آثار الحجة، ص 79
- مرحوم آیة الله العظمی حاج سید حسن جبل، املی صاحب اعيان الشيعه و مولفات دیگر که از مراجع عظام عصر ما در شامات و سوریا ولبنان بوده وصیت کمال و فضاش مستغنی از توصیف این حقیر است بقصد زیارت حضرت ثامن الحجج در سال ۱۳۵۳ هجری وارد ایران و در تهران مورد تجلیل دولت و ملت و شاه و رعیت گردیده و برای زیارت روضه فاطمیه و ملاقات آية الله حایری بقم آمده و مورد تجلیل و تعظیم و استقبال همگی و مخصوص آیة الله حایری و حوزه علمیه گشته بحدیکه مرحوم آیة الله حایری تا موقع توقف ایشان محل نماز خود را واگذار با نجناب کرده و نهایت پذیرایی را از این میهمان عزیز نموده است مرحوم آیة الله جبل عاملی از مردان بزرگ علم و تقوی زمان ما بوده و برای ایشان دو نوبت تشرف بحضور حضرت ولی عصر ار و احتالتراب مقدمه الغداء ورزقنا الله رؤيته در مکه معظمه حاصل شده که این نگارند و با يک واسطه مودن منی جناب عمدة الاخبار آقای حاج میرز اعلی حیدری تهرانی از آنجناب در حال حیات و بعد از وفانشان شنیدم غیر از چند نفر از علماء و موثقین دیگر که حکایت کردند. و خلاصه حکایت آن که از جناب
آثار الحجة، ص 80
حاج حیدری مذکور شنیدم از این قرار است.
فرمود در تهران از مرحوم حجة الاسلام والمسلمين حاج شیخ اسحق رشتی فرزند مرحوم آیة الله حاج میرزا حبیب الله رشتی از آنجناب شنیده و بعد در سفری که مشرف به مکه شده در مراجعت بشام آمده و خدمت ایشان مشرف شده کم و کیف آنرا پرسیدم فرمودند در زمان مرحوم شریف حسین آخرین حاکم شریف مکه و حجاز بمکه و مشرف شده و در ایام موسم حج وعرفات و منی متوجه بحضرت ولی عصر امام زمان حجة بن الحسن عجل الله له الفرج گردیده و اینکه بنا بر قاعده و استفاده از اخبار و احادیث همه ساله آنجناب بمکه مشرف و در میان حاج و معتمر اعمال و مناسک حج میگذارد حال شوق ملاقات حضرتش بر من دست داده و از خدا این توفیق را مسئلت نمودم و بسیار الحاح کردم و لکن ایام حج گذشت و این نعمت عظمی مرا روزی نشد پس تصمیم مراجعت بعراق و شام را نموده که بیایم و برای سال بعد باین منظور مشرف شوم سپس حساب آمدن و برگشتن را نمودم دیدم صرف نمی کند که باشتر و یا کشتی آمده و باز برای عام قابل مشرف شوم پس بنا را بر توقف گذارده و تا سال بعد ماندم و در سال بعد هم در ایام حج موفق نشدم تا سال سوم الی پنج سال یا ۷ سال در مکه ماندم تردید در مدت اقامتش از نگارنده است و در خلال این مدت با مرحوم شریف حسین مراوده مخصوصی پیدا نموده و در گاه و بیگاه بدون حاجب و مانعی بمنزل او وارد و او را ملاقات مینمودم تا در سال مزبور در ایام حج استار شریفه خانه کعبه را گرفته و گریه بسیاری نمودم از اینکه چرا تا کنون در این مدت همچو منیکه عالم و سید و از مخلصین دین و آنحضرتم موفق نشدم پس از گریه زیاد برای بی توفیقی حال تفرج و گردش در کوه های مکه بمن دست داده از مسجد الحرام بیرون آمده و از کوهی بالا رفتم چون بفراز کوه رسیدم در آنطرف کوه مرتع سبز و خرمی که هرگز مثل آنرا ندیده بودم نگریسته و تعجب کردم که در بیابان و وادی غیر دی زرع مکه این خضارت و چمن زار کجاست و چرا در این چند سال اینجا نیامده و این مکان را ندیده ام پس از فراز کوه بنشیب آمده و در میان آن چمن زار خیمه و چادر برا دیدم بطرف آن آمده که جویای آن سرزمین شوم دیدم جماعتی در میان خیمه نشسته و شخص بزرگواری برای آنها صحبت میکند باینجای مطلب او رسیده که میفرمود اولاد و ذراری جده ما حضرت فاطمه زهرا علیها السلام در موقع مردن تلقین ایمان و ولایت آنها شده و با دین حقه از دنیا میروند پس از صفای این کلمه سبزی و طراوت آن زمین مرا بخود مشغول متوجه شده وقتی برگشتم بخیمه بنگرم و
و آن اشخاص و آن بزرگوارا اثری از آن خیمه و مردم آن ندیده بطرف آن چمن زار متوجه شده از آن هم چیزی نیافتم خود را در پای کوه در بیابان گرم و سوزان و خشك مکه یافتم برخاستم و از کوم یالا آمده وارد مکه شده اوضاع مکه را طور دیگر دیدم مردم را دیدم با هم آهسته صحبت میکنند عسکرها را نگران دیدم پرسیدم گفتند احتضر الشريف يا الشريف محتضر بعجله بطرف منزل شریف آمده دیدم کسی را راه نمی دهند امام را که می شناختند مانع نشدند وارد شدم شریف را در حال سکرات دیدم و قضات و علماء چهار مذهب را در اطراف او نشسته و نزديك او پسر بزرگش منهم نزديك شريف نشستم ناگاه دیدم همان بزرگواری که در میان آن خیمه آن عبارت را فرمود برای آنجماعت از در وارد شده و بالای سر شریف نشست و باد فرمود قل اشهد ان لا اله الا الله گفت و فرمود قل اشهد ان محمد رسول الله (ص) و گفت و فرمود قل اشهدان علياً ولى الله وخليفة رسوله گفت و فرمود قل اشهد ان الحسن حجة الله گفت و فرمود قل اشهد ان الحسین تا اینکه فرمود قل اشهد انك حجة بن الحسن حجة الله و گفت پس از جا برخاسته و بیرون رفت من که تا آنساعت که گویا از خود رفته بودم بخود آمده دیدم شریف در آخرین کلام اقرار مرده است در این هنگام علما، چهار مذهب رو بهم نموده و گفتند (ان الرجل ليهجر ) شریف هذیان می گوید پس پسر شریف گفت بلی از پدرم شنیدم که میگفت هر يك از پدران من که میخواستند بمیرند در موقع مردنشان همین هذیانها را گفته اند
پس خوشحال شدم که خدای متعال مرا بی نصیب نگذارد و با این کیفیت دو بار آنحضرت را ملاقات کردم مرحوم آیة الله حاج سید حسن جبل عاملی در سال ۱۳۷۱ق در شام از دنیا رفته اعلى الله مقامه و انار الله برهانه