بسم الله الرحمن الرحیم
سردار سرلشکر باقري-قبول قطعنامه 598 به خاطر یک نامه نبود-نکات مهم
قبول قطعنامه و پایان جنگ ایران و عراق(1400 - 1408 هـ = 1359 - 1367 ش = 1980 - 1988 م)
عملیاتهای جنگ
آية اللَّه السيد روح الله الموسوي الخميني(1320 - 1409 هـ = 1902 - 1989 م)
اعلان جمهوري اسلامي ايران(1399 هـ = 1358 = 1979 م)
جنگ ایران و عراق(1400 - 1408 هـ = 1359 - 1367 ش = 1980 - 1988 م)
فتح خرمشهر و پس از آن
شرح ماجرای مکفارلین-ایران کنترا-ایرانگیت(1406 هـ = 1365 ش = 1986 م)
نامه محرمانه حضرت امام خمینی(ره) به مسئولان نظام در خصوص قطعنامه 598 + اسناد
منشور روحانیت-۳ اسفند ۶۷
سخنرانی پس از ۱۹ دی-مدرس-شیخ الرئیس-ابن سینا-ترس از گاو-شاخ-سلاح-عقل
قاتلوهم حتی لا تکون فتنة-تا پیروزی-تا رفع فتنة
*******************
بین {} در خبرگزاری فارس نیامده و از کلیپ آپارات از اینجا اضافه شده:
خبرگزاری فارس-بازخوانی|سردار باقری: قشرینگری است اگر فکر کنیم امام با دو خط نامه دیگران قطعنامه را پذیرفت
۴ مهر ۱۳۹۹
معاون ستاد کل نیروهای مسلح گفت: این قشری نگری است که بگوییم فلان شخص دو خط نامه نوشت و حضرت امام (ره) نیز در پی آن اقدام به پذیرش قطعنامه کردند، این مطلب با عقل سازگار نیست.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس، رهبر معظم انقلاب اسلامی اخیرا در ارتباط تصویری با مراسم تکریم و تجلیل از پیشکسوتان دفاع مقدس و مقاومت، به بیان نکاتی درباره پذیرش قطعنامه 598 پرداختند و دفاع مقدس را از ابتدا تا انتها یکی از «عقلانیترین و مدبرانهترین حرکات ملت ایران» برشمردند و گفتند:
برخیها تلاش دارند تا با استناد به خطایی که در یک جمعی صورت گرفته، دفاع مقدس را به بیتدبیری متهم کنند، در حالیکه این دفاع از همان شروع کار یعنی همکاری ارتش و سپاه و انتخاب تاکتیکهای مبتکرانه و شجاعانه و انجام اقدامات بزرگ و شگفتآور در عملیاتها تا پایان جنگ و قبول قطعنامه، همه مبتنی بر عقلانیت و تدبیر بود.
این بیانات که برداشتهای مختلفی هم از آن صورت گرفت در روزهای اخیر مورد توجه بسیاری از رسانهها قرار گرفته است.
بر همین اساس سرلشکر محمد باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و معاون وقت این ستاد در سال ۱۳۹۳ به مناسبت هفته دفاع مقدس در برنامه شناسنامه به بیان مطالبی پرداخت که به با توجه به بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب، به بازخوانی بخشی از سخنان وی در این برنامه پرداختیم:
به نظر من قطعنامه ۵۹۸ در تیر ماه ۶۷ پذیرفته نشد و سابقه آن به 3-2 سال قبل از آن باز می گردد؛ هنگامی که پشتیبانی لازم از رزمنده ها در جبهه صورت نگیرد یا باید نشست و شاهد انهدام کشور بود یا باید برای خاتمه جنگ تصمیم گرفت؛ این قشری نگری است که بگوییم فلان شخص دو خط نامه نوشت {برای حضرت امام} و گفت اگر فلان کارها را نکنید نمیشود جنگید و حضرت امام (ره) نیز در پی آن اقدام به پذیرش قطعنامه کردند این مطلب با عقل سازگار نیست.
از سال ۶۵-۶۴ ضعف های ساختاری، زیر ساختی و اساسی ما در جنگ هویدا بود. قبل هم بود ولی دیگر عراقی ها به جایی رسیدند که به شدت قوی شدند؛ اتفاق فاو افتاد و عراق خطر را به جدیت احساس کردند، همه به حمایت از صدام برخواستند؛ اطلاعات موجود است میزان تسلیحات و کمک هایی که به عراق در سال های ۶۵-۶۴ شد قابل قیاس با گذشته نیست. عراقی ها با ۴۰۰ هواپیما و ۱۲ لشگر زمینی جنگ را آغاز کردند، این ۴۰۰ هواپیما در طول جنگ ساقط شد و ۱۲ لشگر منهدم گشت. من مسئول شمارش این ها بودم. ولیکن در روزی که ما قطعنامه را پذیرفتیم عراق ۷۰۰ هواپیمای روز دنیا را داشت و دارای ۵۶ لشگر بود. یک میلیون رزمنده داشت. ما با یک ارتش قدرتمند این گونه مواجه بودیم.
در مقابل چنین ارتش قدرتمندی ۸ ما در گرو ۹ بود؛ حضرت امام (ره) اعلام می کردند جنگ جنگ تا پیروزی {حضرت امام میفرمودند جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم، تا این حد}، آیا بدنه کشور به این نحو از جنگ پشتیبانی می کردند؟ و آیا جنگ به این نحو ادامه پذیر بود؟
حوادثی که در بهار ۶۷ اتفاق افتاد و بسیاری از سرزمین هایی که در طول جنگ موفق به تصرف آن ها شده بودیم را دشمن باز پس گرفت، از جمله اتفاقاتی بود که برای آن تصمیم گرفته می شد؛ دشمن تا نزدیکی اهواز آمد و باید برای جنگ تصمیم گرفته می شد ما برای مقابله با سلاح های پیشرفته شیمیایی عراقی ها حتی ماسک به درد بخور نداشتیم؛ آن ماسک های موجود که در فیلم ها است نیز از بین ۱۵ عامل شیمیایی پاسخگوی ۳-۲ عامل بود؛ آن ماسک ها به درد گاز اشک آور می خورد؛ وقتی گاز اعصاب می زدند این ماسک ها عمل نمی کرد؛ بچه های ما همانند برگ خزان می ریختند؛ باید برای این اتفاقات تصمیم گیری می شد.
{و این جاری است در طول زمان جاری است یعنی اگر میخواهیم که روزی مجبور به قبول قطعنامهای نشویم باید قدرتمند بشویم، ما در منطقهای و بین قدرتهایی زندگی میکنیم که اگر قوی نباشیم حتما پایمال میشویم....پذیرش قطعنامه یک همچین داستانی است، نه میشود کسی را متهم کرد...باید بهتر از این بدنه دولت ما و بدنه کشور ما بهتر از این از جنگ دفاع میکرد تا به آن روز نرسیم، بسیار برای ما تلخ بود، خیلی از ما ها آرزو میکردیم که کاش زنده نمیماندیم و آن روز را نمیدیدیم اما حد اقل برای سطح راهبردی جنگ روشن بود که تصمیمی غیر آن نمیشود گرفت و تصمیم عاقلانهای بود و در آن تیرماه ۶۷ کاری غیر از آن نمیشد کرد ولی باید چاره را قبل از آن میکردیم}.
توضیحات آقای حسن رفاهی فرد صاحب کانال منتظرین جان جهان، فرستاده شده در ایتا برای آقای حسین س:
این تفکر کاملا خلاف است
اینها معتقد بودند که دولتِ موسوی بودجه در اختیار ما نمی گذارد
وهمین امر است که ما نمی توانیم کار را جلو ببریم
در حالی که دروغ محض است
بودجه اسکادبی را از صلا از سپاه جدا کردند و در اختیار جماران گذاشتند
از طرف دیگر تمام واحدهای ریخته گری وماشین کاری صنایع سنگین که وزارتش را آقای بهزاد نبوی داشت
تمام وکمال در اختیار سپاه بود برای تولید مهمات
از طرف دیگر شکستهای مکرر در مکرر باعث خستگی مردم و رزمنده ها شده بود .
اصلا پولی نبود که به سپاه داده شود .
اصلا موسوی کاره ای نبود که بخواهد بودجه باشد ونداد
آن موقع که بنیانگذار از موسوی دفاع کرد وبعدا به مخالفین اش گفت :
شما توان اداره کردن یک نانوایی را هم ندارید .
البته رضایی دنبال این بود که دولت را هم در اختیار بگیرد
که بنیانگذار مخالفت کرد .
خداوند امثال این افراد را رحمت نماید
چون بسیار متوهم وبعضا غرورهای خاصی داشتند
واهل سوء برداشت بودند
برادرش اینگونه نبود وبادیگر فرماندهان مثل همت ؛ باکری ؛ رستگار
و....
با رضایی مشکل وموضع داشتند
منتهی بعضی ها مطرح نمی کردند ولی برخی در علن و خصوصی
شخص رضایی را دروغگو خطاب می کردند .ودر آن جلسه هم
دوخط نبود
یک لیست بلند بالا بود .
بهتر است از رضایی که هنوز زنده است
پرسیده شود در آن ۴۰۰ صفحه چه گزارِتی نی داده به جماران
که جماران فکر می کرده پیروزی نزدیک است
مگر میشود یک رهبر بگوید تا ۲ - ۳ روز من مثل گذشته فکر می کردم
ولی اکنون ......
قضایا مشخص است ودیگر با موج سواری نمیتوان ادامه داد .
راستی آزمایی مقوله ای است که در بیت بزرگان اصلا وجود ندارد .
یعنی یک عده ای که دورشان هستند ونوعا متملق هستند
ملاک است وهمینکه فردی کوچکترین زا یه ویا حرفی بزند
سریع تر از آنکه فکر کند
دودمانش برچیده میشود.
قضیه هسته ای هم دقیقا همین طور است
اشکال دیگر آنکه خودِ شما اگر خدای نکرده بچه تان مریض شود
هرگز نزد دکتر ولایتی که دکترای کودکان دارد نمی برید
چطور است که رهبری در موضوعات هسته ای آنقدر جلو می رود وحرفهای غیر علمی
میزند
ورنگ وبوی ایدئولوژیک می دهد که دیگر هرکه هر حرفی بزند سریع مارک می خورد .
رهبری در خیلی زمینه ها دخالت کرد ونظر داد وباعث خرابکاری شد
وبنیانگذار اینگونه نبود .
خداوند همه شان را بیامرزد و در روز قیامت
بتوانند سوالات مردم را جواب بدهند
این دوران می گذرد
ولی قیامت ماندگار است .
آن جریان فردی که پیامبر به مادرش توصیه کرد و در تشییع پسرش شرکت کرده بود قابل تامل فراوانی است .
ویا آن قضیه ای که امام معصوم به زیدیه گفتند :
چرا فلانی را دفن کردید ؛ می باید با جسم سنگینی در آب غرق اش می کردید
جمله بعدی ِ امام مهم است ؛
شما که چنین حکم ساده ای را نمی دانستید
چطور میخواستید حکومت را بگیرید وبعدا تحویل منِ معصوم بدهید .
واکاوی در اندیشه های زیدیه ؛ سید قطب ؛ صفویه
بسیار قابل تامل است
تا عمر باقی است این ژرف نگری را از دست ندهید
خصوصا روایات موثق در مورد نحله زیدیه و کیسانیه
بسیار کار ساز است .
وبه روزنامه کیهان هم توجه نداشته باشید
موفق وپایدار
حقیر علم غیب ندارم ولی زهر ۲ در راه است اینبار با مارش پیروزی و حضور مردم پرچم به دست در خیابان ها .
آقایان بلدند چه جوری راهنما به چپ بزنند ولی ماشین را به سمت راست حرکت دهند .
نوعا دوران مشروطه را حفظ اند وبه این راحتی وِل کن ماجرا نیستند
خصوصا اینکه پرچم را میخواهند تحویل دهند و حفظ نظام از اوجب واجبات است وآن کلام سخیف که حفظ نظام بالاتر است از حفظ .....
......
......
آن موقع که بنیانگذاردر جواب اینکه شعار جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالَم بنا به نظر شما برداشت از آیه ۳۹ / انفال
نابجاست ؛
گفتند :
این مسائل شهودی است
حقیر یقین پیدا کردم که فقه جعفری تفاوت دارد با صوفی گری و عرفان ابن عربی .
خداوند ایشان وهمه مارا غریق رحمت اش نماید .
هنوز که هنوز است چوب این اظهارات شاذ و غیر معصوم را داریم می خوریم .
نکته دیگر اینکه بعد از فتح خرمشهر بنیانگذار به ورود به خاک عراق اعتقاد نداشتند
این نحله رضایی بود که با توهمات اش
می خواست از جنوب بصره را بگیرد و از غرب
بغداد را
وعملا بعد از خرمشهر هرچه عملیات کردیم یا ناموفق بود ویا دوباره عراق پس گرفت از جمله فاو .
نگفتن کاملِ حقایق نوعی ...... است
البته در همین دنیا هم روزی آشکار خواهد شد .
صبر کوچک خدا ۴۰ سال است
این یک مثال عامیانه است
ومثال درستی است .
نمونه بارزش خلخالی است
و.....
اینها هم چون با عنوان شهید در جامعه معروف شده اند
مقدس شده اند ولی کار خداوند به گونه دیگری است .
نمیشود که هزار هزار کشته شوند بعد بگویی این عملیات فریب بوده ویا هزاران کشته بدهی وبعد بگویی این والفجر مقدماتی بود ه
بهرحال روزی همه این مسائل رو خواهد شد
بگویی نقطه زن داریم که آمریکا را هم میتوان زد
بعد در عمل ببینیم که به جای نقطه زن
حجم آتش داری
یعنی مثلا ۱۵تا باید بزنی آنوقت یکی از آنها به هدف مورد نظر بخورد .
کشته شدن وزیر اط قابل تامل است
ویا هنییه ویا حکیم در عراق ویا پیجرها در لبنان ویا انفجار سوله حسن مقدم با تمام افراد وتجهیزات
همه اینها نقطه زنی است با رعایت مسائل الکترونیکی به جای مکانیکی .
به حسن مقدم گفتم :. روز قیامت باید جواب بدهی که نبود آنچه که می گویی هست .
ایشان هم خیلی متوهم والبته ارادتمند حضرت زهرا بودند ونماز شب اش در حد یکی دوساعت بود در اوج کار وفعالیت
ولی این هستی مستقل از ذهن ما به اراده وعلم خداوند است
ونَه غیر
حتی ائمه اطهار علیهم السلام که خلقت نورانی داشته اند
مخلوق خداوند هستند .
این نکته را خیلی ها وجدان نکرده اند و چار نوعی خودشیفتگی شده اند .
💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔
⁉️ برخی از مشاهیر و بزرگان این سرزمین در روز قیامت و در محضر الهی چه پاسخی خواهندداشت؟!
🗒️ برگی از تاریخ خاطرات" ابراهیم یزدیِ" ( اولین وزیر امور خارجه نظام ج.ا.ا )
《راستی آزمایی شده 》
➖ در سال ١٣٧١ که به ایران آمدهبودم به دیدن مرحوم مهندس بازرگان رفتم و صحبت از جنگ ایران و عراق شد. از ایشان پرسیدم؟
آیا واقعاً نمیشد از وقوع این جنگ پیشگیریکرد؟! مهندس خاطرهی تلخ و ناراحتکنندهای را در این زمینه نقلکردند که دانستن آن برای مردم ایران و آیندگان و قضاوت، خالی از لطف نیست:
پنج(۵) ماه قبل ازحملهی "صدّام حسین" به ایران، چندین بار در سخنرانیها از جمله در ٣٠ فروردین ١٣۵٩ تیتر بزرگ صفحهی اوّل روزنامهی کیهان این بود:
“امام ارتش عراق را به قیام علیه صدام حسین دعوتکرد”!
در اوایل اردیبهشت ١٣۵٩ شورای انقلاب از من خواستند برای رسیدگی به مسئلهی مهمّی جلسهی شورا را تشکیلدهیم، وقتی به جلسه رفتم دیدم آقای "دعایی" ،سفیر ایران در عراق، نیز در جلسه حضور دارد.
گفتند آقای دعایی گزارشی دارند. آقای دعایی گفت:
در چند ماه اخیر هر چند روز یک بار مرا به وزارت امور خارجهی عراق احضار و با ارایهی مدارک زیادی به تلاش و کوشش رهبر ایران برای اخلال و ایجاد تفرقه و آشفتگی در عراق اعتراضمیکنند، امّا هفتهی گذشته "صدّام حسین" خودش مرا احضارکرد و پس از اعتراض شدید نسبت به دخالتها و تهدیدها گفت:
دیگر این وضع برای من و مردم عراق قابل تحمّل نیست، شما بروید تهران و به آقای خمینی( بنیانگذار ج.ا.ا) بگویید :
من اوّلین دولتی بودم که جمهوری اسلامی را تأيید و به رسمیّت شناختم. اگر مایلند خودِ من(صدّام) شخصاً به ایران میآیم تا با مذاکره اختلافات را حلکنیم و اگر مایل نیستند با من مذاکرهکنند یک هیأت عالی رتبه به ایران میفرستم و یا شما یک هیأت برای مذاکره به عراق بفرستید تا اختلافات حل شود چون در صورت ادامهی این وضع در عراق بحران به وجود میآید و مطمئن باشید که ناگزیر به ایران حمله نظامی خواهمکرد.
شورای انقلاب تصمیممیگیرد که آقای "دعایی" به همراه مهندس بازرگان و دکتر بهشتی برای تعیین تکلیف به دیدار رهبر انقلاب بروند
در این دیدار، ابتدا آقای دعایی شرح کامل ماجرا و تهدید صدّام را بیانمیکند و بنیانگذار ج.ا.ا در پاسخ به او میگویند:
محلّش نگذارید!
سپس مهندس بازرگان به استدلال میپردازد که باید توجّهکرد که امروز موقعیّت ما در جهان به علّت انقلاب چندان مطلوب نیست و اگر گرفتار جنگ شویم همه از طرف مقابل حمایت خواهندکرد، از این گذشته وضعیّت ارتش به علّت اعدامهای بسیاری از فرماندهان ارشد آن، خوب نیست و به کلّی فاقد روحیّهی لازم برای جنگیدن است و سلاحهای ما هم همه آمریکایی است؛ بنابراین منطقی و واجب است از وقوع هر گونه جنگ احتمالی پیشگیریکنیم.
این به نفع ملّت ماست و باید چهرهی واقعی اسلام را در منطقه به جهان نمایشدهیم تا مردم دنیا بدانند که جنگ طلب نیستیم.
رهبر انقلاب( بنیانگذار ج.ا.ا) محکم و صریح دوباره می گویند:
گفتم که محلّش نگذارید. ارتش عراق باید علیه صدّام قیامکند.
مجدّدا دکتر بهشتی شروع به استدلالمیکند که بنیانگذار ج.ا.ا تحمّلنمیکنند و از جای خود برمیخیزند و برای بار سوم میگویند:
گفتم که محلّش نگذارید 👈🏻ما انقلاب را باید صادرکنیم به هر قیمتی که باشد (راه قدس از کربلا میگذرد!)👉🏻 و به طرف در حرکت میکنند، آقای دعایی که خیلی ناراحتشدهبود، میگوید: آقا من دیگه نمیتوانم به بغداد بروم.
بنیانگذار ج.ا.ا پس از درنگ و تأمل کوتاهی با پرخاشگری و عصبانیّت رویش را به طرف آقای دعایی برگردانده؛ میگویند:
👈🏻وظیفه و تکلیف شرعی است👉🏻 به تو میگویم که باید بروی و نباید محلّش بگذاری!
این را گفنند و بدون این که منتظر پاسخ شوند از اتاق بیرونرفتند ...
در مسیر بازگشت به شورای انقلاب آقای دعایی در حالی که گریهمیکرد، میگوید:
به خدا قسم او(صدام) حملهخواهدکرد و هیچ کس کاری نمیتواند بکند!
مدّتی بعد؛ عراق به ایران حملهکرد.
و 👈🏻اسمش را گذاشتن «جنگ تحمیلی» ! در صورتی که جنگ را ما به صدّام .......کردیم و او ناچار برای........ نظام و حاکمیّت عراق مجبور به حمله شد👉🏻.
بعد از 🩸کشته و زخمیشدن نزدیک به یک میلیون ایرانی🩸 و خسارت بیش از صدها میلیارد دلار و ویرانی شهرها و شهید شدن پدران و فرزندان هر دو طرف و نوشیدن جام زهر بنیانگذار ج.ا.ا اشاره داشتند به اینکه:
“جنگ یک نعمت بود”...
سردار سرلشکر باقري-قبول قطعنامه 598 به خاطر یک نامه نبود-نکات مهم