بسم الله الرحمن الرحیم

جلسات مباحثه توحید صدوق قده-سال ۱۴۰۵

جلسه بعدفهرست جلسات توحید صدوق قده--فهرست همه بحث‌هاجلسه قبل
















جلسه بعدفهرست جلسات توحید صدوق قده--فهرست همه بحث‌هاجلسه قبل







****************
ارسال شده توسط:
سید حسین
Wednesday - 14/10/2026 - 17:57

سلام علیکم

ینبوع بودن و سنخیت: در بحث وجود اشاری و ینبوع بودن ذات خداوند متعال، وقتی که مثلا از لفظ علم برای اشاره استفاده می کنیم هر چند اصلا توصیف نمی کنیم اما بالاخره درک تناسب کرده ایم و این تناسب خبر از سنخیت کمالات الهی با کمالات مخلوقین می دهد هر چند سنخیت خیلی لطیفی باشد چرا که گویا کمالِ در ذات خدا را از جنس کمال های مخلوقات اما چیزی بیش از آن در نظر گرفته ایم که بصیر را مناسب اشاره به آن دیده ایم.

این با فرمایش هایی که در بحث لا بالممازجة داشتید که هر نوع سنخیت خیلی لطیف را هم باید کنار می گذاشتیم چطور جمع می شود؟ و با این روایت حضرت سیدالشهدا سلام الله علیه که در بحث صمد اشاره فرمودید:

وَ لَا كَمَا يَخْرُجُ الْأَشْيَاءُ اللَّطِيفَةُ مِنْ مَرَاكِزِهَا كَالْبَصَرِ مِنَ الْعَيْنِ وَ السَّمْعِ مِنَ الْأُذُنِ وَ الشَّمِّ مِنَ الْأَنْفِ وَ الذَّوْقِ مِنَ الْفَمِ‏  وَ الْكَلَامِ مِنَ اللِّسَانِ وَ الْمَعْرِفَةِ وَ التَّمَيُّزِ مِنَ الْقَلْبِ‏  وَ كَالنَّارِ مِنَ الْحَجَرِ لَا بَلْ هُوَ اللَّهُ الصَّمَدُ الَّذِي لَا مِنْ شَيْ‏ءٍ وَ لَا فِي شَيْ‏ءٍ وَ لَا عَلَى شَيْ‏ء

در فرمایشات آقا سید احمد کربلایی هم جدایی ذات از ما سواه واضح بود اما بالاخره ینبوع بودن در خودش گویا سنخیت را دارد.

جواب(اشاره به غیر ذات): یک جوابی برگرفته از روایات و فرمایشات استاد به ذهن می رسه که بگوییم حتی این اشاره هم حقیقتا به ذات نیست بلکه به ما دون ذات و  به غایتی است که برای امکان اشاره را دارد و الا نفس ذات اقدس خداوند حتی قابلیت اشاره نیز ندارد هر چند کاملا در نفس آن را می شناسیم که بر اساس این کلام دیگر تناسب اشارات با ذات و سنخیت لازم نیاید. این روایات ذیل به نظر بیان کننده این مطلب هستند:

  1. وَ اللَّهُ غَايَةُ مَنْ غَايَاهُ وَ الْمُغَيَّا غَيْرُ الْغَايَةِ وَ الْغَايَةُ مَوْصُوفَة

که ذات خداوند متعال را غیر از تمام غایات دانسته نه این که غایات به خداوند ختم بشود.(همان روایتی است که درس هم استاد مطرح کردند و حضرت سلام الله علیه در آخر می فرمایند هو التوحید الخالص البته این قسمت حدیث اختلاف نسخه دارد.)

  1. وَ لَكِنَّهُ اخْتَارَ لِنَفْسِهِ أَسْمَاءً لِغَيْرِهِ يَدْعُوهُ بِهَا لِأَنَّهُ إِذَا لَمْ يُدْعَ بِاسْمِهِ لَمْ يُعْرَفْ فَأَوَّلُ مَا اخْتَارَ لِنَفْسِهِ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ لِأَنَّهُ أَعْلَى الْأَشْيَاءِ كُلِّهَا فَمَعْنَاهُ اللَّهُ وَ اسْمُهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ هُوَ أَوَّلُ أَسْمَائِهِ عَلَا عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ.

علو خداوند متعال از همه چیز که به عبارتی همان ینبوعیت و فوق قرار گرفتن خداوند از همه چیز است که همه ی واقعیت ها و بستر های نفس الامری در ذیل و طول آن تعریف می شوند(الإسراء : 42 قُلْ لَوْ كانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَما يَقُولُونَ إِذاً لاَبْتَغَوْا إِلى‏ ذِي الْعَرْشِ سَبيلا که استاد از این آیه شریفه هم مطلب رو تببین کردند) باز غیر از خداوند متعال است.

و شاید بتوان گفت آن ینبوعی که مورد اشاره است که پشتوانه تمام اسماء و کمالات است این مطلب بیان شده در کلام امام صادق سلام الله علیه باشد:

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ اسْماً بِالْحُرُوفِ غَيْرَ مُتَصَوِّتٍ وَ بِاللَّفْظِ غَيْرَ مُنْطَقٍ وَ بِالشَّخْصِ غَيْرَ مُجَسَّدٍ وَ بِالتَّشْبِيهِ غَيْرَ مَوْصُوفٍ وَ بِاللَّوْنِ غَيْرَ مَصْبُوغٍ مَنْفِيٌّ عَنْهُ الْأَقْطَارُ مُبَعَّدٌ عَنْهُ الْحُدُودُ مَحْجُوبٌ عَنْهُ حِسُّ كُلِّ مُتَوَهِّمٍ مُسْتَتِرٌ «1» غَيْرُ مَسْتُورٍ فَجَعَلَهُ كَلِمَةً تَامَّة

یعنی تمام اشاره ها نهایتا به این اسم مستتر است که آن هم باز غیر از ذات خداوند متعال است.