در حقیقت ما نمیدانیم که شکل فضا-زمان دقیقاً چگونه است اما این نظریه بیان میکند که این عالم صاف است و برای همیشه ادامه دارد. این احتمال وجود بسیاری از عالمهای دیگر را در خارج از این عالم فراهم میکند. اما با در نظر گرفتن این موضوع این امکان وجود دارد که جهانها شروع به تکرار کنند. دلیل این امر این است که ذرات تنها از جهات و راستاهای خاصی قابل جمع شدن و تجمیع هستند.
نظریه دیگر برای جهان موازی از نظریه تورم ابتدایی عالم نشات میگیرد. بر اساس تحقیقات کیهان شناس دانشگاه تافتز «الکساندر ویلنکین» (Alexander Vilenkin)، با نگاه کردن به فضا-زمان به عنوان یک کل متوجه میشویم که بعضی از مناطق فضا مانند نقطهای که در آن انفجار بزرگ رخ داده و عالم ما تشکیل شده است دچار توقف تورم شدهاند. این در حالی است که سایر نقاط فضا متورم و بزرگتر میشوند. بنابراین اگر جهان خودمان را به عنوان یک حباب تصور کنیم این حباب در شبکهای از فضاهای حباب مانند قرار گرفته است که برخی بیشتر و برخی کمتر متورم شدهاند و نکته مهم برای این نظریه این است که در این نظریه قوانین فیزیکی در عالمهای متفاوت بسیار متفاوت هستند و به گونهای متفاوت شرح و بسط داده میشوند زیرا این عالمها به هم پیوسته نیستند.
چندین جهان میتوانند از تئوری و قوانین مکانیک کوانتوم (چگونگی رفتار ذرات زیراتمی)، به عنوان بخشی از تئوری عالمهای دختر پیروی کنند. اگر قوانین احتمال را در نظر بگیرید متوجه میشوید که برای هر نتیجهای که میتواند ناشی از یکی از تصمیمات شما باشد طیف وسیعی از جهانها وجود دارد که در هر یک از آنها یک نتیجه از تصمیم شما وجود دارد. بنابراین در یک جهان ممکن است شما موقعیت شغلی در چین را قبول کنید و در یک جهان دیگر ممکن است آن را رد کنید و منتظر فرصت بهتری بمانید. هر دو نتیجه تصمیم شما در جهانهای دختر در حال رویداد است.
یکی دیگر از راههای توضیح مفهوم جهان چندتایی یا multiuniverse کاوش در جهان ریاضی است که به زبان ساده توضیح میدهد که ساختار ریاضیات بسته به اینکه در کدام جهان زندگی میکنید ممکن است تغییر کند. «ماکس تگمارک» (Max Tegmark) از موسسه فناوری ماساچوست و توسعه دهنده نظریه عالمهای ریاضی در یکی از مقالههایش در سال ۲۰۱۲ بیان میکند که ساختار ریاضی چیزی است که شما میتوانید آن را به روشی کاملاً مستقل از بار و بنه انسانی توصیف کنید. او همچنین بیان میکند که از نظر او این عالمها وجود دارند و میتوانند مستقل از موجودیت فرد باشند و میتوانند حتی بدون وجود انسانها نیز وجود داشته و بسط پیدا کنند.
آخرین نظریه مورد بحث در این مطلب در مورد جهانهای چندتایی نظریه جهان های موازی است. با تکرار این نظریه که فضا-زمان مسطح است به طور دقیق تعداد پیکربندیهای ممکن ذرات در چندین جهان به 1010122
امکان مجزا محدود میشود. بنابراین با تعداد بی نهایت تکههای کیهانی، آرایش ذرات درون آنها باید تکرار شود. این موضوع بدان معنا است که بی نهایت جهان موازی وجود دارد. این جهانهای موازی به معنای وجود تکههای کیهانی دقیقاً مشابه ما (شامل شخصی دقیقاً مانند شما)، تکهها یا جهانهایی که فقط در موقعیت یک ذره با ما متفاوت هستند، تکهها یا جهانهایی که در موقعیت دو ذره با ما متقاوت هستند تا تکهها یا جهانهایی که کاملاً با ما متفاوت هستند، است.
با این حال همه با نظریه جهان های موازی موافق نیستند. مقالهای در سال 2015 توسط «اتان سیگال» (Ethan Siegal) ارائه شد که در آن مقاله او این مفهوم را که فضا-زمان میتواند تا بینهایت ادامه داشته باشد را تائید کرد اما از نظر او در این گسترش بینهایت محدودیتهایی وجود دارد.
مشکل اصلی این است که جهان تقریباً کمتر از 14 میلیارد سال قدمت و عمر دارد. بنابراین مشخص است که جهان ما بینهایت نیست و مقدار محدودی دارد. این موضوع تعداد امکان تنظیم مجدد ذرات را محدود میکند و متأسفانه این احتمال را که فرد جایگزین شما برای رفتن به چین و گرفتن موقعیت کاری در هواپیما قرار گیرد را کم میکند.
همچنین انبساط در آغاز جهان به صورت نمایی صورت گرفته زیرا انرژی ذاتی خود فضا بسیار زیاد بوده است. اما با گذشت زمان سرعت تورم به صورت آشکار کند شده است و ذرات ماده ایجاد شده در انفجار بزرگ به گسترش خود ادامه ندادهاند. این بدان معنا است که سرعت تورم مختلف سبب ایجاد عالمهای متفاوت با بازههای مختلفی از تورم (بلندتر و کوتاهتر) میشود و احتمال ایجاد عالمی شبیه به عالم ما را کاهش میدهد.
از نظر این محقق حتی با فرض بر اینکه تعداد بینهایت مقادیر ممکن برای ثابتهای بنیادی، ذرات و فعل و انفعالات آنها وجود داشته و ممکن باشد، و حتی کنار گذاشتن اینکه آیا عالمهای مختلف، واقعیت فیزیکی را توضیح میدهند یا خیر، واقعیت این است که این ویژگی که ماده به صورت نمایی گسترش یابد سبب میشود احتمال وجود جهان موازی مشابه این جهان به شدت کاهش یابد.
اما سیگال به جای اینکه نبود جهان دیگر شبیه به جهان ما را محدودیت ببیند، به صورت فلسفی آن را تفسیر کرد و معتقد بود باید این تک و واحد بودن را جشن گرفت. از نظر او هیچ کس دیگری وجود ندارد که بتواند زندگی رویایی شما را زندگی کند و به این ترتیب باید تصمیماتی را پیش بگیرید که هیچ پشیمانی را برای خود در پی نداشته باشد.
در حقیقت این دو مبحث یعنی مکانیک کوانتوم و نسبیت عام در توضیح جهان موازی نقشی ندارند، اما نظریهای که برای اتحاد این دو مبحث بیان شده یعنی نظریه ریسمان نقشی پر رنگ در موضوع جهان موازی ایفا میکند.
«برایان گرین» (Brian Green) نویسنده کتاب حقیقت پنهان معتقد است که کلید درک جهان موازی یا عالم های چندتایی از نظریه ریسمان، حوزه تحقیقاتی خودش که ۲۵ سال روی آن تحقیق و مطالعه کرده است ناشی میشود.
به طور خلاصه نظریه ریسمان تلاش میکند تا یک تعارض ریاضی بین دو ایده فیزیکی که از قبل در فیزیک پذیرفته شدهاند را سازگار کند یعنی مکانیک کوانتوم و نظریه نسبیت.

تصویر ۴: جهان موازی و نظریه ریسمان
بر اساس نظر گرین نظریه نسبیت اینشتین برای توضیح فیزیک رویدادهای بزرگ و از طرف دیگر مکانیک کوانتوم برای انتهای دیگر این بازه یعنی برای توضیح فیزیکی رویدادهای کوچک خارق العاده است. مشکل بزرگ این است که هر نظریه برای یک قلمرو عالی است اما وقتی با یکدیگر روبرو میشوند دشمنهای جدی یکدیگر هستند و در این حالت ریاضیات از هم میپاشد.
نظریه ریسمان ناهماهنگیهای ریاضی را که در حال حاضر بین مکانیک کوانتوم و نظریه نسبیت وجود دارد متعادل میکند. براساس این نظریه می توان کل جهان را با رشتههای واقعاً کوچکی که در 10 یا 11 بعد مرتعش میشوند (به معنای ابعادی که نمیتوانیم ببینیم) توضیح داد. اگر این مفهوم وجود داشته باشد میتواند به معنای واقعی کلمه همه چیز در جهان را از ذرات زیر اتمی گرفته تا قوانین سرعت و گرانش را توضیح دهد. اما سوالی که مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین نظریه ریسمان و جهان موازی یا عالمهای چندتایی وجود دارد؟
در نظریه ریسمان چندین نتیجه وجود دارد که امکان وجود جهان موازی یا جهانهای چندتایی را محتمل میکند. در این نظریه، ریسمانها یا رشتهها که ما در مورد آنها صحبت میکنیم تنها موجوداتی نیستند که در این نظریه وجود دارند بلکه اجسامی شبیه به پروانه یا غشا که سطح دو بعدی هستند نیز وجود دارند. بر اساس نظریه ریسمان ما ممکن است در یکی از این سطوح زندگی کنیم و سطوح دیگر نیز میتوانند در فضا شناور باشند.
از نظر گرین این نظریه و تئوری ممکن است در شتابدهندههای بزرگ هادرونی (LHC) در سرن سازمان اروپایی تحقیقات ذرات، قابل آزمایش و مشاهده باشد.
اما در آزمایش باید چه چیزی مشاهده کنیم تا تائیدکننده این نظریه باشد؟ اگر ما در یکی از این غشاهای غول پیکر زندگی میکنیم و غشاهای دیگری وجود دارند ممکن است مورد زیر اتفاق بیفتد:
وقتی ذرات با سرعتهای نزدیک به سرعت نور در شتابدهنده سرن به هم برخورد میکنند، برخی از بقایای این برخوردها میتوانند از غشا عالم ما خارج شده و به عالم دیگری وارد شوند. با توجه به اصل پایستگی ماده و انرژی در عالم ما اگر مقداری ماده از غشای ما خارج شوند و به غشای دیگر یا جهان موازی دیگری بروند مقدار ماده در این غشا کاهش مییابد و این بدین معنی است که مقدار انرژی بعد از برخورد باید کمتر از انرژی قبل از برخورد باشد. بنابراین اگر مقدار انرژی را قبل از برخورد پروتونها اندازه بگیریم و آن را با مقدار انرژی درست پس از برخورد مقایسه کنیم، و این مقدار کمتر باشد نشان میدهد که برخی از ذرات به خارج از غشا حرکت کردهاند و تصویر ما از جهان موازی یا عالمهای چندتایی درست است.
از نظر گرین اینکه بتوان به عالم از طریق ریاضیات نگاه کرد و یک نظریه را رد یا تائید کرد بسیار جالب است و گامی مهم در علم محسوب میشود. کتاب حقیقت پنهان گرین در سال ۲۰۱۱ چاپ شده است.
آخرین مقاله فیزیکدان معروف «استیون هاوکینگ» (Stephen Hawking) قبل از مرگ او نیز به مبحث عالم چندتایی یا جهان موازی پرداخته است. این مقاله در ماه می سال 2018 و تنها چند ماه پس از مرگ هاوکینگ منتشر شد. وی در مورد این نظریه در مصاحبهای که در واشنگتن پست منتشر شد به دانشگاه کمبریج گفت: ما یک جهان منحصر به فرد نیستیم اما تعداد جهانهای موازی بینهایت نیست.
از طرفی دانشمندان در سال ۲۰۰۹ نیز اعلام کردهاند که تعداد عالمهای موازی حتی اگر بی نهایت باشد، یک فرد در طول عمرش نمیتواند بیش از 1016
بیت اطلاعات دریافت کند که این مقدار اطلاعات برابر با 101016 حالت است. یعنی برای یک فرد در طول عمر زندگیاش تعداد 101016
حالت متفاوت قابل تشخیص وجود دارد.
علاوه بر این آخرین مقاله هاوکینگ از روشی دیگر این موضوع را بررسی میکند. در این مقاله که بر اساس نظریه ریسمان بیان شده است عالم محدود است و بسیار سادهتر از نظرات رایجی که عالم را بر اساس انفجار بزرگ توضیح میدهند، آن را توضیح میدهد و تفسیر میکند.
نظریه معمول تورم ابدی پیشبینی میکند که به صورت کلی جهان ما مانند یک فراکتال (در ریاضیات فراکتال زیرمجموعهای از فضای اقلیدسی است که دارای ابعادی فراکتال است و کاملاً از بعد توپولوژیک خود فراتر میرود) بی نهایت با تکههایی از جهانهای مختلف جیب مانند است که توسط یک اقیانوس در حال بادکردن جدا شده است.

تصویر ۳: فراکتال
در این مدل قوانین فیزیک و شیمی میتواند از یک جهان جیبی به جهان جیبی دیگر متفاوت باشد که با هم یک عالم چندگانه را تشکیل میدهند. اما هاوکینگ هرگز طرفدار عالمهای چندگانه نبود زیرا اگر این مقیاس بینهایت درست میبود قابل آزمایش شدن نیز نبود و این برای هاوکینگ قابل قبول نبود.
نظریه اخیر هاوکینگ و همکارش پروفسور هرتوگ که براساس مفهوم هولوگرافی از نظریه ریسمان است، بیان میکند که عالم بزرگ و یک هولوگرام پیچیده است که حقایق فیزیکی سه بعدی در فضا میتواند از نظر ریاضی به یک سطح دوبعدی کاهش یابد. همان طور که میدانید نظریه ریسمان شاخهای از فیزیک نظری است که تلاش میکند تا گرانش و نسبیت عام را با فیزیک کوانتوم سازگار کند و این کار را تا حدی با توصیف ترکیبات اساسی جهان به عنوان رشتههای کوچک ارتعاشی انجام میدهد. در این نظریه جدید، تورم ابدی به یک حالت بیزمان و بیانتها در یک سطح فضایی در ابتدای زمان کاهش مییابد و بر این اساس قوانین فیزیکی و ریاضی از عالمی به عالم دیگر متفاوت نیست و قوانین فیزیک در همه این جهانها یکسان است.
در این مطلب در مورد جهان موازی یا multiverse صحبت کردیم. براساس نظرات مختلف علمی multiverse یا جهانهای چندگانه را میتوان به روشهای مختلفی توضیح داد که عبارت از عالمهای بیکران، عالمهای حبابدار، عالمهای دختر، عالمهای ریاضی و عالمهای موازی هستند. در حقیقت جهان موازی نیز یکی از روشهای توضیح عالمهای چندگانه است. همچنین توضیح دادیم که در مورد جهانهای چندگانه نظریهپردازان و تئوریسینهای مهمی صحبت کردهاند و حتی هاوکینگ نیز در ماههای پایانی عمرش در مورد عالمهای چندگانه مقالهای منتشر کرد که در این مطلب به اختصار آن را بررسی کردیم. به علاوه در مورد تئوری اصلی جهانهای چندتایی که نظریه ریسمان است نیز سخن گفتیم.