An exchange, bourse (/bʊərs/), trading exchange or trading venue is an organized market where people can buy and sell financial instruments, such as tradable securities, commodities, foreign exchange and derivative contracts.
Securities
Banknote
Bond
Debenture
Derivative
Stock
اوراق بهادار
اسکناس
اوراق قرضه
اوراق بدون پشتوانه
اوراق مشتقه
سهام
تفاوت فیوچر با فوروارد در لغت تفوات بین آینده و روبهجلو است، مطلق آینده هر جور باشد فیوچر است اما چیزی رو به جلو برود فوروارد است.
فناوریهای دفترکل توزیع شده (Distributed Ledger)
اجماع[۱]، آئین وفاق عام یا کنسانسوس (به انگلیسی: Consensus) در دو معنا کاربرد دارد. اول به معنای توافقی عام میان اعضای یک گروه که با در نظر گرفتن آراء هر یک از افراد، چه در مرحله تصمیمسازی و چه در اقدامات پیرو آن، به دست آمدهاست و دوم نظریه و آئینی که برای دستیابی به چنین توافقی مورد استفاده است. این آئین که از آن با نام تصمیمگیری اجماعی هم یاد میشود، یک روش تصمیمگیری گروهی است که هدف آن نهتنها به دنبال یافتن همرایی بیشینه اعضا بلکه برطرف کردن دشواریهای گروه کمینه است.
گراف جهتدار غیرمدور (به انگلیسی: Directed Acyclic Graph) یا گراف سودار[۱] بیدور[۲] با کوتهنوشت DAG، در دانش رایانه و ریاضیات، یک گراف جهتدار است که هیچ گرافِ دوریای ندارد؛ یعنی هیچ مسیر جهتداری که رأس ابتدا و انتهای آن یکی باشد، وجود ندارد. به خاطر ویژگیهای این نوع گراف میتوان از آن در مدل کردن سیستمهای علت و معلولی استفاده کرد.
In mathematics, particularly graph theory, and computer science, a directed acyclic graph (DAG) is a directed graph with no directed cycles.
In combinatorics and order theory, a multitree may describe either of two equivalent structures: a directed acyclic graph (DAG) in which there is at most one directed path between any two vertices, or equivalently in which the subgraph reachable from any vertex induces an undirected tree,
In mathematics, and more specifically in graph theory, a polytree[1] (also called directed tree,[2] oriented tree[3] or singly connected network[4]) is a directed acyclic graph whose underlying undirected graph is a tree. In other words, if we replace its directed edges with undirected edges, we obtain an undirected graph that is both connected and acyclic.
A polyforest (or directed forest or oriented forest) is a directed acyclic graph whose underlying undirected graph is a forest. In other words, if we replace its directed edges with undirected edges, we obtain an undirected graph that is acyclic.
A polytree is an example of an oriented graph.
The term polytree was coined in 1987 by Rebane and Pearl.
در علم ارتباطات راه دور و مهندسی نرمافزار مقیاسپذیری (به انگلیسی: Scalability)، ویژگی مطلوبی از یک سامانه، شبکه یا فرایند است که به توانایی آن برای پاسخگویی به افزایش میزان بار کاری به سهولت دلالت میکند یا میزان آمادگی سیستم را برای افزایش بار کاری نشان میدهد
سامانهای که با افزایش ظرفیت، کارایی آن افزایش مییابد یک سامانه مقیاس پذیر خوانده میشود. یک الگوریتم، طراحی، پروتکل، برنامه رایانه ای یا هر سیستم دیگری مقیاس پذیر خوانده میشود اگر برای مقیاسهای بزرگتر هم بتواند به طرز مناسب و عملی و کارا استفاده شود.
اگر در سیستم شما، درخواستهایی که میآیند ۱۰برابر شود، سیستم را مقیاس پذیر گوییم اگر بتواند مثلاً با ۲برابر کردن منابع خود، این تعداد درخواستها را بدون مشکل پاسخ گو باشد.
بلاک چین که در واقع یک نوع دفتر کل توزیعشده (Distributed Ledger Technology / DLT) است در راستای بهبود نقاط ضعف سیستمهای متمرکز، ویژگیهایی بسیار مهم نظیر تمرکززدایی (Decentralization)، نفوذ ناپذیری و شفافیت در عملکرد را ارائه میدهد. اما بزرگترین شبکههای بلاک چین حال حاضر دنیا مانند بیت کوین و اتریوم (Ethereum / ETH)، با مشکلاتی از قبیل مقیاسپذیری و مصرف بالای انرژی دست و پنجه نرم میکنند.
یکی از اهداف هولوچین، ارائه یک راهکار جایگزین برای بلاک چینها از طریق پیادهسازی یک فناوری مقیاسپذیرتر و کممصرفتر است. هولوچین بستر لازم برای توسعه اپلیکیشنهای غیرمتمرکز را بهوجود آورده که بینیاز از فناوری بلاک چین است. در این پلتفرم، DApp ها تحت عنوان اپلیکیشنهای هولوچین (Holochain Applications) یا hApp شناخته میشوند.
تفاوت اصلی میان هولوچین و بلاک چین، شیوه اعتبارسنجی و تایید تراکنشها است. در یک بلاک چین، نودهای شبکه تراکنشها را با یک رویکرد مشخص و با محوریت دادههای موجود تایید میکنند که روشهای غالب در این زمینه، توافق سراسری نودها از طریق الگوریتم اجماع (Consensus Algorithm) اثبات کار (Proof-of-Work / PoW) یا تایید اکثریت اعضا با استفاده از الگوریتم اجماع اثبات سهام (Proof-of-Stake / PoS) است.
اما در Holochain چیزی تحت عنوان الگوریتم یا مکانیزم اجماع وجود ندارد. در عوض، از شیوهای بهنام “rrDHT” استفاده میکند که در واقع یک رویکرد نماینده یا عامل محور (Agent-Centric) با استفاده از یک جدول هش توزیع شده (Distributed Hash Table) یا DHT است که در آن، نودهای هولوچین بهصورت مستقل قادر به اعتبارسنجی و تایید تراکنشها هستند.
ودها بهصورت تصادفی اقدام به انتشار نتیجه اعتبارسنجی خود در شبکه کرده تا دیگر نودها بتوانند این اعتبارسنجی را تایید و هرگونه تغییر یا عدم اعتبار در دادهها را شناسایی کنند؛ این فرآیند تحت عنوان اعتبارسنجی متقابل یا اعتبارسنجی همکار (Peer Validation) شناخته میشود. یکی از مزیتهای روش فوق این است که شبکه در معرض حملات مبتنی بر مکانیزم اجماع، مانند حمله اکثریت یا ۵۱ درصدی (Majority Attack) و حملات سیبل (Sybil Attack) قرار نمیگیرد. هر نود در هولوچین، دادههای مربوط به خود را اجرا میکند و از طریق یک کلید رمزنگاریشده به شبکه متصل میشود.
کلمه نانس از دو عبارت تشکیل شده است. یکی حرف (n) که مخفف عدد (Number) است و دیگری عبارت (Once) به معنای فقط یکبار است. عدد نانس یا Nonce درواقع کوتاه شده عبارت (number only used once) به معنی “شمارهای که فقط یکبار استفاده شده” است. Nonce یک شماره تصادفی یا نیمهتصادفی است که برای یک مصرف خاص به وجود میآید.
در نهایت گفتیم که اثبات کار یکی از مهمترین روشهایی است که بلاک چین در بیت کوین میتواند مبادلات رمز ارزی را تأیید و ثبت کند اما الگوریتم اثبات کار تنها مورد نیست. به جای گواه اثبات کار میتوان از انواع گوناگون الگوریتم اجماع از جمله اثبات وزن، اثبات اهمیت استفاده کرد اما اثبات کار و اثبات سهام معروفترین آنها هستند
خاطرات فرشاد مؤمنی از موضع شهید بهشتی پیرامون نظر آیت الله مصباح درباره دکتر شریعتی
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: در رشتهی ما یکی از حیاتیترین مسائلی که قرآن دربارهاش حکم صریح دارد ربا هست. در قرن بیستم شهید مطهری یکی از عقلگراترین اسلام شناسهای جهان اسلام محسوب میشدند. ایشان مجموعه بحثهایی که دربارهی ربا کردند در کتابی تحت عنوان ربا، بانک، بیمه جمع آوری شده است. اگر مایل هستید میتوانید به این کتاب مراجعه کنید. در جلسهای که آقای مطهری بحث خود را ارائه میداد شهید بهشتی هم حضور داشت. آقای مطهری که در بین اسلام شناسها یک فیلسوف و عقلگرا هست میگوید من تا اینجا وجه عقلی حرمت بحث ربا را میفهمم اما به دلیل اینکه از این بعد را نمیفهمم تعبداً میپذیرم. در آن جلسه آقای بهشتی میگویند نشد. نشد، بدین معناست که خداوند از ما خواسته تا به نحوی بفهمیم و عرضه کنیم که هر انسان منصف غیر مسلمانی شنید بپذیرد. ما نمیتوانیم بگوییم تا نصفههای راه با ما بیا بعداً بقیهاش را تعبدی بپذیر.فهم ما باید این گونه باشد. اینکه وحی چقدر فراتر از فهم ما هست در کتاب پیامبری از نگاه دیگر با جزئیات و سازوکار نزدیک شدن به آن را توضیح دادند. اما زمانی که قرآن به صراحت میگوید مخاطب پیام قرآن غیر مسلمانها هم هستند ما باید کاملاً عقلانی و عقلایی بفهمیم. در آن جلسه آقای مطهری غافلگیر میشوند. آقای بهشتی احترام میکنند و دیگر ادامه نمیدهند. بعداً خودشان بحثی دربارهی ربا میگذارند که اکنون تحت عنوان بانکداری ربا و مسائل مالی در اسلام چاپ شده است. این کتاب از این نظر که یک تفسیر کاملاً عقلایی از حرمت ربا ارائه کرده که یک اثر بینظیر است. این اثر بینظیر هست اما بدین معنا نیست که قابل نقد نباشد. بالأخره با آن همه عنایاتی که خداوند به آقای بهشتی داشته محدویتهای بشری را داشتند و اکنون ما با خیلی از مسائل روبرو هستیم که در آن زمان موضوعیت نداشته است. منظورم این است که آن را مطلق نکنیم و بگوییم قابل نقد نیست ولی قصد دارم بگویم اثری به این جامعیت و قدرت اغنائی برای هر انسان منصف غیر مسلمانی دربارهی حرمت ربا در تمدن اسلامی نمیتوانید پیدا کنید. با احتیاط میگویم من تا به حال نتوانستهام پیدا کنم. نکتهی بسیار اساسی اینکه چون ایشان این گونه روشمند و با مبنا اسلام و فهم آن مراجعه کردن، جزو معدود اسلام شناسانی هست که در کل آثاری که از ایشان بجا مانده هرگز تغییر نظر مشاهده نمیکنید. در حالی که در بین بقیهی اسلام شناسها و حتی اسلام شناسهای خیلی بزرگ تجدید نظرهای خیلی اساسی کردند. به طور مثال کتاب اقتصادنا آقا محمد باقر صدر را ملاحظه بفرمایید در آن کتاب ایشان میفرماید به هیچ وجه ریسک پذیری توجیه کنندهی پاداشگیری پول نیست. اما چند سال بعد که کتاب بانکداری بدون ربا را نوشتند کاملاً از آن نظر عدول کردند. در این کتاب میگویند مگر امکان دارد یک نفر که ریسکپذیر هست با کسی که ریسکپذیر نیست پاداش یکسان داشته باشد. بنابراین چیزی که من به عنوان آخرین عبارت تقدیم حضورتان میکنم این است که فکر میکنم تمرکز روی اسلوب اندیشهورزی شهید بهشتی این امکان را فراهم میکند که ما شاهد تولد بهشتیهای دیگر هم باشیم و این ماجراها دارد که انشاء الله خداوند توفیق دهد و بتوانیم بعداً دربارهاش صحبت کنیم.
لینک کوتاه
الموسوعة الفقهية الكويتية (41/ 180)
ج - نقش شيء من شعائر الإسلام على النقود:
19 - قال المقريزي: ضرب عمر رضي الله عنه الدراهم على نقش الكسروية (3) ، وشكلها بأعيانها غير أنه زاد في بعضها: الحمد لله، وفي بعضها: رسول الله، وعلى آخر: لا إله إلا الله وحده، وعلى آخر: عمر، فلما بويع عثمان بن عفان رضي الله عنه ضرب دراهم، ونقشها " الله أكبر ".
فلما قام عبد الله بن الزبير رضي الله عنه بمكة ضرب دراهم مدورة، ونقش بأحد الوجهين: محمد رسول الله، وبالآخر: أمر الله بالوفاء والعدل.
فلما استوثق الأمر لعبد الملك بن مروان بعد مقتل عبد الله ومصعب ابني الزبير بن العوام رضي الله عنهم، فحص عن النقود والأوزان والمكاييل، وضرب الدنانير والدراهم في سنة ست وسبعين من الهجرة، وسبب ذلك أنه كتب في صدر كتبه إلى الروم: " قل هو الله أحد " وذكر النبي صلى الله عليه وسلم مع التاريخ، فكتب إليه ملك الروم: إنكم قد أحدثتم كذا وكذا فاتركوه، وإلا أتاكم في دنانيرنا من ذكر نبيكم ما تكرهون، فعظم ذلك عليه، وكلم خالد بن يزيد بن معاوية فأشار عليه أن يترك دنانير الروم، وينهى عن المعاملة بها، ويضرب للناس دراهم ودنانير فيها ذكر الله فضرب الدينار والدرهم.
وكتب إلى الحجاج بالعراق أن اضربها قبلك، ونهى أن يضرب أحد غيره.
وبعث عبد الملك بالسكة إلى الحجاج بالعراق، فسيرها الحجاج إلى الآفاق لتضرب الدراهم بها، وتقدم إلى الأمصار كلها أن يكتب إليه منها كل شهر بما يجتمع قبلهم من المال كي يحصيه عندهم، وأن تضرب الدراهم بالآفاق على السكة الإسلامية، وتحمل إليه أولا بأول، وقدر في كل مائة درهم درهما عن الحطب وأجرة الضراب، ونقش على أحد وجهي الدرهم: " قل هو الله أحد " وعلى الآخر: " لا إله إلا الله " وطوق الدرهم من وجهيه بطوق، وكتب في الطوق الواحد " ضرب هذا الدرهم بمدينة كذا "، وفي الطوق الآخر: محمد رسول الله أرسله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون (1) .
__________
(1) إغاثة الأمة بكشف الغمة ص 51 - 55. .
خلاصه هوش مصنوعی
معاملات اسپات (Spot Trading) نوعی معامله در بازارهای مالی است که در آن داراییها به صورت آنی و با قیمت لحظهای بازار (قیمت اسپات) معامله میشوند و مالکیت دارایی بلافاصله به خریدار منتقل میشود [1، 2]. این روش خرید و فروش معمولاً بدون استفاده از اهرم (Leverage) انجام میشود و برای مبتدیان در بازارهای مالی مناسب است.
به عبارت دیگر، معاملات اسپات به این معناست که:
خریدار، دارایی را با قیمت فعلی بازار خریداری میکند.
دارایی بلافاصله به خریدار منتقل میشود و او مالک آن میشود.
خریدار میتواند دارایی را برای مدت طولانی نگهداری کند، آن را بفروشد یا برای مصارف دیگر استفاده کند.
تفاوت معاملات اسپات با سایر روشهای معاملاتی:
در مقایسه با معاملات آتی (Futures):
در معاملات آتی، خریدار و فروشنده بر سر قیمت یک دارایی در تاریخ آینده توافق میکنند، اما در معاملات اسپات، معامله در لحظه انجام میشود.
در مقایسه با معاملات مارجین (Margin):
در معاملات مارجین، معاملهگر از اهرم مالی استفاده میکند که میتواند سود یا ضرر او را افزایش دهد، اما در معاملات اسپات، معاملهگر با سرمایه خود معامله میکند و خطر کمتری وجود دارد.
مزایای معاملات اسپات:
سادگی:
معاملات اسپات برای معاملهگران مبتدی ساده و قابل فهم است.
مالکیت دارایی:
معاملهگر مالک دارایی میشود و میتواند هرگونه که مایل است با آن رفتار کند.
شفافیت:
قیمتها در بازار اسپات به صورت لحظهای قابل مشاهده هستند و این معاملات شفافیت بیشتری دارند.
بدون اهرم:
در معاملات اسپات معمولاً از اهرم استفاده نمیشود، بنابراین خطر کمتری نسبت به سایر روشهای معاملاتی وجود دارد.
معایب معاملات اسپات:
نوسانات بازار:
قیمتها در بازار اسپات ممکن است به سرعت تغییر کنند و این میتواند منجر به ضرر شود.
نیاز به تحلیل بازار:
معاملهگران برای موفقیت در معاملات اسپات باید بتوانند بازار را تحلیل کنند و روند قیمتها را پیشبینی کنند.
بازارهایی که معاملات اسپات در آنها انجام میشود:
بازار ارزهای دیجیتال, بازار بورس, بازار فارکس, بازار طلا.
نکاتی برای موفقیت در معاملات اسپات:
شروع با سرمایه کم:
اگر مبتدی هستید، با سرمایه کم شروع کنید تا ریسک خود را کاهش دهید.
استفاده از سفارش حد ضرر:
از سفارش حد ضرر برای محدود کردن ضرر در صورت تغییر قیمت به نفع شما استفاده کنید.
پیگیری اخبار بازار:
از آخرین اخبار و تحولات بازار مطلع شوید.
عدم اورتریدینگ:
از معامله بیش از حد خودداری کنید و به برنامه معاملاتی خود پایبند باشید.
یادگیری از معاملات:
معاملات خود را ثبت کنید و از اشتباهات خود درس بگیرید.
پاسخهای هوش مصنوعی ممکن است شامل اشتباه باشد. برای مشاوره مالی، با یک فرد متخصص مشورت کنید. بیشتر بدانید
معامله تعهدی شامل پوزیشنهای خرید و فروش تعهدی، در واقع همان معاملات مارجین (Margin Trading) در بازارهای مالی است که زیرمجموعهای از بازار مشتقات (Derivatives) محسوب میشود. در این نوع معاملات، کاربران با سپردن مقداری وثیقه امکان دریافت سرمایه از شخص ثالث (صرافی ارز دیجیتال) را با هدف کسب سود بیشتر خواهند داشت.
Because a short seller can incur a liability to the lender if the price rises, and because a short sale is normally done through a broker, a short seller is typically required to post margin to its broker as collateral to ensure that any such liabilities can be met, and to post additional margin if losses begin to accrue. For analogous reasons, short positions in derivatives also usually involve the posting of margin with the counterparty. A failure to post margin when required may prompt the broker or counterparty to close the position at the then-current price.
از آنجا که یک فروشنده استقراضی میتواند در صورت افزایش قیمت، بدهی به وامدهنده تحمیل کند، و از آنجا که فروش استقراضی معمولاً از طریق یک کارگزار انجام میشود، یک فروشنده استقراضی معمولاً موظف است مارجین را به عنوان وثیقه به کارگزار خود ارائه دهد تا اطمینان حاصل شود که هرگونه بدهی از این دست قابل پرداخت است و در صورت شروع ضرر، مارجین اضافی را نیز ارائه دهد. به دلایل مشابه، موقعیتهای فروش استقراضی در مشتقات نیز معمولاً شامل ارائه مارجین به طرف مقابل است. عدم ارائه مارجین در صورت لزوم ممکن است کارگزار یا طرف مقابل را وادار کند تا موقعیت را با قیمت فعلی آن زمان ببندند.
deposit an amount of money with a broker as security for (an account or transaction).
"new contracts are margined with the winnings of previously held contracts"
مبلغی را به عنوان وثیقه برای (یک حساب یا معامله) نزد یک کارگزار واریز کنید.
"قراردادهای جدید با سود قراردادهای قبلی مارجین میشوند"
What is the difference between forward price and future price? Forward price is fixed at the contract's beginning, while future price fluctuates daily on the exchange market
تفاوت بین قیمت سلف و قیمت آتی چیست؟ قیمت سلف در ابتدای قرارداد ثابت است، در حالی که قیمت آتی روزانه در بازار ارز نوسان دارد.
A forward contract is signed between party A and party B face to face (or over the counter), whereas in a futures contract there is an intermediary between the two parties. This intermediary is often called a clearance house, which is a part of a stock exchange.
یک قرارداد سلف بین طرف الف و طرف ب به صورت رو در رو (یا خارج از بورس) امضا میشود، در حالی که در یک قرارداد آتی یک واسطه بین دو طرف وجود دارد. این واسطه اغلب یک شرکت ترخیص کالا نامیده میشود که بخشی از بورس اوراق بهادار است.
The main difference between futures and forward contracts results from the payment schedule. Forward contracts charge gains/losses only when the hedge is lifted, while with futures contracts, gains and losses are continuously marked-to-market in a margin account.
تفاوت اصلی بین قراردادهای آتی و سلف از برنامه پرداخت ناشی میشود. قراردادهای سلف فقط زمانی سود/زیان را محاسبه میکنند که پوشش ریسک برداشته شود، در حالی که در قراردادهای آتی، سود و زیان به طور مداوم در یک حساب مارجین به بازار اعلام میشوند.
The simplest kinds of interest rate derivatives are futures and forward rate agreements (FRAs). These two types of contracts are essentially identical; one major difference is that a futures contract is an exchange-traded contract and has fixed terms for the notional amount, length of contract, expiry date etc.
سادهترین انواع مشتقات نرخ بهره، قراردادهای آتی و قراردادهای آتی نرخ بهره (FRA) هستند. این دو نوع قرارداد اساساً یکسان هستند؛ یک تفاوت عمده این است که قرارداد آتی یک قرارداد قابل معامله در بورس است و شرایط ثابتی برای مبلغ فرضی، مدت قرارداد، تاریخ انقضا و غیره دارد.
Options — An option gives the holder the right to either buy or sell the underlying asset, depending on the nature of the option, by a future date for an agreed-upon price. However, unlike parties to forwards and futures, an option holder is not obligated to buy or sell the underlying asset.
آپشنها - یک آپشن به دارنده حق میدهد که بسته به ماهیت آپشن، دارایی پایه را تا تاریخ آینده با قیمت توافق شده بخرد یا بفروشد. با این حال، برخلاف طرفین قراردادهای آتی و آتی، دارنده آپشن موظف به خرید یا فروش دارایی پایه نیست.
FINANCE
relating to a sale of currencies, goods, etc. at a fixed price which will be given to a buyer at a future date:
This forward sale agreement binds the farmer to deliver a specified quantity of grain at a certain time in the future.
امور مالی
مربوط به فروش ارز، کالا و غیره با قیمت ثابت که در تاریخ آینده به خریدار داده میشود:
این قرارداد فروش سلف، کشاورز را ملزم به تحویل مقدار مشخصی غله در زمان معینی در آینده میکند.
Definition of future forward - Reverso English Dictionary
Adjective
Spanish 1.
innovativefocused on future trends and innovationsUS
The company's future forward approach has led to groundbreaking products.
innovative progressive 2.
strategicplanning for long-term successUS
Their future forward strategy ensures they stay ahead of competitors.
strategic
تعریف آینده رو به جلو - فرهنگ لغت انگلیسی Reverso
صفت
اسپانیایی 1.
نوآورانه
متمرکز بر روندها و نوآوریهای آینده
ایالات متحده
رویکرد رو به جلوی آینده این شرکت منجر به تولید محصولات پیشگامانه شده است.
نوآورانه
مترقی 2.
برنامهریزی استراتژیک برای موفقیت بلندمدت
ایالات متحده
استراتژی رو به جلوی آینده آنها تضمین میکند که از رقبا جلوتر باشند.
استراتژیک
Expressions with future
no futuren.
lack of prospects or opportunities in life
He felt trapped in a town with no future.
rosy futuren.
future with positive and successful prospects
She believes in a rosy future for her business.
!no future inn.
lack of chance for success or progress
There is no future in cheating.
!the future looks brightexp.
things are expected to improve
With the new policies, the future looks bright for the company.
!what does the future holdexp.
wonder about future events or outcomes
I often wonder what does the future hold for us.
for the foreseeable futureadv.
until further notice or change
The store will be closed for the foreseeable future.
Expressions with forward
put forwardv.
propose or suggest for consideration
She put forward a new plan at the meeting.
pay forwardv.
repay kindness by helping someone else
After receiving help, she decided to pay forward.
move the ball forwardv.
make the ball go closer to the goal or target
The team worked together to move the ball forward.
best foot forwardn.
effort to make good impression
She put her best foot forward during the job interview.
!one step forward, two steps backexp.
a situation where progress is lost by greater setbacks
The project felt like one step forward, two steps back.
!move the needle forwardv.
cause a significant change or impact
Her speech moved the needle forward on the issue of climate change.
the car nosed forwardexp.
advance a vehicle carefully or cautiously ahead
The car nosed forward to avoid hitting the barrier.
one step forward, two steps backwardexp.
making progress but facing more setbacks
Every time we solve a problem, another arises, it's one step forward, two steps backward.
!pay it forwardv.
repay kindness to others instead of the original benefactor
After receiving help, he chose to pay it forward to others in need.
push oneself forwardv.
try hard to get noticed or gain advantage
He always tries to push himself forward at meetings.
عبارات مربوط به آینده
بدون آیندهn.
فقدان چشمانداز یا فرصت در زندگی
او احساس میکرد در شهری بدون آینده گیر افتاده است.
آینده روشنn.
آینده با چشماندازهای مثبت و موفق
او به آیندهای روشن برای کسب و کارش اعتقاد دارد.
!بدون مسافرخانه آینده.
فقدان شانس موفقیت یا پیشرفت
هیچ آیندهای در تقلب وجود ندارد.
!آینده روشن به نظر میرسدexp.
انتظار میرود اوضاع بهتر شود
با سیاستهای جدید، آینده برای شرکت روشن به نظر میرسد.
!آینده چه چیزی را در خود نگه میداردexp.
در مورد رویدادها یا نتایج آینده فکر میکنم
من اغلب فکر میکنم آینده چه چیزی را برای ما در بر دارد.
برای آینده قابل پیشبینیadv.
تا اطلاع ثانوی یا تغییر
فروشگاه برای آینده قابل پیشبینی تعطیل خواهد بود.
عبارات مربوط به جلو بردن
پیشنهاد دادنv.
پیشنهاد دادنv.
برای بررسی پیشنهاد دادن
او در جلسه طرح جدیدی ارائه داد.
پرداخت به جلوv.
با کمک به شخص دیگری، مهربانی را جبران کرد
پس از دریافت کمک، او تصمیم گرفت به جلو پرداخت کند.
حرکت دادن توپ به جلوv.
توپ را به هدف یا هدف نزدیکتر کردن
تیم با هم همکاری کردند تا توپ را به جلو حرکت دهند.
بهترین قدم به جلو
تلاش برای ایجاد تأثیر خوب
او در طول مصاحبه شغلی بهترین قدم خود را به جلو گذاشت.
!یک قدم به جلو، دو قدم به عقب
موقعیتی که پیشرفت با موانع بزرگتر از دست میرود
این پروژه مانند یک قدم به جلو، دو قدم به عقب احساس میشد.
!حرکت سوزن به جلو
v.
ایجاد یک تغییر یا تأثیر قابل توجه
سخنرانی او سوزن را در مورد مسئله تغییرات آب و هوایی به جلو حرکت داد.
ماشین با دماغه به جلو حرکت کرد
یک وسیله نقلیه را با دقت یا احتیاط به جلو حرکت داد
ماشین با دماغه به جلو حرکت کرد تا از برخورد به مانع جلوگیری کند.
یک قدم به جلو، دو قدم به عقب
پیشرفت میکند اما با موانع بیشتری روبرو میشود
هر بار که مشکلی را حل میکنیم، مشکل دیگری پیش میآید، یک قدم به جلو، دو قدم به عقب.
!پرداخت آن به جلو
v.
به جای نیکوکار اصلی، مهربانی را به دیگران جبران میکند
پس از دریافت کمک، او تصمیم گرفت آن را به دیگران که نیازمند هستند، پرداخت کند.
خود را به جلو هل دهد
v. سخت تلاش میکند تا مورد توجه قرار گیرد یا امتیازی کسب کند. او همیشه سعی میکند در جلسات خودش را جلو بیندازد.