سال بعدالفهرستسال قبل

بسم الله الرحمن الرحیم

آیة الله السید مصطفی الخمینی(1349 - 1397 هـ = 1931 - 1977 م)

آیة الله السید مصطفی الخمینی(1349 - 1397 هـ = 1931 - 1977 م)
شرح حال آية اللَّه السيد روح الله الموسوي الخميني(1320 - 1409 هـ = 1902 - 1989 م)
شرح حال السید أحمد المصطفوي الخمیني(1364 - 1414 هـ = 1945 - 1994 م)
بحث قراءات-تفسير القرآن الكريم(الخميني)
ولايت فقيه
کتاب ولایت فقیه-جلسات نجف-
کتاب ولاية الفقيه للسيد مصطفى الخميني
إنّما البحث حول سؤال و نكتة-کتاب ولاية الفقيه للسيد مصطفى الخميني





سید مصطفی خمینی-ویکی‌شیعه

سید مصطفی خمینی از فقیهان شیعه و فعالان انقلاب اسلامی ایران
اطلاعات فردی
تاریخ تولد ۲۱ آذر سال ۱۳۰۹ش
زادگاه قم
تاریخ وفات ۱ آبان سال ۱۳۵۶ش
محل دفن حرم امام علی(ع)
شهر وفات نجف
خویشاوندان
سرشناس امام خمینی، سید مرتضی پسندیده، سید احمد خمینی
اطلاعات علمی
استادان محمد صدوقی • مهدی حائری یزدی • سید رضا صدر • سید محمدحسین طباطبائی • سید ابوالحسن رفیعی قزوینی • سید حسین طباطبایی بروجردی
محل تحصیل قم • نجف
تألیفات تفسیر القرآن الکریم • تحریرات فی الاصول • تعلیقات علی الحکمة المتعالیة و ...
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی
سیاسی مبارزه علیه حکومت پهلوی • حمایت از جنبش آزادی‌بخش فلسطین


سید مصطفی خمینی (۱۳۰۹-۱۳۵۶ش) از مجتهدان و فقیهان شیعه و فعالان انقلاب اسلامی ایران. او فرزند ارشد امام خمینی بنیان‌گذار جمهوری اسلامی است. او از ابتدای حرکت امام خمینی علیه حکومت پهلوی، وارد فعالیت‌های سیاسی شد و مدتی پس از دستگیری و تبعید پدرش، او نیز به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ایران به دست ساواک دستگیر و به ترکیه و سپس به همراه پدرش به عراق تبعید شد. نگاه سیاسی وی از جمله حمایت از جنبش آزادی‌بخش فلسطین و نیز رویکرد نقادانۀ علمی او در زمینۀ علوم اسلامی، جایگاه قابل توجهی را در حوزه علمیه نجف برای او رقم زد. مصطفی خمینی آثار متعددی در فقه، اصول و تفسیر نگاشته است. تفسیر القرآن الکریم، تحریرات فی الاصول و تعلیقات علی الحکمة المتعالیة از آثار اوست. او داماد مرتضی حائری یزدی است. مصطفی خمینی در ۴۷ سالگی درگذشت. مزارش در حرم امیرالمومنین است.
تولد و تحصیلات و خانواده

سید مصطفی خمینی، ۲۱ آذر سال ۱۳۰۹ش در قم متولد شد[۱] و تحصیلات دورۀ ابتدایی را در همان جا به پایان برد.[۲]

از ۱۵ سالگی، تحصیل در حوزه علمیه قم را آغاز کرد. در مدتی کمتر از شش سال، دوره‌های مقدماتی و سطح را به پایان برد و در سال ۱۳۳۰ش، مشغول به فراگیری درس خارج شد.[۳]

او در دورۀ سطح، نزد استادانی چون محمدجواد اصفهانی، شهید صدوقی، مهدی حائری، فقه و اصول را فراگرفت و هم‌زمان به فراگیری فلسفه نزد سید رضا صدر و شرح منظومۀ حکیم سبزواری نزد محمد فکور یزدی پرداخت. سپس به فرا گیری اسفار نزد سید ابوالحسن رفیعی قزوینی و علامه طباطبایی پرداخت[۴]

سید حسین بروجردی، سید محمد محقق داماد و امام خمینی، استادان سید مصطفی در درس خارج فقه و اصول بودند.[۵] او در ۲۷ سالگی به اجتهاد رسید.[۶] سید مصطفی خمینی زمانی که به همراه پدرش به نجف اشرف تبعید شد در حوزه علمیه نجف، با وجود اینکه قبلاً مدارج علمی را طی کرده بود، در درس استادانی چون آیات سید محسن حکیم، محمد باقر زنجانی، سید محمود حسینی شاهرودی و سید ابوالقاسم خویی حاضر می‌شد.[۷]

سید مصطفی خمینی به مسائل اخلاقی و عرفانی نیز توجه داشت و مدتی نیز شاگرد سید هاشم حداد بود.[۸]

سید مصطفی خمینی در سال ۱۳۳۳ش و در ۲۴ سالگی با دختر مرتضی حائری یزدی ازدواج کرد. حاصل این ازدواج یک دختر و یک پسر با نام‌های مریم و حسین بود. مریم پزشک است و در سوئیس زندگی می‌کند. سید حسین خمینی از نظر سیاسی دیدگاه متفاوتی به انقلابی‌ها داشت و از حامیان بنی‌صدر و مجاهدین خلق محسوب می‌شد. وی به عراق و آمریکا سفر کرد و در سال‌های اخیر به ایران بازگشت و در قم ساکن شد.[۹]



****************
💥با نشست و برخاست با دشمنان مرحوم امام ، آن‌ها را جذب، و مرید امام می‌کرد!

🔹مرحوم حاج آقا مصطفی {خمینی} روش و رویّه‌ای در نجف داشتند که اکثراً متوجه نبودند و آن این بود که تمام یا اکثر دوستان ایشان از مخالفین امام بودند!
🔸همه ماها این را ایراد می‌دانستیم و می‌گفتیم: ایشان با این اخلاص و ارادتی که به امام دارند چطور با این‌ها نشست و برخاست دارند؟! این‌ها به امام اهانت می‌کنند! این‌ها به امام فحش می‌دهند! این‌ها امام را مسخره می‌کنند! حال چطور ایشان با این‌ها همنشین است؟!
سوری، نهاری، شامی با هم هستند می‌گویند و می‌خندند. وقتی آن‌ها برای امام جوک می‌گویند، خود حاج آقا مصطفی هم یکی اضافه می‌کنند مثلا با این عبارت: "قربون جدش برم!

🔹مرحوم شیخ نصرالله خلخالی- مسئول امور مالی امام- که در بعضی از جلسات حضور داشت خیلی ناراحت بود، ایشان به حاج آقا مصطفی می‌گفت: اگر پدرت یک دشمن داشته باشد، تو برایش کفایت می‌کنی! این کارها چیه؟! خلاصه خیلی عصبانی می‌شد.

🔸حاج آقا مصطفی باشنیدن این حرف‌ها می‌خندیدند!
 شیخ نصرالله مُسِن بود و حاج آقا مصطفی گاهی سر به‌ سرش می‌گذاشت.

🔹بعدها ما فهمیدیم که حاج آقا مصطفی چه در سر داشت. زمانی همه آن‌هایی که به امام فحش می‌دادند، توهین می‌کردند، همه آنها یکی یکی به درس امام آمدند!

🔻 تازه ما فهمیدیم سیاستی که حاج آقا مصطفی اعمال می‌کردند چه بود.اولاً این‌ها را کنترل می‌کردند، با خبر می‌شدند که پشت سر امام چه خبر است و احتمالاً به امام می‌رساند و ثانیاً اعتماد این‌ها را جلب می‌کرد. آن‌ها کم کم به درس امام آمدند.همان‌ها که در اعلمیت امام تردید می‌کردند، آمدند درس امام، و شدند مرید امام، یعنی خالص‌ترین و بهترین مریدهای امام همین‌ها بودند که حاج آقا مصطفی با این سیاستش، آن‌ها را جذب کردند!

🌐پرتال امام خمینی، ۹۶/۸/۱۴، گفتگو با مرحوم آیت الله #عمید_زنجانی.

#خاطرات_علما

⁣🌹کشکول ناب حوزوی👇
🌸 @kashkolenab






*********************

سیدحسن خمینی: منشا مشروعیت حکومت رای ملت است ولایت مطلقه فقیه نمی‌تواند قانون اساسی را تعطیل کند

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران-- در گفت‌وگو با «آگاهی نو»؛
سیدحسن خمینی: منشا مشروعیت حکومت رای ملت است ولایت مطلقه فقیه نمی‌تواند قانون اساسی را تعطیل کند مطلقه بودن ولایت فقیه نسبت به احکام اولیه شرع است نه قانون اساسی

سیدحسن خمینی درباره تأکید امام در مصاحبه‌هایشان در پاریس بر نظام جمهوری تصریح کرد: واقعیت این است که اگر هر کس آن مقطع زمانی را رصد کند، هرچه امام می‌گفتند مردم قبول می‌کردند. حداکثر ۹۸ درصد رأی آری به جمهوری اسلامی می‌شد ۹۷ درصد. یعنی اگر امام همان موقع می‌گفتند خلافت اسلامی، همه می‌گفتند همان درست است.

یادگار امام گفت: قید «اطلاق» برای ولایت فقیه بعد از انقلاب ایجاد شد که آن هم به خاطر موانع پیدایش حکومت است. قید اطلاق، قید مترقی ولایت فقیه است. ولایت فقیه نسبت به احکام اولیه اسلام مطلق است، نه نسبت به قانون اساسی. به نسبت احکام اولیه یعنی فقیه اگر فردا صبح احساس کرد که به نفع جامعه اسلامی است که این مسجد را خراب کند، می‌تواند این کار را انجام بدهد، ولی برخی نسبت به سایر بندهای قانون اساسی این را بیان می‌کنند.

حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در گفت‌وگو با شماره نوروزی مجله «آگاهی نو» با بیان اینکه «مشروعیت حاکم برگرفته از رأی مردم است»، افزود: ولایت مطلقه فقیه اما بند اکثریت را در قانون اساسی نمی‌تواند تعطیل کند . ممکن است بنا به مصلحت بندی تعطیل شود، غیر از بند دین و اکثریت. چون اگر این دو بند را حذف کند خودش غیرمشروع می‌شود. این حرف جدیدی نیست و من بیست سال است دارم می‌گویم. این دو بند را نمی‌تواند چون این دو بند در طول خودش است. حذف آن باعث می‌شود پارادوکسیکال خودش را نقض ‌کند.

وی افزود: فقیهی که فقه دارد نمی‌تواند بگوید من علیرغم اینکه الان فقه ندارم حاکم هستم. نمی‌تواند بگوید علیرغم اینکه اکثریت ندارم می‌توانم رأی را ملغی کنم. این را هم نمی‌تواند، ولی سایر بندها مثل احکام اولیه را می‌تواند. یعنی قید اطلاق در قانون اساسی در مقابل احکام اولیه است. یک مقطعی شورای نگهبان بر سر بلیت اتوبوس، قانون کار، زمین شهری و این موارد که پیش آمد، نظراتی داشت و آن‌ها می‌گفتند با این سیر و چارچوب نمی‌شود چنین یا چنان تصمیمی گرفت. همه این‌ها اشکال دارد. امام گفتند فقیه می‌تواند. گفتند در انفال نمی‌شود. حتی واژه‌هایی که به کار رفته تماماً ترمینولوژی‌های نو دارد. استفاده از واژه ابزار تولید ترمینولوژی جدید و متعلق به دوران معاصر است. 

سیدحسن خمینی در این مصاحبه که به مناسبت اکران مستند «احمد» و در سالروز درگذشت مرحوم حاج سید احمد خمینی انجام شد، گفت: من حاج احمدآقا را مشاور امام می‌دانم. هیچ وقت کارهای مشاور متعلق به خودش نیست و متعلق به خودش هم هست. یعنی شما نمی‌توانید بگویید این کار امام و یا حاج احمدآقا است. من در این فیلم هم گفته‌ام. نه از باب اینکه کار حاج احمدآقا نیست یا هست، برای اینکه بالاخره هر مشاوری، نظرات مشاوره‌ای خودش را می‌دهد، ولی نهایتاً‌ تصمیم‌گیر است که یا قبول می‌کند یا قبول نمی‌کند. مشاور بی‌تأثیر نیست، ولی همه چیز متعلق به کسی است که مشاوره را می‌گیرد. ورود کشور به فاز مسلحانه نتیجه‌اش شکوفا شدن جریان تحجّر است. این که نگذاشت جریان تحجّر به اوج شکوفایی برسد و بلکه سریع آن را قطع کرد، کار بزرگ امام است. یعنی اگر ایشان نبود آن زمان یک حکومت اسلامی تند بوجود می‌آمد و شاید هم اینجا نقش حاج احمدآقا خیلی پررنگ است.

او در پاسخ به سؤالی درباره تفاوت خط مشی دو برادر، سیدمصطفی و سیداحمد خمینی و تأثیر آن بر روند انقلاب اظهار داشت: تفاوت هست، اما اینکه تا چه اندازه باشد را من نمی‌دانم. یعنی حتماً حاج آقا مصطفی سنتی‌تر فکر می‌کرده، اگر نگوییم گرایشات روشنفکرانه-که واژه بی‌تعریفی است- تلقی ما این است که حاج احمدآقا به نحو جدیدتری به مسائل نگاه می‌کرده است و حتماً گرایش‌های فردی حاج آقا مصطفی بر امام تأثیر داشته است. حدس من این است که اتفاقات انقلاب به گونه‌ای شتابان و به گونه‌ای سهمگین است که اگر حاج آقا مصطفی هم بود انقلاب می‌شد، ممکن است اتفاقات دیگری می‌افتاد. من می‌توانم بگویم اگر حاج‌آقا مصطفی بود پیشنهاد پاریس را نمی‌داد، ولی شاید بدون اینکه حاج آقا مصطفی این پیشنهاد را بدهد این اتفاق می‌افتاد. یعنی کس دیگری پیشنهاد می‌داد. چون بعد از وقوع یک اتفاق خیلی مسئله راحت‌تر است. اگر می‌رفتند پاریس و اتفاقی نمی‌افتاد چه می‌شد؟ یک مرجع بزرگ تقلید که بیش از نصف جمعیت مقلد ایشان هستند وسط اروپا سرگردان می‌ماند، این هم یک ریسکی بزرگی بود، ولی به نظر من امام تصمیم قاطع گرفته بودند که تا آخر خط را بروند و احساس کرده بودند اگر در نجف بمانند شکست می‌خورند.  

وی در ادامه گفت: حاج آقا مصطفی، بنی‌صدر را قبول داشت چون بیوتات را قبول داشتند و بنی‌صدر هم از بیوت روحانیت است. قطب‌زاده را معتقد بوده که نماز نمی‌خواند. حاج‌آقا مصطفی خیلی شریعت‌محور بوده ولی شاید قطب‌زاده هم نماز می‌خوانده و حاج‌آقا مصطفی مطلع نبوده است. شاید اگر حاج‌آقا مصطفی در یک سال آخر قبل از پیروزی انقلاب بودند، به گونه‌ای دیگر رفتار می‌شد.البته نه به این‌گونه که این انقلاب انجام نمی‌شد. حاج آقا مصطفی با دکتر شریعتی هم خوب نبوده است، در صورتی که ابوی ما به شدت با دکتر شریعتی خوب بود. اما این‌ها به اندازه‌ای نیست و جوهره انقلاب بزرگتر از این‌هاست.

سیدحسن خمینی درباره تأکید امام در مصاحبه‌هایشان در پاریس بر نظام جمهوری تصریح کرد: واقعیت این است که اگر هر کس آن مقطع زمانی را رصد کند، هرچه امام می‌گفتند مردم قبول می‌کردند. حداکثر ۹۸ درصد رأی آری به جمهوری اسلامی می‌شد ۹۷ درصد. یعنی اگر امام همان موقع می‌گفتند خلافت اسلامی، همه می‌گفتند همان درست است. نمی‌خواهم روی درست یا غلط بودن حرف تکیه کنم، می‌خواهم واقعیت را بگویم. وقتی عکس یک نفر را در ماه دیدند و همه دیده‌اند و هر کس نمی‌دیده در چشم خودش شک می‌کرده، معنایش این بوده که هرچه این شخص می‌گوید درست است. اما زمانی ما می‌خواهیم بگوییم که در واقعیت امام چه عقیده سیاسی‌ای دارد. من معتقدم عقیده سیاسی امام و آنچه را که می‌شود به امام نسبت داد، آخرین حرفی است که ایشان گفته. آخرین حرف هم جمهوری اسلامی است، دخالت رأی مردم در مشروعیت است و دقیقاً همان معنای جمهوریت است با قید اینکه مباحث فقهی و طلبگی دارد که مسجلاً رأی اکثریت در مشروعیت حکومت دینی دخالت دارد. لغت مشروعیت را هم باید تعریف کنیم که مشروعیت دینی است.

مشروح این گفت و گو به زودی در جماران منتشر می شود.

























شرح حال آیة الله السید مصطفی الخمینی(1349 - 1397 هـ = 1931 - 1977 م)